۱۳۷۶. الملاحم و الفتن - از آنچه سليلى در كتاب الفتن با سندش به نقل از محمّد بن عبد الرحمان، روايت كرده است - : امام صادق عليه السلام فرمود: «براى ما در بصره، حادثه بزرگى روى مىدهد و امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام فرمود» و آنچه را از حديث على بن ابى طالب عليه السلام در باره زنگيان و غير آن بود، ذكر نمود و سپس فرمود: «و پايتخت به زوارء (بغداد) باز مىگردد و كارها شورايى مىشوند، [و] هر كس بر چيزى چيره شود، انجامش مىدهد. اين هنگام سفيانى، خروج مىكند و نُه ماه در زمين بر كار، سوار مىشود و آنها را بدگونه عذاب مىكند. واى بر مصر! واى بر زوراء! واى بر كوفه! واى بر واسط! گويى به واسط مىنگرم كه در آن، هيچ كس نمانده است كه خبرى آورد (همه كشته شدهاند) و اين، هنگام خروج سفيانى است و آذوقه كم مىشود و مردم، دچار قحطى مىشوند و باران، كاهش مىيابد و نه زمينى است كه گياهى بروياند و نه آسمانى كه ببارد.
سپس مهدى، هدايتگرِ هدايتگشته خروج مىكند؛ كسى كه پرچم را از دست عيسى بن مريم مىگيرد. آن گاه دجّال، خروج مىكند و از ميسان (در نواحى بصره) شورش مىكند و به سفوان۱ و سَنام۲ [دو جاى پرآب] مىآيد و آن دو و نيز مردم را سِحر مىكند و چون گرسنگى و قحطى است، آن دو آب را مانند تريد آبگوشت جلوه مىدهد، در حالى كه چنين نيستند. اين، [آزمونى ]سخت است. سپس خورشيد به مدت چهل سال و تا روز قيامت، از مغربش طلوع مىكند و خدا بهتر مىداند كه در پس آن چه مىشود».۳
1.سفوان، در يك ميلى بصره و از مناطق پر آب و درخت است.
2.نام آب و كوهى در بصره است.
3.الملاحم و الفتن : ص ۲۶۶ ح ۳۸۶ .