173
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

مدّت‏هاي مديد در بصره کسي از عالمان نمي‏پذيرفت که از يادداشت‏هاي شخصي (هيپومنِماتا) خود در ملأ عام استفاده کنند و به اين طريق بر وثاقت برخي از احاديث خود بيفزايند. مَعمَر بن راشد بصري (م ۱۵۳ ق) ـ يکي ديگر از گردآورندگان اوّليّة مصنَّف‏ها ـ که در صنعاء زيسته است، در دورة سکونتش در يمن عادت کرده بود «از کتاب‏هايشان خوب مراقبت کند و احاديث را از روي آنها بخواند»، زيرا در آن ديار از حفظ خواندن مطالب اهمّيّتي نداشت، امّا همو در بازديدهايي که از وطنش بصره داشته، ناگزير احاديث را از حفظ مي‏گفته است.۱
نقل است که نقّاد مشهور حديث، يحيي بن سعيد قطّان بصري (م ۱۹۸ ق) نيز حديث را از حفظ مي‏خوانده،۲ امّا هنگام نقل احاديث بلند، آنها را از روي مکتوبات (= کتب) شاگردانش قرائت مي‏کرده است.۳
در کوفه، دومين مرکز علمي عراق، نقل حديث از حفظ (همانند مدينه) مورد پسند بود. نخستين گردآورنده مصنَّف در کوفه، يحيي بن زکريا بن أبي‌زائدة (م ۱۸۲ ق) از حفظ نقل روايت مي‏کرد۴ و وکيع بن جرّاح (م ۱۹۷ ق) [۲۲۰] هم که مصنَّف او را الگوي کار خود قرار داده بود، چنين مي‏کرد.۵
يکي از مصنِّفان متقدم که مجموعه‏هايش به دست ما رسيده، ابن‌أبي‌شيبة
(م ۲۳۵ ق) از اهالي کوفه است. وي برخي ابواب اثر عظيم خود را با اين جمله آغاز کرده است. «اين مطلبي است که من با حافظه‏ام از پيامبر دانسته‏ام»۶ . اين شيوه عجيب بيان نشان مي‏دهد هنوز برخي از گردآورندگان لازم مي‏ديده‏اند حتي در

1.. ابن‌حجر، تهذيب التهذيب، ج ۶، ص ۲۷۹، ذيل عنوانِ عبدالرزاق بن همّام.

2.. همان، ج ۱۱، ص ۱۹۲.

3.. خطيب بغدادي، تاريخ بغداد و مدينة السلام (قاهره، ۱۹۳۱)، ج ۱۴، ص ۱۴۰.

4.. ابن‌حجر، تهذيب التهذيب، ج ۶، ص ۱۸۳ ـ ۱۸۴.

5.. همان، ج ۱۱، ص ۱۱۲؛ نيز نگاه کنيد به مقالة من با عنوان «مسئلة روايت شفاهي يا مکتوب علوم در صدر اسلام» با اين مشخصات در زير: Die Frage der schriftlichen oder mundlichen uberlieferung der Wissenschaften im fruhen Islam”, Der Islam ۶۲ (۱۹۸۵), ۲۰۱-۳۰, esp. ۲۰۷.

6.. ابن‌أبي‌شيبة، ج ۱۰، ص ۱۵۴.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
172

[۲۱۹] محدث و متکلّم بصري، سعيد بن أبي‌عروبة (م ۱۵۷ ق) از نخستين عالماني است که در کتب «اوائل» او را در شمار مصنِّفون متقدّم دانسته‏اند.۱ در شهر بصره (همانند کل عراق)، مردم براي انتشار شفاهي احاديث اهمّيّت زيادي قائل بودند. اين امر بدين معناست که بيشتر بصريان احاديث را از بر مي‏کردند (و آنها را از روي نسخه‏اي نمي‏خواندند). چنانچه کساني مدارک مکتوبي داشتند، در حضور جمع از آن استفاده نمي‏کردند. درباره سعيد بن أبي‌عروبة نقل شده که «لم يکن له کتاب، إنّما کان يحفظ؛ او اصلاً کتابي نداشت؛ عادت داشت مطالب را به حافظه بسپارد».۲ اين امر وضعيت نهايي و تثبيت شده نبود، زيرا به عکس در برخي گزارش‏ها صراحتاً آمده است که ديگر عالمان بصري مانند همّام بن يحيي (م ۱۶۵ ق) در مواردي به کتاب‏هاي خود مراجعه مي‏کردند.۳ آيا سعيد بن أبي‌عروبة واقعاً تمام مصنّف خود را بي‏کم و کاست تنها در ذهن خود نگه مي‏داشت؟ اين کار از قراين محال مي‌نمايد. چنان که از نمونه‏هاي بسيار قديمي از قبيل مصَنَّف عبد‌الرزّاق بن همّام [صنعاني] (م ۲۱۱ ق) و مصنَّف ابن‌أبي‌شيبة (م ۲۳۵ ق) برمي‏آيد، اين مصنَّفات بسيار حجيم و چند جلدي بوده‏اند. در واقع ادلّه‏اي هم داريم که نشان مي‏دهند چنين وضعيتي حاکم نبوده است. نقل است که سعيد بن أبي‌‌عروبة کاتبي شخصي به نام عبدالوهّاب بن عطا داشت که هميشه وي را همراهي مي‏کرده و کتاب‏هايش را مي‌نوشته است.۴

1.. ابن‌حنبل، علل، ص ۳۴۸؛ ذهبي، تذکره الحفّاظ (حيدرآباد، ۱۹۵۵ ـ ۱۹۵۸)، ج ۱، ص ۱۷۷، ابن‌حجر، تهذيب التهذيب (بيروت، ۱۹۸۴ ـ ۱۹۸۵)، ج ۶، ص ۳۵۸، ذيل عنوانِ عبدالملک بن عبدالعزي بن جُرَيج.

2.. ذهبي، تذکرة الحفّاظ، ج ۱، ص ۱۷۷؛ ابن‌حجر، تهذيب التهذيب، ج ۴، ص ۵۷.

3.. ذهبي، ميزان الاعتدال، تحقيق علي محمّد البجاوي (قاهره، ۱۹۶۳ـ۱۹۶۵)، ج ۴، ص ۳۰۹؛ ابن‌حجر، تهذيب التهذيب، ج ۱۱، ص ۶۱.

4.. ابن‌سعد، کتاب الطبقات الکبير، تحقيق ادوارد زاخاو و ديگران (لايدن، ۱۹۰۴ـ۱۹۴۰)، ج ۷، جزء ۲، ص۷۶؛ ابن‌حجر، تهذيب التهذيب، ج ۶، ص ۳۹۹.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7764
صفحه از 534
پرینت  ارسال به