اما ظاهراً روشن است که امکان وجود خاستگاهی الهی برای این دگرخوانش، مورد قبول برخی از شیعیان بوده؛ و دیگران بر آن شدند که آن را عبارتی تفسیری از جانب ائمه بدانند (و ازاینرو هرچند وحی تلقی نشد، خطاناپذیری آن در جایگاه تفسیر تصدیق شد). در عین حال، دیگر مفسران شیعه این دگرخوانش را در آثار خود نیاوردند (یا شاید نخواستند که بیاورند). اهمیت و دلالتِ تقسیمبندیِ عالمان در این سه موضع تفسیری، در ادامه روشن میشود.
سنت تفسیری شیعه و این دگرخوانش
جالب است که دو تفسیر شیعی متقدم، که اولی منسوب به امام یازدهم (د. ۲۶۰/۸۷۳-۸۷۴) و دومی متعلق به فرات بن ابراهیم کوفی (د. ۳۰۰/۹۱۲ یا ۳۰۸/۹۲۰-۹۲۱) است، اشارهای به این زیادة ندارند. اگر این آثار اصیل باشند (که البته، خصوصاً در مورد تفسیر امام، باید قدری ابراز تردید کرد)، به نظر میرسد که عدم ذکر دگرخوانش مذکور، (برخلاف نظر ونزبرو و بِرتن) مؤید فرضی است که میگوید دگرخوانشهای متنی، تعلیقههایی تفسیری بودهاند که به منزله قرائاتی مجزا در قرن دهم میلادی [[چهارم هجری]] مطرح شدهاند. اولین ذکری که از این زیادة در تفسیر شیعی به میان آمده، مربوط است به اثر ابو الحسن علی بن ابراهیم قمی (د. ۳۰۷/۲۰۹۱۹)؛ وی مینویسد:
درباره آیه ”هر کسی ( فَمَن) از آن [زنان] که از وی التذاذی میبرید، واجب است مهر او را بپردازید": صادق... گفت: ”هر کسی از آنها که تا مدتی معیّن ( إلی اجلٍ مسمّیً) از او التذاذی میبرید، واجب است مهر او را بپردازید." صادق... [همچنین] گفت: ”این آیه، دلیل بر متعة است."۱
درباره این شرح کوتاه، بیان دو نکته لازم است. نخست آنکه، آنچه در متن قرآنهای مرسوم به صورت ما میآید، [[در این روایت]] به صورت مَن درج شده؛۲ و کاملاً محتمل است که