مدّتهاي مديد در بصره کسي از عالمان نميپذيرفت که از يادداشتهاي شخصي (هيپومنِماتا) خود در ملأ عام استفاده کنند و به اين طريق بر وثاقت برخي از احاديث خود بيفزايند. مَعمَر بن راشد بصري (م ۱۵۳ ق) ـ يکي ديگر از گردآورندگان اوّليّة مصنَّفها ـ که در صنعاء زيسته است، در دورة سکونتش در يمن عادت کرده بود «از کتابهايشان خوب مراقبت کند و احاديث را از روي آنها بخواند»، زيرا در آن ديار از حفظ خواندن مطالب اهمّيّتي نداشت، امّا همو در بازديدهايي که از وطنش بصره داشته، ناگزير احاديث را از حفظ ميگفته است.۱
نقل است که نقّاد مشهور حديث، يحيي بن سعيد قطّان بصري (م ۱۹۸ ق) نيز حديث را از حفظ ميخوانده،۲ امّا هنگام نقل احاديث بلند، آنها را از روي مکتوبات (= کتب) شاگردانش قرائت ميکرده است.۳
در کوفه، دومين مرکز علمي عراق، نقل حديث از حفظ (همانند مدينه) مورد پسند بود. نخستين گردآورنده مصنَّف در کوفه، يحيي بن زکريا بن أبيزائدة (م ۱۸۲ ق) از حفظ نقل روايت ميکرد۴ و وکيع بن جرّاح (م ۱۹۷ ق) [۲۲۰] هم که مصنَّف او را الگوي کار خود قرار داده بود، چنين ميکرد.۵
يکي از مصنِّفان متقدم که مجموعههايش به دست ما رسيده، ابنأبيشيبة
(م ۲۳۵ ق) از اهالي کوفه است. وي برخي ابواب اثر عظيم خود را با اين جمله آغاز کرده است. «اين مطلبي است که من با حافظهام از پيامبر دانستهام»۶ . اين شيوه عجيب بيان نشان ميدهد هنوز برخي از گردآورندگان لازم ميديدهاند حتي در
1.. ابنحجر، تهذيب التهذيب، ج ۶، ص ۲۷۹، ذيل عنوانِ عبدالرزاق بن همّام.
2.. همان، ج ۱۱، ص ۱۹۲.
3.. خطيب بغدادي، تاريخ بغداد و مدينة السلام (قاهره، ۱۹۳۱)، ج ۱۴، ص ۱۴۰.
4.. ابنحجر، تهذيب التهذيب، ج ۶، ص ۱۸۳ ـ ۱۸۴.
5.. همان، ج ۱۱، ص ۱۱۲؛ نيز نگاه کنيد به مقالة من با عنوان «مسئلة روايت شفاهي يا مکتوب علوم در صدر اسلام» با اين مشخصات در زير:
Die Frage der schriftlichen oder mundlichen uberlieferung der Wissenschaften im fruhen Islam”, Der Islam ۶۲ (۱۹۸۵), ۲۰۱-۳۰, esp. ۲۰۷.
6.. ابنأبيشيبة، ج ۱۰، ص ۱۵۴.