823
واقعه عاشورا(در منابع کهن)

آيا در شما جز چاپلوسى و آلودگى به تباهى، و ارتجاع و كينه‏توزى، و تملّقى چون تملّق كنيزان، و رنج و درد دشمنان است؟! يا در ميان شما چراگاهى به گستره يك خرابه يا قطعه نقره‏اى كه در لحد گورى نهفته، وجود دارد؟ نَفْسِ شما چه چيز بدى از پيش فرستاده كه خشم خدا را بر شما فرود آورده و جاودانه در عذاب خواهيد بود!

آيا مى‏گرييد و ناله از جگر برمى‏آوريد؟! آرى به خدا كه بايد بسيار بگرييد و كم بخنديد! حقّا كه همه عار و ننگ‏ها را با خود برديد [و براى خود جمع كرديد] كه هرگز تكّه‏هاى اين عار و ننگ را شستشو نتوانيد داد. و چگونه مى‏توانيد خون‏زاده خاتم نبوّت و معدن رسالت و سيّد جوانان بهشت، و پناه نيكان، و فريادرس محرومان، و منار حجّت بر شما و جريان‏بخش سنّت خود را بشوييد؟!

چه گناه سنگينى را به دوش گرفتيد. دورى و تباهى از آنِ شما باد! تلاش شما زيان‏بار، دست‏هايتان بريده، و كالايتان قرين خسران باد! به خشم خدا بازگشت نموده، و داغ ذلّت و بيچارگى بر شما نهاده شد.

واى بر شما اى كوفيان! آيا مى‏دانيد كه چه جگرى از رسول اللّه‏ را پاره‏پاره كرديد؟ و چه زنان گرامى از پيامبر را از پرده بيرون كشيديد، و چه خونى از پيامبر را ريختيد، و چه حرمت او را دريديد! حقّا كه چه بلاها و سختى سياه و ناگوارى را دامن زديد!».

در روايتى آمده: «به زشتى و حماقتى به پهناى برجستگى‏هاى زمين و آسمان روى آورديد». آيا به شگفت آمديد از اين كه آسمان، خون باريد؟ و هر آينه عذاب آخرت، خواركننده‏تر است و شما يارى نمى‏شويد. اين مهلت [اندك] را خفيف مى‏پنداريد. خونخواهى دستخوش از دست رفتن نشود و خدا و پروردگارتان در كمينگاه است.

راوى گويد: به خدا سوگند، مردم را مى‏ديدم كه چون سرگشتگان مى‏گريستند و دست‏ها را بر دهان‏هايشان نهاده بودند.

پيرمردى را ديدم كه در كنارم ايستاده مى‏گريست و ريش وى از اشكش خيس شده بود و مى‏گفت: پدر و مادرم فدايتان! پيران شما بهترين پيران، جوانانتان بهترين جوانان و زنانتان بهترين زنان، و نسل شما بهترين نسل‏هايند، و هرگز خوار نگرديد و كسى را توان برابرى با شما نيست.

[خطبه فاطمه صغرا ـ سلام اللّه‏ عليها ـ]

زيد بن موسى آورده از پدر و جدّش عليه‏السلام كه فرمود: فاطمه صغرا عليهاالسلام بعد از آن كه از كربلا وارد شد، فرمود: «حمد مر خداى راست به عدد ريگ و سنگ‏ريزه‏ها، و به وزن عرش تا خاك و فرش. او را مى‏ستايم و بدو ايمان دارم و بر او توكّل مى‏نمايم، و شهادت مى‏دهم كه معبودى جز او نيست و اين كه محمّد، عبد و رسول اوست، و اين كه ذرّيه او در كنار شطّ فرات، مذبوح شدند بدون آن كه كينه‏توز يا خواهان خاك باشند.


واقعه عاشورا(در منابع کهن)
822

۱۹۲

أتبكون وتنتحبون؟! إي واللّه‏، فأبكوا كثيراً، واضحكوا قليلاً، فلقد ذهبتم بعارها وشنارها، ولن ترحضوها بغسل بعدها أبداً، وأنّى ترحضون قتل سليل خاتم النبوّة، ومعدن الرسالة، وسيّد شاب أهل الجنّة، وملاذ خيرتكم، ومفرغ نازلتكم، ومنار حجّتكم، ومدرة سنتكم؟! ألاساء ما تزرون، وبعداً لكم وسحقاً، فلقد خاب السعي، وتبّت الأ يدي، وخسرت الصفقة، وبؤتم بغضب من اللّه‏، وضربت عليكم الذلّة والمسكنة.

ويلكم يا أهل الكوفة! أتدرون أيّ كبد لرسول اللّه‏ فريتم؟! وأيّ كريمة له أبرزتم؟! وأيّ دم له سفكتم؟! وأيّ حُرمة له انتهكتم؟! لقد جئتم بها صلعاء عنقاء سوداء فقماء. وفي بعضها: خرقاء شوهاء، كطلاع الأرض وملاء السماء.

أفعجبتم أن مطرت السماء دماً؟! ولعذاب الآخرة أخزى وأنتم لا تنصرون، فلا يستخفّنّكم المهل، فإنّه لا يحفزه البدار ولا يخاف فوت الثار، وإنّ ربّكم لبالمرصاد.

قال الراوي: فواللّه‏، لقد رأيت الناس يومئذ حيارى يبكون، وقد وضعوا أيديهم ۱۹۳

في أفواههم، ورأيت شيخاً واقفاً إلى جنبي يبكي حتّى اخضلّت لحيته وهو يقول: بأبي أنتم واُمّي كهولكم خير الكهول، وشبابكم خير الشباب، ونساؤكم خير النساء، ونسلكم خير نسل، لا يخزى ولا يبزى.

وروى زيد بن موسى، قال: حدّثني أبي عن جدّي عليهم‏السلام قال: خطبت فاطمة الصغرى عليهاالسلام بعد أن وردت من كربلاء، فقالت:

الحمد اللّه‏ عدد الرمل والحصى، وزنة العرش إلى الثرى، أحمده واُؤمن به وأتوكّل عليه، وأشهد أن لا إله إلاّ اللّه‏، وحده لا شريك له، وأنّ محمّداً صلى‏الله‏عليه‏و‏آله عبده ورسوله، وأنّ ذرّيّته ذبحوا بشطّ الفرات، بغير ذحل ولا ترات.

  • نام منبع :
    واقعه عاشورا(در منابع کهن)
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعی از پژوهشگران پژوهشکده علوم و معارف حدیث
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 58004
صفحه از 1023
پرینت  ارسال به