825
واقعه عاشورا(در منابع کهن)

خداوندا! به تو پناه مى‏برم از اين كه با دروغى بر تو افترا بندم، و چيزى بگويم كه خلاف آنچه باشد كه از گرفتن عهدها در امر وصايت علىّ بن ابى طالب نازل فرمودى؛ آن كه حقّش را ربودند و بدون گناهى به قتل رسيد ـ آن گونه كه فرزندش ديروز به شهادت رسيد ـ و شهادت على در خانه‏اى از خانه‏هاى خدا، كه جمعى از مسلمانان [كه تنها با زبان مسلمان بودند]حضور داشتند. سرهايشان نابود باد، آنان كه در حيات و مماتش ستمى را از او نراندند، تا آن جا كه او را به سوى خود بردى؛ او كه ستوده‏سرشت و معروف المناقب، مشهور در هدايتگرى بود. خداوندا! هرگز در راه تو سرزنش سرزنشگرى، او را از هدف باز نداشت و نه نكوهش نكوهشگرى. پروردگارا! او را در كودكى، به اسلام هدايت فرمودى و در بزرگى، مناقب او را ستودى. او كه همواره ناصح و دلسوز براى تو [و دين تو] و پيامبرت بود ـ صلوات اللّه‏ عليه و آله ـ تا آن كه او را كه زاهد در دنيا، بى‏اعتنا بر آن و راغب در آخرت، و مجاهد در راهت بود به سويت قبض جان فرمودى. او ـ على ـ را پسنديدى و برگزيدى و به صراط مستقيمش هدايت كردى.

امّا بعد، اى اهل كوفه! اى اهل نيرنگ و بى‏وفايى و تكبّر! همانا ما اهل بيتى هستيم كه خدا ما را به شما، و شما را به ما مبتلا كرده، و آزمايش ما را نيكو قرار داده، و علم و فهم خود را نزد ما نهاده است. پس ما ظرف علم و فهم و حكمت و حجّت او بر اهل زمين در بلاد او بر عباد اوييم، چنان كه ما را به كرامت خود مكرّم داشته، و به پيامبرش محمّد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بر بسيارى از بندگانش تفضيلى آشكار داده است.

پس شما در پى تكذيب و تكفير ما بر آمديد و جنگ با ما را حلال دانستيد و تاراج اموال ما را روا پنداشتيد، كه گويى ما از فرزندان تُرك يا كابليم، همان گونه كه ديروز جدّ ما را كشتيد، و از شمشيرهاى شما خون جوانان ما اهل البيت مى‏چكد. همه اينها از كينه پيشين شما باشد، كه با اين جنايت، چشم‏هايتان روشن و دل‏هايتان شادمان گرديد. عجب افترايى است بر خدا و مكرى كه به كار برديد، وَ اللّه‏ُ خَيْرُ الْماكِرِينَ!

مبادا از عملكرد خود در ريختن خون‏هاى ما و تاراج اموال ما شاد باشيد؛ زيرا آنچه از مصائب سخت و رزاياى بزرگ به ما رسيده، در كتابى است پيش از برخورد ما با آن مصائب و اين براى خدا آسان است «تا مبادا براى آنچه از دست داديد، متأسف باشيد، و بدان چه به آن دست يافتيد، شادمان گرديد، و خدا متكبّر فخرفروش را دوست ندارد».


واقعه عاشورا(در منابع کهن)
824

اللّهمّ إنّي أعوذ بك أن أفتري عليك الكذب، وأن أقول عليك خلاف ما أنزلت، من أخذ العهود لوصيّة عليّ بن أبي طالب عليه‏السلام، المسلوب حقّه، المقتول بغير ذنب كما قتل ولده بالأمس في بيت من بيوت اللّه‏، فيه معشر مسلمة بألسنتهم، تعساً لرؤوسهم، ما دفعت عنه ضيماً في حياته ولا عند مماته! حتّى قبضته إليك محمود ۱۹۴

النقيبة، طيّب العريكة، معروف المناقب، مشهور المذاهب، لم تأخذه اللّهمّ فيك لومة لائم، ولا عذل عاذل، هديته يا ربّ للإسلام صغيراً، وحمدت مناقبه كبيراً، ولم يزل ناصحاً لك ولرسولك صلواتك عليه وآله حتّى قبضته إليك،، زاهداً في الدنيا، غير حريص عليها، راغباً في الآخرة، مجاهداً لك في سبيلك، رضيته فاخترته وهديته إلى صراط مستقيم.

أمّا بعد؛ يا أهل الكوفة، يا أهل المكر والغدر والخيلاء! فإنّا أهل بيت ابتلانا اللّه‏ بكم، وابتلاكم بنا، فجعل بلاءنا حسناً، وجعل علمه عندنا وفهمه لدينا، فنحن عيبة علمه، ووعاء فهمه وحكمته، وحجّته على أهل الأرض في بلاده لعباده، أكرمنا اللّه‏ بكرامته وفضّلنا بنبيّه محمّد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله على كثير ممّن خلق تفضيلاً بيّناً، فكذّبتمونا، وكفّرتمونا، ورأيتم قتالنا حلالاً وأمولنا نهباً، كأنّنا أولاد ترك أو كابل، كما قتلتم جدّنا بالأمس، وسيوفكم تقطر من دمائنا أهل البيت، لحقد متقدّم، قرّت لذلك عيونكم، وفرحت قلوبكم، افتراء على اللّه‏ ومكراً مكرتم، واللّه‏ خير الماكرين.

فلا تدعونّكم أنفسكم إلى الجذل بما أصبتم من دمائنا، ونالت أيديكم من أموالنا، ۱۹۵

فإنّ ما أصابنا من المصائب الجليلة والرزايا العظيمة في كتاب من قبل أن نبرأها، إنّ ذلك على اللّه‏ يسير؛ «لِّكَيْلاَ تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلاَ تَفْرَحُوا بِمَا ءَاتَاكُمْ وَ اللَّهُ لاَ يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ».۱

1.. الحديد: ۲۳ .

  • نام منبع :
    واقعه عاشورا(در منابع کهن)
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعی از پژوهشگران پژوهشکده علوم و معارف حدیث
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 57969
صفحه از 1023
پرینت  ارسال به