175
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

احمد بن حنبل که مجموعه‏اي چند جلدي از حديث را در قالب مسند گرد آورده بود، از اهمّيّت نگارش در حيطة کار خود نيک آگاه بود. نقل است که وقتي يکي از شاگردانش به او گفت «اگر علم (يعني حديث) کتابت نشده بود، از ميان رفته بود»، پاسخ داد. «بلي، واقعاً اگر کتابتي از احاديث نبود، آنگاه ما (محدّثان) چه کاره بوده‏ايم»؟۱
تراجم نويسانِ يحيي بن مَعين، وي را به سبب نگارش و بر جا نهادن «کتاب‏هاي» کثير ستوده‏اند.۲ [۲۲۱] در واقع منابع رجالي او را محدثي دانسته‏اند که بيشترين تعداد احاديث را در زمان خودش نگاشته است.۳
مي‏بينيم اين حکم که حديث را بايد علي العموم از حفظ روايت کرد، در بغداد لغو مي‏شود، همان گونه که در ديگر مراکز غير عراقي پيش از اين کنار گذاشته شده بود. چنين تحولي کاملاً طبيعي بود، گويي به هر اندازه که حجم مطالب مورد رجوع عالمان زياد مي‏شود، فراگيري و استفاده از آن‏ها با تکية صرف بر حافظه ناممکن بود. اگرچه اين احاديث در محافل متعدد و دور از هم منتشر شده بود، به همان اندازه عالمان از بروز اشتباهات پرهيز و ابا داشتند؟

دوم

تا اينجا اين پرسش بسيار مهم را به کلي ناديده گرفتيم که چرا در يهوديت و اسلام، مردم ـ دست‏کم نظراً ـ در چنين دورة طولاني قائل بودند که نقل شفاهي احاديث ضرورت دارد. پاسخ اين پرسش ما را به عقب، يعني همان نقطة شروع بحثمان بازمي‏گرداند.
شک نداريم که قرن‏ها بر اساس ديدگاه رايج و حاکم در يهوديت، تنها کتاب مقدس مقدر بوده است که نوشته شود، و ميشنا و تلمود بايست به صورت سنّتي شفاهي همراه آن مورد استفاده قرار مي‏گرفتند. در بسياري روايات اسلامي ـ چه

1.. ابن‌عبدالبر، جامع، ج ۱، ص ۷۵.

2.. ذهبي، تذکرة الحفاظ، ج ۲، ص ۴۳۰؛ ابن‌حجر، تهذيب التهذيب، ج ۹، ص ۲۴۷ ـ ۲۴۸.

3.. ابن‌حجر، تهذيب التهذيب، ج ۹، ص ۲۴۸.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
174

جايي که نوشته‏هايشان بالغ بر چندين مجلّد مي‏شده، آنها را يادداشت‏هاي شخصي (هيپومنماتا) معرفي کنند.
روشن است که استفاده از يادداشت‏هاي شخصي (هيپومنماتا) در ملأ عام تا مدّت‏هاي طولاني در عراق قابل قبول نبود. از همين رو، کتب «اوائل» اطّلاعاتي در باب عالماني ثبت و ضبط کرده‏اند که نخستين بار از کتاب‏هاي خود آشکارا در حضور ديگران براي توثيق روايات منقول بهره برده‏اند. اينان عبارتند از. روح بن عُباده بصري (م ۲۰۶ ق) و أبواُسامة (حمّاد بن اُسامة) کوفي (م ۲۰۲ ق).۱ از سوي ديگر، نقل است که سُفيان بن عُيَينة (م ۱۹۶ق) در پاسخ به اين درخواست که به او مي‏گفتند «کتاب‏هايت را نشان ده»، چنين مي‏گفت. «من هر چيزي را در حافظه‏ام بسيار صحيح‏تر از کتاب‏هايم نگه مي‏دارم».۲
وقتي بغداد، مرکز خلافت، در محوريت علم حديث و به طور کلي علوم اسلامي بر شهرهاي بصره و کوفه پيشي گرفت، به تدريج مردم از اين روش که احاديث را از بر بخوانند پرهيز کردند. از ميان محدّثان بزرگ بغداد در نيمة اوّل قرن نهم ميلادي (/ سوم هجري)، يعني علي بن المديني (م ۲۳۵ ق)، يحيي بن مَعين (م ۲۴۱ ق)، و احمد بن حنبل (م ۲۴۱ ق) تنها علي بن المديني، که از قضا از بصره آمده بود، اين روش را ادامه داد. در مقابل، احمد بن حنبل چندان به اين امر اعتنا نداشت. في‌المثل وي مي‏گفت حديث عبدالرزاق از مَعمَر بن راشد را ـ که در يمن مي‏زيسته و به جد از کتاب‏هايش استفاده مي‏کرده است (نک. همين مقاله، پيشتر) ـ بر حديث بصريان ترجيح مي‏دهد؛ چه اينان به دليل تکيه بر حافظه‏شان، گرفتار خطا مي‏شوند.۳ از سويي ديگر، نقل است احاديثي که مَعمَر در بصره روايت مي‏کرد، خطاهايي در بر داشت (زيرا وي در آنجا از حفظ نقل مي‏کرد).۴

1.. ابن‌حجر، تهذيب التهذيب، ج ۳، ص ۲۵۴.

2.. ابن‌حجر، تهذيب التهذيب، ج ۴، ص ۱۰۷.

3.. همان، ج ۶، ص ۲۷۹.

4.. همان، ج ۱۰، ص ۲۱۹.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6322
صفحه از 534
پرینت  ارسال به