151
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

شده است که هدف آشکار آن‏ها موضع‏گيري عليه مکتوبات حاوي احکام فقهي منتسب به پيامبر صلي الله عليه و آله است. ابو‌موسي اشعري با دست خود احاديثي را که فردي پس از استماع از وي نوشته بود، پاک کرد۱ که از اين قبيل گزارش‏ها بسيار مي‏توان يافت.۲ افزايش مستمر اين مکتوبات که خيلي زود به عنوان منابع حديثي براي فقهِ در حال تکوين مورد استفاده قرار مي‏گرفت، همواره موجب بيم و هراس افراد محتاط بود.۳
اما ديدگاه ديگري نيز هست که شايان توجه بسيار است. پس از وفات حضرت محمد صلي الله عليه و آله ، آنچه سخنان پيامبر صلي الله عليه و آله تلقي مي‏شد، در محافلي که حديث را مصدر موثّق فقهي مي‏دانستند، از اعتبار ديني والايي برخوردار شد. در حقيقت اعتبار احاديث براي دستيابي به احکام در ميان نسل‏هاي مقدم بسيار بيشتر از نسل‏هاي بعدي بود. تصور غالب اين بود که وحي الهي به حضرت محمد صلي الله عليه و آله با قرآن پايان نپذيرفته است. عموماً چنين مي‏پنداشتند که اگرچه کتاب مقدس شامل تمام وحيي مي‏شود که خداوند براي همه جامعه در نظر گرفته، امّا اين تمام وحيي نيست که خداوند به پيامبر برگزيده‏اش عطا کرده است. همچنين تصور مي‏شد که به ويژه درست قبل از وفات محمد صلي الله عليه و آله خداوند گنجينه‏اي از وحي را به او عنايت کرده و در روز درگذشت پيامبر صلي الله عليه و آله ، بيش از هر زمان ديگري وحي نازل شده است.۴ مسلماً اين وحي نمي‏توانسته در قرآن جاي گيرد. يکي از سخنان محمد صلي الله عليه و آله اين نگرش را به خوبي توضيح مي‏دهد. به من کتاب و چيزي مانند آن (در وسعت يا اهميت) ارزاني شده است (: إنّي أوتِيتُ الکتابَ ومِثلَهُ مَعَهُ).۵ البته اين سخن به آن بخش از وحي اشاره

1.. ابن‌سعد، ج ۴، جزء اول، ص ۸۳، سطر ۱۸.

2.. نک. احمد بن حنبل، مسند (قاهره، ۱۳۱۱ ق)، ج ۳، ص ۱۲، پايين صفحه. اين گزارش در کتاب من با عنوان Muhammedanische Studien، ج ۲، ص ۱۹۵، پانويس ۱ آمده است.

3.. نک. نکتة مهمِ ابن‌سعد، در ج ۵، ص ۲۱۶، سطر ۱۶.

4.. ابن‌سعد، در ج ۲، جزء ۲، ص ۲، سطر ۷. «أنَّ اللهَ تابَعَ الوَحي عَلي رَسُولِ الله قَبلَ وَفَاتِهِ حَتي تُوُفِّيَ وَأکثَر مَا کانَ الوَحي يومَ تُوُفِّي رَسُولُ اللّه‏.» کتاب زير چاپ بود و شوالي [مُصحّح اين جلد] با لطف فراوان تصحيح خود را در اختيار من قرار داد.

5.. متأسفانه تعيين زمان شکل‏گيري اين حديث، حتي به صورت احتمالي امکان‏پذير نيست.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
150

دوم

اين موضع‏گيري نسبت به حديث که توضيح داده شد، همراه با دلايل ديگري چند،۱ در سوق دادن مخالفانِ «ثبت احاديث به شکل مکتوب» به سوي اين ديدگاه، اهميتي بسيار داشته باشد. [بنا به استدلال آن‏ها که به عدم ثبت و نگارش احاديث در صدر اسلام معتقدند] وقتي مسلمانان انتساب شفاهي سخني به پيامبر صلي الله عليه و آله را زنگ خطر مي‏دانستند، مسلماً هراس ايشان از شکل مکتوب اين اخبار بيشتر بوده است. علاوه بر اين، مطالب بسيار اندکي در دست بود که افراد مقيّد بتوانند انتساب آن‏ها به پيامبر صلي الله عليه و آله را با اطمينان بپذيرند. شواهدي وجود دارد که نشان مي‏دهد احکام مربوط به ديه، نخستين عناصر تشکيل دهنده احاديث فقهي بوده‏اند. اين مسئله رويدادي عادي و مهم در زندگي روزمرة اعراب بود. لذا وجود احکامي در اين باره امري کاملاً ضروري به شمار مي‏آمد. بنابراين مي‏توان تصور کرد که حضرت محمد صلي الله عليه و آله نه تنها اين نياز را حس مي‏کرد، بلکه به سبب رويدادهاي واقعي، لازم ديد مواردي را که به احکام اندک قرآن در باب قتل نفس و کفارة آن بيفزايد. نتيجتاً مي‏توان احکام اصلي مربوط به ديه را که در روايات فقهي اوّليّه آمده، حقيقتا جزو متون اصلي حديثي دانست. از آنجا که اين احاديث را عموماً صحيح مي‏دانستند، نوشتن آن‏ها با مخالفت مواجه نمي‏شد.
نوشتن ساير احاديث، که مفادشان با اجراي مستمر وارد زندگي روزمره نشده بود، باعث نگراني افراد محتاط بود. اين نحوه برخورد در بعضي نقل‏هاي روايي بيان

1.. Muhammedanische Studien, II, ۱۹۴ff.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5841
صفحه از 534
پرینت  ارسال به