149
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

نقل حديث به شدت هراسان مي‏شد و روايت کردن چون باري گران بر دوشش سنگيني مي‏کرد.۱ اين قبيل گزارش‏ها در تضاد آشکار با احاديث فراواني است که به نام اين صحابه در مجموعه‏هاي مسانيد فراهم آمده است.
در نقد حديث، شناخت عللِ ترس فراوان از انتشار عمومي برخي روايات بسيار مهم است. تنها دليل، بيم از تحريف متن حديث نبوده، بلکه در آغاز مسئله تمايلات فرقه‏اي نيز دخالت داشته است. في‌المثل، عمَر مايل نبود پاره‏اي احاديث که با اقدامات مهمش ناسازگار است، در ميان مردم بيان شود.۲
بيم از انتشار عمومي سخنان پيامبر صلي الله عليه و آله که در گزارش‏هاي فوق هويداست، با احتياط فزايندة مستمعان ارتباط دارد. مثلاً در مراحل دعوا و قضاء، مردم خواهان دليلي چون سوگند ياد کردن يا گواهي شاهداني بر وثاقت حديث بودند. هنگامي که مغيرة بن شعبة حکم پيامبر صلي الله عليه و آله راجع به دية سقط جنين را براي عُمَر بازگو مي‏کند، وي اصرار مي‏ورزد که مغيرة بايد حتما شاهد ديگري بياورد که اين سخن را از پيامبر شنيده باشد (: آتِ مَن يشهَدُ مَعَک). و مغيرة البته توانست محمد بن مَسلمة را به عنوان شاهد دوم حاضر کند.۳ اين امر براي ما روشن مي‏کند که چرا عباراتي مانند صيغه‏هاي سوگند يا ديگر قيود اطمينان ‏بخش در آغاز منقولات حديثي اوّليّه آمده است.۴ ابو‌موسي اشعري نيز به منظور تأييد صحت يکي از روايات، دست شک‏کننده را مي‏فشارد.۵

1.. همان، ج ۳، جزء اول، ص ۵۰۴، سطر ۲. شديد الهيبة للحديث وکان يثقل عليه جداً.

2.. ابن‌سعد، ج ۴، جزء اول، ص ۱۴، سطر ۷. ابن‌سعد از اواخر دورة بني‌اميه رواياتي ذکر مي‏کند که نبايد عمومي مي‏شدند (همان، ج ۵، ص ۳۰۸، ص ۱۰ به بعد).

3.. بخاري، الجامع الصحيح، تصحيح Th. W. Juynboll , Ludolf Krehl (لايدن، ۱۸۶۲ ـ ۱۹۰۸)، ديات، شماره ۲۵. براي موردي مشابه نک. اين اثر از آلويس اشپرنگر در زير: Aloys Sprenger, Das Leben und die Lehre des Mohammad (Berlin, ۱۸۶۱-۶۵), III, ۸۱.

4.. نمونه‏اي از اين‏گونه اظهارات رسمي را مي‏توان در طبري، تاريخ الرسول و الملوک، تحقيق م. خ. دخويه (لايدن، ۱۸۷۹ ـ ۱۹۰۱)، ج ۱، ص ۱۰۹ يافت. هر حلقه از سلسله سند با عبارت «أشهَدُ عَلَيهِ» آغاز مي‏شود. نک. ابوعاصم النبيل (م ۲۸۷ ق)، کتاب الديات (قاهره، ۱۳۲۳ ق)، ص ۱۸. ابن‌اسحاق در سيرة رسول اللّه‏، تأليف ابن‌هشام، تصحيح فرديناند وُستِنفِلد (گوتينگِن، ۱۸۵۸ ـ ۱۸۶۰)، ج ۱، جزء اول، ص ۳۴۰، سطر ۴ و ص ۳۴۴، سطر ۸ اظهار مي‏کند «به خدا پناه مي‏بريم که سخني را به دروغ به پيامبر خدا نسبت دهيم؛ نعوذ بِالله‏ أن نَقُولَ عَلي رَسُول الله ما لَم يقُل.» نيز نگاه کنيد به نمونه‏هاي ذکر شده در مقالة پيش گفتة من (Neue Materialien...)، ص ۴۸۷ ـ ۴۸۸ و همين مقاله، پيشتر، پانويس۲. نيز نک. ابن‌سعد، ج ۴، جزء اول، ص ۱۵۹ سطر ۱۶ به بعد. وي شيوه جالبي را مطرح مي‏کند که از آن طريق، دغدغة مربوط به يک حديث مشکوک رفع مي‏شود.

5.. طبري، ج ۱، ص ۳۱۵۳، سطر ۱۸.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
148

کمتر از اين»۱ مقيد مي‏ساخت. شَعبي در روايتي مي‏گويد. يک سال با عبد‌اللّه‏ بن عمر همنشين بودم، بي آن که حتي يک حديث به نام پيامبر صلي الله عليه و آله از او بشنوم.۲ درباره خود عُمَر هم نقل شده است که چون ماجرايي بر وي عرضه شد، گفت. اگر بيم نداشتم که سخني بر حديث بيفزايم يا از آن بکاهم، حديثي نقل مي‏کردم.۳ صُهَيب بن سِنان نقل سخنان پيامبر صلي الله عليه و آله را قاطعانه رد مي‏کند. چون به او مي‏گويند «بيا تا رويدادهاي مغازي را برايت بازگو کنيم»، محتاطانه پاسخي چنين مي‏دهد: «آنگاه من بايد بگويم: پيامبر چنين فرمود؛ نه هرگز چنين امري روي نخواهد داد».۴
همين بيم و هراس فراوان در نقل حديث از زبير بن عوام، يکي از نزديک‏ترين صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله ، نيز نقل شده است.۵ ترس از تغيير در الفاظ واقعي حديث۶ ـ که در برخي گزارش‏هاي فوق هويداست ـ سعد بن أبي‌وقاص را نيز فرا گرفته بود که مي‏گفت: «من نگرانم اگر يک سخن را برايت نقل کنم، تو صد بر آن بيفزايي».۷
حتي عثمان بن عفّان هم که به خبرگي در نقل حديث مشهور است، دچار اين بيم و نگراني است.۸ علي‏رغم افزايش بي‏پروايي در نقل، و با آنکه تدوين حديث بعدها عملي مؤمنانه و از سر پرهيزکاري محسوب مي‏شد، اين «هيبت حديث» نسل‏هاي بعد را نيز فرا گرفت.۹ فضيل بن عياض سمرقندي (م ۱۸۷ ق در مکّه) از

1.. بنا به گزارش‏هاي مختلف در ابن‌سعد، کتاب الطبقات الکبير، تحقيق ادوارد زاخاو و ديگران (لايدن، ۱۹۰۴ ـ ۱۹۴۰)، ج ۳، جزء اول، ص ۱۱۰، سطر ۲۲ به بعد.

2.. همان، ج ۴، جزء اول، ص ۱۰۶، سطر ۲۵.

3.. همان، ج ۳، جزء اول، ص ۲۱۰، سطر ۴.

4.. همان، ج ۳، جزء اول، ص ۱۶۴، سطر ۱.

5.. همان، ج ۳، جزء اول، ص ۷۴.

6.. گزارش‏هاي بعدي از روايات «نقل به معنا»يند. نک. کتاب من (Muhammedanische Studien)، هاله، ۱۸۸۹ ـ ۱۸۹۰، ج ۲، ص ۲۰۱. درباره عمرو بن دينار (م ۱۲۶ ق) نک، ابن‌سعد، ج ۵، ص ۳۵۳، سطر ۲۳.

7.. ابن‌سعد، ج ۳، جزء اول، ص ۱۰۲، سطر ۹.

8.. همان، ج ۳، جزء اول، ص ۳۹، سطر ۸. إلي أنّه کان رَجلاً يهاب الحديث.

9.. تعبير «يحَدِّث لِلّه» بنا به جهات ديني بسيار رايج است. نک. نووي، تهذيب الأسماء واللغات، تصحيح فرديناند وُستِنفِلد (گوتينگِن، ۱۸۴۲ ـ ۱۹۴۷)، ص ۶۱۵، سطر ۳.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5933
صفحه از 534
پرینت  ارسال به