169
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

با اين همه، تعداد زيادي از يادداشت‏هاي خصوصي (هيپومنِماتا = hypomn?mata) دائماً بايست در جاهاي مختلف نگاشته شده باشند. در هر دو سنّت، حجم اين يادداشت‏ها ـ چه درباره موضوعي راجع به عبارت (يا قطعه‏اي) خاص از متن مقدس باشد يا قابل رديابي تا راويان مشخصي ـ به گونه‏اي اغراق‏آميز در حدّ بار شتر توصيف شده است. بنابر گزارش يک مر زوطرا Mar Zuora، تفاسير حاگاده‏اي کتاب اول تواريخ ايام (۸. ۳۷ ـ ۳۸ و ۹. ۴۳ ـ ۴۴) بار چهل شتر بوده است.۱ در اين ميان، اين گزارش منطقي‏تر مي‌نمايد که «کتاب‏هاي» عبداللّه‏ بن عباس را که بر يک شتر بار زده بودند، موسي بن عُقبة به امانت حفظ کرده بود.۲

از آنجا که کسي اجازه نداشت سخنان معلمان را براي استفاده عمومي بنويسد، همگان موظّف بودند هر جمله را با نام روايي که مطلب را از او شنيده‏اند نقل کنند... در واقع، اگر مراجع پيشين جمله‏اي گفته بودند، آنها هم بايست به همان صورت ذکر مي‏شدند. «حال اگر مي‏تواني سلسله راوياني را تا موسي بيابي، آن را عرضه کن...».۳
هوروويتس در زمان خودش اعتقاد داشت که اين عملکرد مدارس يهودي در دورة تلمودي (آموريان) را بايد به مثابة الگويي براي إسناد دانست.۴ اين احتمال را نمي‏توان غيرقابل قبول دانست و بي‏ربط انگاشت. امروزه با پژوهش‏هاي خوتير يُنبُل،۵ اين نکته ظاهراً به اثبات رسيده که إسناد نخستين بار در زمان فتنة دوم در اسلام (يعني سال‏هاي ۶۰ ـ ۷۲ هجري) پديد آمده است. بعيد نيست که تا آن زمان به قدر کفايت شمار قابل توجهي از يهود که به اين شيوه از وثاقت و سنديت بخشيدن به تلمود آگاهي داشتند، به اسلام گرويده بوده (اتفاقاً تلمود در اين زمان به شکلي منقّح و مکتوب تدوين شده بود) و اينان اين روش را به سنّت اسلامي معرفي کرده‏اند. با اين همه، بيشتر محتمل است که سير تکوين إسناد در هر دو سنّت به

1.. Strack, Eilnletung, ۱۲.

2.. خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۱۳۶.

3.. Strack, Eilnletung, ۱۴.

4.. Horovitz, “Alter und Ursprung des IsnAd”, ۴۶.

5.. G.H.A. Juybnoll, Muslim Tradition: Studies in Chronology, Provenance and Authorship of Early Hadith (Cambridge, ۱۸۹۳), ۱۷ff.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
168

آن‏ها گاه مورد انتقاد قرار مي‏گرفت، چراکه بسيار شبيه مصاحف قرآن به نظر مي‏رسيدند.۱ علت اينکه اين يادداشت‏ها براي ثبت و ضبط دائم و ماندگار نبودند،۲ اين بود که برخي اصرار داشتند دانش‏آموختگان آنچه را يکبار نوشته و از بَر کرده‏اند بايد نابود کنند.۳ برخي محدّثان در وصيّت نامة خود قيد کرده بودند پس از فوتشان، يادداشت‏هاي آنان بايد از بين برود ـ سوزانده يا مدفون شود.۴ از سوي ديگر، حتي مخالفانِ کتابت حديث اصطلاحاً «اطراف» (= وصايا يا نکته‏نويسي‏ها) را ممنوع نمي‏دانستند. اينها يادداشت‏هايي بودند صرفاً از ابتدا و انتهاي احاديث.۵ از آنجا که ابزار و مواد کتابت بسيار اندک بود و هميشه در دسترس نبود، دانش‏آموختگان يهودي نيز همچون مسلمانان گاه به ناچار بر روي ديوارها مي‌نوشتند.۶ در گزارش‏هاي اسلامي حتي نقل شده که چه بسا برخي از کف دست [۲۱۷] و کفش‏هايشان استفاده مي‏کردند.۷

1.. دارمي، سنن، تحقيق عبدالله هاشم يماني المدني (مدينة، ۱۹۶۶)، ج ۱، ص ۱۰۰؛ خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۴۸؛ ابن‌عبدالبرّ، جامع بيان العلم وما ينبغي في روايته وحملته (قاهره، بي‏تا)، ج ۱، ص ۶۷؛ نبية عبود در کتاب زير: Nabia Abbott, Studies in Arabic Literary Papyri, II (Chicago, ۱۹۶۷), p.۶۰.

2.. خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۴۶ ـ ۴۷؛ ابن‌عبدالبرّ، جامع بيان العلم، ج ۱، ص ۶۷؛ نيز نگاه کنيد به ادامة همين مقاله، ص [۲۲۲].

3.. خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۵۳ به بعد و ص ۵۸ به بعد.

4.. همان، ص ۶۱ به بعد.

5.. ابن‌أبي‌شيبة، الکتاب المصنّف، تحقيق عبدالخالق خان الأفغاني (حيدرآباد و بمبئي، ۱۹۶۶ ـ ۱۹۸۳)، ج ۹، ص ۵۱، ش ۶۴۸۴؛ ابوخَيثمة، کتاب العلم، در محمد ناصرالدين الألباني (محقّق)، مِن کنوز السنّة: رسائل أربع (دمشق، ۱۳۸۵ ق)، ص ۱۴۱، ش ۱۳۵؛ ابن‌عبدالبرّ، جامع بيان العلم، ج ۱، ص ۶۲؛ دارمي، ج ۱، ص ۹۹؛ قس ادامة همين مقاله، ص[۲۳۵].

6.. Lieberman, Hellenism in Jewish Palestine, ۸۷; Gerhardsson, Memory and Manuscript, ۱۶۱; خطيب بغدادي، تقييد العلم، ص ۱۰۰.

7.. احمد بن حنبل، کتاب العلل ومعرفة الرجال، تحقيق طلعت قوچ ييکيت واسماعيل سراح اوغلي، ج ۱ (آنکارا، ۱۹۶۳)، ص ۴۲، ۵۰؛ ابن‌أبي‌شيبة، ج ۹، ص ۵۱، ش ۶۴۸۹، قس سزگين، GAS، ج ۱، ص ۶۳.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7772
صفحه از 534
پرینت  ارسال به