جِشُمی، مانند بسیاری از منابع تفسیری لغوی دیگر، این دیدگاه به ابو علی جبّایی نسبت داده شده است.۱ هیچ کس نمیتواند تنها با تکیه بر صرف متن قرآن به این تفسیر [[برای این آیه]] برسد. پس، این تفسیر مبتنی بر دلیلی نامعتبر از سنت اسلامی است که با نقل قولهایی از آیات قرآنی (که بهخودیخود آن تفسیر را به دست نمیدهند) و دو مثال از آنچه ما آنها را شواهد لغوی مینامیم ("آن را با گِل مهر کرد [طَبَعَ علیه]" یا "آن را مهروموم کرد [خَتَمَ علیه]") تقویت شده است.
وجه دوم [[حکم و شهادت خدا]] و وجه سوم [[گویی قلبشان مهر شده]]، هر دو به زبان استعاری متوسل میشوند، اما هر مورد توجیه کاملا متفاوتی دارد. اولی مبتنی بر کاربرد دیگری از فعل خَتَم همراه با حرف اضافه عَلی است که در گفتار روزمره نیز دارای شواهدی است، و یا حداقل ادعای طَبرِسی این گونه است.۲ اما استعاره [[مذکور در وجه]] شماره ۳ از سخنان عادی و معمول گرفته نشده، بلکه از شعرِ عرب اخذ شده،۳ و کاربردی مشابه، طبق تفسیر مشابهی برای یک آیه دیگر قرآنی، دارد. نکته شماره ۲ متکی به یک معنای مجازی است که شاید بتوان آن را در میان تعاریف لغتنامهها نیز یافت؛ [[اما]] مفهوم مجازی در نکته شماره ۳ به پیشینه قاموسی نیاز ندارد، بلکه میتوان آن را از سیاق، مثل آن مثالهای قرآنی و شعری، دریافت.
نکته شماره ۴ [[ضیق قلب]] نیز زبانی مجازی دارد که به نظر کنایه میرسد، اما در آنجا نیز تفسیر را نمیتوان بر پایه خود آیه به دست آورد. این تعلیقه پیش از هر چیز بر این مقدمه کلامی بنیان نهاده شده که خدا هیچ گاه مانع اعتقاد کسی نمیشود. دوم اینکه نظایر آن از آیات مشابه با کاربردهای مجازی استنباط شدهاند. سوم اینکه، کاربرد مجازی برای دل ( قلب، جمع: قلوب) به عنوان جایگاهی برای صفت شجاعت، این اجازه را به ما میدهد که
1.. الطوسی، تبیان، ج۱، ص۶۳-۶۴؛ الحاکم الجِشُمی، التهذیب فی التفسیر، نسخۀ خطی در کتابخانۀ لیدن به شمارۀ ۲۵۸۳ (تفسیر ۱)، برگ ۱۰ب. نیز ن.ک: Gimaret, Lecture, ۷۶.
2.. من این کاربرد برای «ختم» را نه در لسان العرب ابن منظور (۲۰۰۵، ج۵، ص۱۹) یافتم، و نه در تاج العروس من جواهر القاموس زبیدی (۱۹۹۴، ج۱۶، ص۱۸۹-۹۲).
3.. هیچ کدام از نقل قولها به کسی منسوب نشدهاند، ن.ک: محمد القزوینی، شرح شواهد مجمع البیان، تص. کاظم الموسوی المیاموی، بیتا، ۱۰۹-۱۱۲.