355
تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی

این خطای مصحح (یا به احتمال کمتر، خطای کاتبانِ نُسخ خطی) باشد، گرچه استفاده از موصول مَن (کسی که) به جای ما (آنچه که)، هم در اقوالِ قرآنی و هم در کلمات امامان دیده می‌شود. از حیث قواعد نحوی، این انحراف از متن، دلالت موصول را از «هر التذاذی که از آنها می‌‌برید» به «هر کسی از آنها که از او التذاذی می‌‌برید» تغییر می‌‌دهد: از مدلول ما یعنی التذاذ جنسی، به مدلول مَن یعنی خود زن.۱ این را نیز می‌دانیم که برخی از مفسران متأخر ما را متضمن معنای مَن دانسته‌‌اند، هرچند در متن قرآن چنین نوشته نشده است.۲ دگرخوانشِ مَن در هیچ یک از مصاحفِ فهرست‌‌شده توسط جفری مؤیدی ندارد، و این نکته به تأمل در مورد یکی از این دو نتیجه منجر می‌‌شود: یا متن قرآن (از نظر شیعیان) حتی تا اوائل قرن دهم از حیث جزئیاتِ اینچنینی همچنان تثبیت‌‌ناشده بوده، یا اینکه مرز بین متن و تفسیر از نظر قمّی چنان نامشخص است که وی احساس می‌‌کند باید ابهام ناشی از دستور زبان (در مورد مدلولِ ما) را با تغییر دادن ساخت صرفیِ متن اصلاح کند. در این مورد مَن نه به منزله یک دگرخوانش یا قرائتِ ممکن (همانند موارد دیگر)، بلکه در جایگاه متن معتبر، آمده است.

دومین نکته درخور اشاره این که زیادة مذکور، با عبارت قال الصادق (صادق گفت)، به او نسبت داده شده است. در تفسیرهای متأخر، این عبارت با اصطلاح قَرَأَ ذکر می‌‌شود، اصطلاحی که حاکی از قرائتی مقبول است. صادق[[ع]] این آیه را با مَن، و نه ما، و به همراه زیادة مورد بحث تلاوت می‌‌کند، و در نتیجه ادعا می‌‌کند که این آیه دلیل بر متعة است. دقیقاً همانند موردِ ما و مَن که در آن مرز بین متن و تعلیقه متغیر به نظر می‌‌رسد، در مورد دگرخوانش مورد بحث، یعنی الی اجلِ مسمّیً نیز چنین است. خواننده در تردید باقی می‌‌ماند که آیا

1.. کاربرد ما در قرآن برای اشاره به اشخاص [خصوصاً اناث]، و نه اشیاء بی‌جان، شواهد فراوانی دارد؛ دراین رابطه ن.ک: بخش (ب) از آیۀ ۲۴ سورۀ نساء و آیۀ ۲۳ [[در واقع آیۀ ۲۴]] از سورۀ نساء: وَ اَحَلَّ [[ اُحِلَّ]] لَکُم ما وَراءَ ذلکُم (و تمام دیگر [زنان] برای شما حلال هستند).

2.. ن.ک. عبدالله شبّر، الجَوهر الثمین فی تفسیر الکتاب المُبین، کویت، ۱۴۰۷/۱۹۸۶، ج۲، ص۳۱، و علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، ۱۹۷۱، ج۴، ص۲۷۱.


تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
354

اما ظاهراً روشن است که امکان وجود خاستگاهی الهی برای این دگرخوانش، مورد قبول برخی از شیعیان بوده؛ و دیگران بر آن شدند که آن را عبارتی تفسیری از جانب ائمه بدانند (و ازاین‌‌رو هرچند وحی تلقی نشد، خطاناپذیری آن در جایگاه تفسیر تصدیق شد). در عین حال، دیگر مفسران شیعه این دگرخوانش را در آثار خود نیاوردند (یا شاید نخواستند که بیاورند). اهمیت و دلالتِ تقسیم‌بندیِ عالمان در این سه موضع تفسیری، در ادامه روشن می‌شود.

سنت تفسیری شیعه و این دگرخوانش

جالب است که دو تفسیر شیعی متقدم، که اولی منسوب به امام یازدهم (د. ۲۶۰/۸۷۳-۸۷۴) و دومی متعلق به فرات بن ابراهیم کوفی (د. ۳۰۰/۹۱۲ یا ۳۰۸/۹۲۰-۹۲۱) است، اشاره‌‌ای به این زیادة ندارند. اگر این آثار اصیل باشند (که البته، خصوصاً در مورد تفسیر امام، باید قدری ابراز تردید کرد)، به نظر می‌‌رسد که عدم ذکر دگرخوانش مذکور، (برخلاف نظر ونزبرو و بِرتن) مؤید فرضی است که می‌‌گوید دگرخوانش‌‌های متنی، تعلیقه‌‌هایی تفسیری بوده‌‌اند که به منزله قرائاتی مجزا در قرن دهم میلادی [[چهارم هجری]] مطرح شده‌‌اند. اولین ذکری که از این زیادة در تفسیر شیعی به میان آمده، مربوط است به اثر ابو الحسن علی بن ابراهیم قمی (د. ۳۰۷/۲۰۹۱۹)؛ وی می‌‌نویسد:

درباره آیه ”هر کسی ( فَمَن) از آن [زنان] که از وی التذاذی می‌‌برید، واجب است مهر او را بپردازید": صادق... گفت: ”هر کسی از آنها که تا مدتی معیّن ( إلی اجلٍ مسمّیً) از او التذاذی می‌‌برید، واجب است مهر او را بپردازید." صادق... [همچنین] گفت: ”این آیه، دلیل بر متعة است."۱

درباره این شرح کوتاه، بیان دو نکته لازم است. نخست آنکه، آنچه در متن قرآن‌‌های مرسوم به صورت ما می‌‌آید، [[در این روایت]] به صورت مَن درج شده؛۲ و کاملاً محتمل است که

1.. القمّی، تفسیر القمّی، قم، ۱۳۶۸، ج۱، ص۱۳۶.

2.. قرار دادن فَمَن به جای فَما در هر دو نسخۀ چاپی متن (سال‌های ۱۳۶۷ و ۱۳۸۶، هر دو چاپ تهران) صورت گرفته است. پروفسور لاوسِن برای من بیان کرد که در چاپ سنگیِ موجود نزد وی (چاپ سال ۱۳۱۳ یا ۱۳۱۵)، متن قرآن تنها به صورت فَما درج شده است. محقق هر دو نسخۀ چاپ تهران (که دومی چاپ مجدد اولی است) می‌گوید که به چاپ‌های سنگی مراجعه کرده و آنها را «مملوّ از اشتباه» یافته است (ج۱، ص۱۳-۱۴). ادعای وی این است که نسخۀ خود را بر اساس دو چاپ سنگی و دو نسخۀ خطیِ بی‌شماره تهیه کرده که متعلق به کتابخانه‌های آیت الله حکیم و شیخ کاشف الغطاء هستند. همچنین مدعی این است که در مورد وجود هر اختلافی بین نُسَخ مختلف ارجاع داده، اما در متنی که در اینجا بدان ارجاع داده‌ایم، هیچ ذکری از اختلاف ما و مَن به میان نیاورده است (ن.ک: ج۱، ص۱۶-۱۷).

  • نام منبع :
    تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
    سایر پدیدآورندگان :
    به کوشش محمدعلی طباطبایی و جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 18766
صفحه از 416
پرینت  ارسال به