۱. «اسماعيل (بن عُلَيّة) گفت. با کتابت مخالفت ميشد (کرِهُوا الکتابَ)، زيرا مردمانِ پيش از ايشان (يعني اهل کتاب) به کتابهايشان متکي بودند و آنها را ميستودند؛ لذا همه نگران بودند که مردم به واسطه آنها (يعني کتابها) از قرآن منحرف شوند».۱
۲. «احمد بن حنبل گفت. أکرَهُ الکتَابَةَ عَمَّن أجَابَ فِي المِحنَةِ؛ از نگارش آنچه که فردي در دورة محنت گفته است، کراهت دارم».۲
۳. (علقمة بن وقّاص) [۲۲۹] پرسيد. آيا نميداني که کتابت مکروه است؟ (أنَّ الکتَابَ يُکرَهَ؟) او (يعني مسروق) پاسخ داد. بلي ميدانم؛ تنها ميخواهم آنها (يعني احاديث) را از بر کنم و سپس بسوزانمشان».۳
۴. «ابراهيم (النخعي) از نگارش حديث در دفترچههاي يادداشت کراهت داشت؛ کانَ يَکرَهُ أن يَکتُبَ الحَدِيثَ في الکرَارِيسِ».۴
در تمام اين نمونهها اگر کتاب [يا کتابة] را به «روش نقل روايت به صرف استنساخ [متون مکتوب]» ترجمه کنيم، مفيد معنايي نخواهد بود. اين نکته در ترجمة سرفصلهايي اين چنين هم صادق است. (باب ذکر کراهية کتاب [?] العلم وتخليده في الصحف)۵ و (باب ما جاء في کراهية کتاب العلم)؛۶ زيرا احاديثي که در اين بابها آمده، در مخالفت با کتابت و نگارش است، نه روشِ «کتابة» در نقل حديث.
ضميمة تشريحي دوم: آيا زُهري مجموعهاي حديثي به امر امويان تدوين کرده است؟
گلدتسيهر معتقد بود تمام گزارشها از تلاشهاي عُمَر بن عبدالعزيز در تدوين حديث را بايد گزارشهاي غير تاريخي دانست و کنار گذاشت. به نظر او، «اخلاف
1.. خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۵۷.
2.. ذهبي، ميزان الإعتدال، ج ۴، ص ۴۱۰.
3.. ابنعبدالبر، جامع، ج ۱، ص ۶۶؛ خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۵۹.
4.. دارمي، سنن، ج ۱، ص ۱۰۰. قس همين مقاله، پيشتر، ص [۲۱۶].
5.. ابنعبدالبر، جامع، ج ۱، ص ۶۳.
6.. ترمذي، صحيح (بولاق، ۱۲۹۲ ق)، ج ۲، ص ۱۱۱.