يادداشت برداري يا خلاصهنويسي انجام ميگرفت. اين نکته گاه از تعابير برخي احاديث به روشني برميآيد. مثلاً أبوهريرة در روايتي ديگر از پيامبر صلي الله عليه و آله نقل کرده که ايشان به فردي گلهمند از حافظة ضعيفش فرموده است. «حافظهات را با دست راستت ياري ده».۱ همچنين از نوة پيامبر، حسن بن علي عليه السلام ، نقل شده که به فرزندان و برادرزادگانش توصيه کرده است. «علم را فرا گيريد، امّا اگر از ميان شما کسي قادر به روايت [از حفظ] نيست، بايد مطالب را بنويسد و در منزلش حفظ کند».۲
با تمام اين احوال، احاديث گروه دوم نبايد ما را از اين واقعيت غافل کند که نفي کتابت احاديث در ميان محدّثان گروه نخست صراحتاً بر ممنوعيت يادداشتهاي شخصي (هيپومنِماتا) نيز دلالت دارد. همچنان که پيشتر آورديم، چنين يادداشتهايي اگر هم تهيه ميشد، بايست محو يا نابود ميشد.۳
چرا بنابراين ديدگاه، فقط قرآن بايد به نگارش درميآمد، امّا ميپنداشتند که حديث را تنها ميتوان در حافظه نگه داشت و شفاهاً نقل کرد؟ چرا آموزة مکتوب ثانوي در کنار قرآن نبايد وجود ميداشت؟ تلاشهاي پيشين در تبيين اين نکته وابستگي بسيار به متن احاديث داشته است. تفسير مطرح شده از محتواي اين احاديث بر اساس همان فهمي است که عالمان مسلمان در قديم داشتهاند. متداولترين دلايلي که براي مخالفت با نگارش حديث گفتهاند به قرار زير است:
۱) بيم آن بود که کتابي ثانوي و مشابه قرآن ساخته شود يا احاديث با متن قرآن آميخته شود (اين امر به ويژه در زماني که وحي همچنان استمرار داشت، در برابر احاديث نبوي صادق بود).۴ اين روايت سه تن از گردآورندگان و کاتبان قرآن را ياد ميکند که با کتابت احاديث و اقوال سخت مخالفت
1.. همان، ص ۶۵ ـ ۶۸؛ قس ادامة مقاله، ص [۲۳۶ ـ ۲۳۷].
2.. همان، ص ۹۱.
3.. نک. همين مقاله، پيشتر، ص [۲۱۶]، و ادامة مقاله، ص [۲۲۶].
4.. خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۵۷؛ ابنعبدالبر، جامع، ج ۱، ص ۶۸؛ ابنحجر، فتح الباري في شرح صحيح البخاري، تصحيح [طه عبدالرؤوف] سعد و [مصطفي محمد] هواري (قاهره، ۱۹۷۸)، ج ۱، ص۳۱۵.