و هم بِرتن، البته بر اساس مجموعهای از شواهد متفاوت، استدلال کردهاند که نقش این دگرخوانشها «تفسیری» است، نه «تاریخی». به عبارت دیگر، تعلیقه، افزودن به متن، و جایگذاری مترادفها (یا مترادفهای تقریبی)، که در بهاصطلاح دگرمصحفها۱ [[=مصحفهای غیرعثمانی]] انجام شده، در واقع حاصل فرآیندهای هرمنوتیکی متأخر هستند، که بعدها (برای کسب اعتبار و ارائه مؤید) به شخصیتهای برجسته اوایل اسلام نسبت داده شدند:
ماسوراهای۲ قرآن، حتی در مواردی که مضمون آنها در قالب دگرخوانشهای متنی بیان شده، در واقع کاملاً تفسیری هستند... تکامل زمانیِ آثار موسوم به مصاحف، قویّاً نشان میدهد که مصحفهای «اصحاب» با استفاده از مطالب تفسیری و در حمایت از استدلالی ساخته شدهاند که برای گزارش سنتی درباره ماجرای رسمیسازیِ نسخه تجدیدنظرشده عثمانی محوریت داشت.۳
بِرتِن خصوصاً در مورد بخش (ب) از آیه ۴۲ سوره ۴ (نساء) مینویسد:
این «قرائتها» از آیه ۲۴ سوره ۴ (نساء)، که با اسامی مفسرانِ بسیار معتبر در میان اصحاب و تابعان گره خورده، نمایانگر تلاشی بیپرده برای افزودن واژگان مناسب به متن قرآن، در جانبداری از تفسیری خاص است.۴
ونزبرو و بِرتن به رغم اتفاق نظر بر سر سرشتِ تفسیری (و نه تاریخیِ) این دگرخوانشها، درباره اینکه این برداشتشان چه معنایی میدهد و بر چه دلالت میکند، اختلاف دارند. از نظر بِرتن، ”این واقعیتی قابل توجه است که هر تلاشی برای افزودنِ عبارتی به متن [[قرآن]] ناکام مانده است."۵ به نظر بِرتن، علت این ناکامی وجود و انتشار رسمی «مصحف محمد» از همان ادوار نخستین است که دگرخوانشها یا قرائتهای دیگر بر اساس آن جواز یافتهاند،
1.variant codices
2.ماسورا (Masorah) به معنای مجموعهای از یادداشتهای توضیحی در مورد گرامر و تلفظ متن تورات است که عالمان کهن یهودی در حاشیۀ نسخههای تورات مینگاشتهاند. (م.)
3.. J. Wansbrough, Quranic Studies, Oxford, ۱۹۷۷, pp. ۲۰۵-۶. See also J. Burton, The Collection of the Qurʾān, Cambridge, ۱۹۷۷, pp. ۲۹-۴۵; this specific interpretation is mentioned on p. ۳۵-۳۶ [[دربارۀ کتاب ن.ک: رضایی هفتادر، بررسی]].
4.. J. Burton, "Mutʿa, Tamattuʿ and istimtāʿ a confusion of tafsīrs”, Union Européenne des Arabisants et Islamisants. Tenth Congress Proceedings, ed. Robert Hillenbrand, Edinburgh, ۱۹۸۲, p. ۵.
5.. Ibid.