آيا در شما جز چاپلوسى و آلودگى به تباهى، و ارتجاع و كينهتوزى، و تملّقى چون تملّق كنيزان، و رنج و درد دشمنان است؟! يا در ميان شما چراگاهى به گستره يك خرابه يا قطعه نقرهاى كه در لحد گورى نهفته، وجود دارد؟ نَفْسِ شما چه چيز بدى از پيش فرستاده كه خشم خدا را بر شما فرود آورده و جاودانه در عذاب خواهيد بود!
آيا مىگرييد و ناله از جگر برمىآوريد؟! آرى به خدا كه بايد بسيار بگرييد و كم بخنديد! حقّا كه همه عار و ننگها را با خود برديد [و براى خود جمع كرديد] كه هرگز تكّههاى اين عار و ننگ را شستشو نتوانيد داد. و چگونه مىتوانيد خونزاده خاتم نبوّت و معدن رسالت و سيّد جوانان بهشت، و پناه نيكان، و فريادرس محرومان، و منار حجّت بر شما و جريانبخش سنّت خود را بشوييد؟!
چه گناه سنگينى را به دوش گرفتيد. دورى و تباهى از آنِ شما باد! تلاش شما زيانبار، دستهايتان بريده، و كالايتان قرين خسران باد! به خشم خدا بازگشت نموده، و داغ ذلّت و بيچارگى بر شما نهاده شد.
واى بر شما اى كوفيان! آيا مىدانيد كه چه جگرى از رسول اللّه را پارهپاره كرديد؟ و چه زنان گرامى از پيامبر را از پرده بيرون كشيديد، و چه خونى از پيامبر را ريختيد، و چه حرمت او را دريديد! حقّا كه چه بلاها و سختى سياه و ناگوارى را دامن زديد!».
در روايتى آمده: «به زشتى و حماقتى به پهناى برجستگىهاى زمين و آسمان روى آورديد». آيا به شگفت آمديد از اين كه آسمان، خون باريد؟ و هر آينه عذاب آخرت، خواركنندهتر است و شما يارى نمىشويد. اين مهلت [اندك] را خفيف مىپنداريد. خونخواهى دستخوش از دست رفتن نشود و خدا و پروردگارتان در كمينگاه است.
راوى گويد: به خدا سوگند، مردم را مىديدم كه چون سرگشتگان مىگريستند و دستها را بر دهانهايشان نهاده بودند.
پيرمردى را ديدم كه در كنارم ايستاده مىگريست و ريش وى از اشكش خيس شده بود و مىگفت: پدر و مادرم فدايتان! پيران شما بهترين پيران، جوانانتان بهترين جوانان و زنانتان بهترين زنان، و نسل شما بهترين نسلهايند، و هرگز خوار نگرديد و كسى را توان برابرى با شما نيست.
[خطبه فاطمه صغرا ـ سلام اللّه عليها ـ]
زيد بن موسى آورده از پدر و جدّش عليهالسلام كه فرمود: فاطمه صغرا عليهاالسلام بعد از آن كه از كربلا وارد شد، فرمود: «حمد مر خداى راست به عدد ريگ و سنگريزهها، و به وزن عرش تا خاك و فرش. او را مىستايم و بدو ايمان دارم و بر او توكّل مىنمايم، و شهادت مىدهم كه معبودى جز او نيست و اين كه محمّد، عبد و رسول اوست، و اين كه ذرّيه او در كنار شطّ فرات، مذبوح شدند بدون آن كه كينهتوز يا خواهان خاك باشند.