351
تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی

و هم بِرتن، البته بر اساس مجموعه‌‌ای از شواهد متفاوت، استدلال کرده‌‌اند که نقش این دگرخوانش‌‌ها «تفسیری» است، نه «تاریخی». به عبارت دیگر، تعلیقه، افزودن به متن، و جای‌‌گذاری مترادف‌‌ها (یا مترادف‌‌های تقریبی)، که در به‌‌اصطلاح دگرمصحف‌ها۱ [[=مصحف‌های غیرعثمانی]] انجام شده، در واقع حاصل فرآیندهای هرمنوتیکی متأخر هستند، که بعدها (برای کسب اعتبار و ارائه مؤید) به شخصیت‌‌های برجسته اوایل اسلام نسبت داده شدند:

ماسوراهای۲ قرآن، حتی در مواردی که مضمون آنها در قالب دگرخوانش‌‌های متنی بیان شده، در واقع کاملاً تفسیری هستند... تکامل زمانیِ آثار موسوم به مصاحف، قویّاً نشان می‌‌دهد که مصحف‌های «اصحاب» با استفاده از مطالب تفسیری و در حمایت از استدلالی ساخته شده‌‌اند که برای گزارش سنتی درباره ماجرای رسمی‌‌سازیِ نسخه تجدیدنظرشده عثمانی محوریت داشت.۳

بِرتِن خصوصاً در مورد بخش (ب) از آیه ۴۲ سوره ۴ (نساء) می‌‌نویسد:

این «قرائت‌ها» از آیه ۲۴ سوره ۴ (نساء)، که با اسامی مفسرانِ بسیار معتبر در میان اصحاب و تابعان گره خورده، نمایان‌‌گر تلاشی بی‌‌پرده برای افزودن واژگان مناسب به متن قرآن، در جانبداری از تفسیری خاص است.۴

ونزبرو و بِرتن به رغم اتفاق نظر بر سر سرشتِ تفسیری (و نه تاریخیِ) این دگرخوانش‌‌ها، درباره اینکه این برداشت‌‌شان چه معنایی می‌‌دهد و بر چه دلالت می‌‌کند، اختلاف دارند. از نظر بِرتن، ”این واقعیتی قابل توجه است که هر تلاشی برای افزودنِ عبارتی به متن [[قرآن]] ناکام مانده است."۵ به نظر بِرتن، علت این ناکامی وجود و انتشار رسمی «مصحف محمد» از همان ادوار نخستین است که دگرخوانش‌‌ها یا قرائت‌های دیگر بر اساس آن جواز یافته‌‌اند،

1.variant codices

2.ماسورا (Masorah) به معنای مجموعه‌ای از یادداشت‌های توضیحی در مورد گرامر و تلفظ متن تورات است که عالمان کهن یهودی در حاشیۀ نسخه‌های تورات می‌نگاشته‌اند. (م.)

3.. J. Wansbrough, Quranic Studies, Oxford, ۱۹۷۷, pp. ۲۰۵-۶. See also J. Burton, The Collection of the Qurʾān, Cambridge, ۱۹۷۷, pp. ۲۹-۴۵; this specific interpretation is mentioned on p. ۳۵-۳۶ [[دربارۀ کتاب ن.ک: رضایی هفتادر، بررسی]].

4.. J. Burton, "Mutʿa, Tamattuʿ and istimtāʿ a confusion of tafsīrs”, Union Européenne des Arabisants et Islamisants. Tenth Congress Proceedings, ed. Robert Hillenbrand, Edinburgh, ۱۹۸۲, p. ۵.

5.. Ibid.


تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
350

تسهیل در تفسیر آیه است)، بررسی نقش و کارکرد چنین دگرخوانش‌‌های متنی‌‌ای مفید خواهد بود. دگرخوانش‌‌های متن قرآن ( قرائات، مصاحف) که در تفسیر اولیه مطرح شده، در نقطه شروع سیر تفسیری، با اعتقاد جزمی به وجود هفت (ده، یا چهارده) «قرائت» مقبول از قرآن پیوند خورده‌‌اند. اما مصحف عثمانی، هم از حیث کلامی و هم از حیث آیینی، جایگاه شاخصی در میان دگرخوانش‌‌های متن قرآنی پیدا کرد. صرف نظر از به‌‌کارگیری آشکار مصحف این خلیفه در آثار کلامی و فقهی و قطع نظر از کاربرد انحصاری آن در آیین‌‌ها، جایگاه برترِ این تحریر از وحی را می‌توان از این واقعیت دریافت که این مصحف شالوده تمامی آثار کلاسیک در عرصه تفسیر است. تمامی دگرخوانش‌‌ها، در زمره دگرخوانش‌‌هایی برگرفته از نسخه معتبر عثمانی تلقی شده‌‌اند (نه برعکس). [[از اینکه]] این نسخه‌‌ها منسوب به تابعان و اصحاب اولیه پیامبر[[ص]] هستند، می‌‌توان حدس زد که [[این انتساب‌‌ها]] بیشتر ناشی از تمایل به ایجاد پیشینه است تا اینکه گزاره‌‌هایی برخوردار از دقت تاریخی باشند.

از نظر برخی اسلام‌‌پژوهان (جفری، بِرگِشترِسِر، و پرِتسِل)، این دگرخوانش‌‌ها سرنخ‌‌های فهم تاریخ اولیه متن قرآن هستند.۱ دگرخوانش‌‌های مذکور (به استثنای دگرخوانش‌‌های آشکارا جعلی) گواه بر این نکته هستند که در زمان درگذشت پیامبر[[ص]]، چندین «تحریر» از وحی متداول بوده، که برخی از آنها در جریان تدوین یک مصحف رسمی توقیف شده است. شاخت، در رابطه با این زیادة خاص، به طور مشابه، چنین استنباط می‌‌کند که این آیه به همراه زیادة مورد بحث، «تحریری کامل‌‌تر و بی‌ابهام از این آیه» بوده که عالمان عراق و مدینه با آن مخالف بوده‌‌اند.۲ شاخت تلویحاً می‌‌گوید این تشریع اوّلیه و صریح متعة ابتدا تا حد دگرخوانشی از متن تنزل داده شد، و سپس به خاطر تعارض متن قرآن با فقه رایج و قائل به حرمت ازدواج متعة، از طریق ابزارِ سهل‌‌الوصولِ نسخ به طور کامل ابطال گردید.

در همین اواخر، برخی از اسلام‌‌پژوهان با این موضع‌‌گیری مخالفت کردند. هم ونزبرو

1.. A. Jeffrey, Materials for the History of the Text of the Qurʾān, Leiden, ۱۹۳۷, pp. ۱-۱۸; G. Bergsträsser and O. Pretzl, Geschichte des Qorans III: Die Geschichte des Korantexts, Leipzig, ۱۹۳۸.

2.. J. Schacht, The Origins of Muhammadan Jurisprudence, Oxford, ۱۹۵۰, pp. ۲۲۶-۲۲۷;
بِرتن در کتاب زیر استدلال‌های قانع‌کننده‌ای برای ردّ دیدگاه شاخت مطرح می‌کند:
J. Burton, Sources of Islamic Law, Edinburgh, ۱۹۹۰, pp. ۲۱۰-۲۱۳.

  • نام منبع :
    تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
    سایر پدیدآورندگان :
    به کوشش محمدعلی طباطبایی و جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 18775
صفحه از 416
پرینت  ارسال به