روايت ترديد کردهاند و معتقدند که اين ساخته معاصران مالک است که ميخواستند بدين وسيله رسمي را که در آن زمان در حجاز متداول شده بود، تأييد کنند.۱ از طرفي بايد به اين نکته توجه داشت که مالک و منبع مشهورش، ابوالنضرْ (متوفاي ۱۲۹ ق) را نميتوان از جاعلان اين خبر دانست، و بعيد است که هيچ يک از آنان چنين جعلي را در زمان خودشان پذيرفته باشند. اين موضوع و نيز اين که اين روايت از «طرق» مختلفي نقل شده است، نشان ميدهند که اين حديث به سدة اوّل بازميگردد. افزون بر اين، برگزاري نماز ميّت در مسجد سنّتي ديني نبود که در سدة دوم در حجاز متداول شده باشد. برعکس اين سؤال براي مالک مطرح بوده است که آيا جايز است نماز ميّت در مسجد نيز برگزار شود. مالک خود صرفاً تحت فشار حديثي که از عائشة نقل شده بود، و با اکراه چنين اجازهاي داد. در حالي که رأي خودش آن بود که تابوت را جلوي مسجد بگذارند.۲ شافعي که بدون هيچ قيد و شرطي به اين سؤال پاسخ مثبت داد، از مالکيان به خاطر نقض حکم اين حديث به حق انتقاد کرد.۳ اختلافي که در مورد اين رسم پيشتر در زمان عايشه به وجود آمده بود، بعداً در سخني منسوب به پيامبر به نقل از ابوهريرة بيان شد، که شَيباني (مانند ديگر حنفيان، که مخالف برگزاري نماز ميّت در مسجدند) در شرحي بر مُؤطّأ به آن استناد کرده۴ و ابوداوود آن را در جامع خود آورده است: هرچند ناقدان مسلمان، اين حديث را که تنها راوياش صالح بن نَبهان ناموثّق است، معتبر نميدانستند.۵
۴. اين حديث مشهور نبوي در همة جوامع رسمي يافت ميشود که آدمي فقط در سفر حج به سه مسجد بايد شتر را جهاز کند: مسجدالحرام، مسجدالنبي و مسجدالأقصي. بعضي معتقدند زُهري اين حديث را جعل کرده که حج بيتالمقدس
1.. Goldziher, Muhammedanische Studien, I, p. ۲۵۹ [English trans. Muslim Studies, ۲ vols. (London, ۱۹۶۷), I, p. ۲۳۳-۳۴].
2.. مدوّنة (قاهره، ۱۳۲۴)، ج ۱، ص ۱۶۱.
3.. کتاب الأمّ (بولاق، ۱۳۲۵)، ج ۷، ص ۱۹۶.
4.. موطّأ محمّد (لکنهو، ۱۳۴۶)، ص ۱۳۱.
5.. ابنحِبّان در: ذهبي، ميزان الإعتدال، ج ۱، ص ۴۶۱.