315
تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی

۳. منظور از آن ( ذلک) این است که خدا آنها را مذمت می‌کند كه [قلب‌‌هایشان] مهر شده، به این معنا که نه ايمان می‌‌تواند بدان راه یابد و نه کفر از آن خارج شود. مانند آيه ”آنها كر، گنگ و كورند" [[صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ]] (بقره۲: ۱۸) یا مانند سخنان این شاعر: ”می‌‌شنود؛ فقط درباره آنچه خوشش نمی‌‌آید ناشنواست"[۱] و یا قول [شاعر] دیگری: ”جواب را می‌‌شنیدی اگر زندگان را می‌‌خواندی/اما کسی را که می‌‌خوانی‌‌اش حیات نیست."۲ یعنی كفر چنان در دل آنان جا گرفته که گویی قلبشان مهر شده و همچون کسانی هستند که نمی‌فهمند، نمی‌بینند و نمی‌شنوند. این مطلب از اَصَمّ و ابو مسلم اصفهانی نقل شده است.

۴. خدا کسی را که به این کلام نکوهش کرده، چنین توصیف می‌‌کند که دلش گنجایش فکر و استدلال را ندارد (قلبه ضاقَ عن النظر والاستدلال)، و برای او گشوده نخواهد شد. بر خلاف ”كسى كه خدا سينه‏اش را براى اسلام گشاده است و در نور خدایش گام می‌‌زند..." [[أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْاسْلَمِ فَهُوَ عَلىَ‏ نُورٍ مِّن رَّبِّه]](زمر۳۹: ۲۲) و مثل: ”يا بر دل‌‌هايشان قفل نهاده شده است؟" [[أَمْ عَلىَ‏ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا]] (محمد۴۷: ۲۴) و ”دل‌‌هاى ما در غلاف است" [[وَقَالُواْ قُلُوبُنَا غُلْفُ]] (بقره۲: ۸۸) و ”دل‌‌هاى ما [از آنچه ما را بدان مى‏خوانى] پوشیده است" [[وَقَالُواْ قُلُوبُنَا فىِ أَكِنَّة]] (فصلت۴۱: ۵). این مطلب با این حقیقت تقویت می‌شود که شخصی که بر قلبش مهر نهاده شده ( المطبوع علی قلبه) بسان کسی توصیف گردیده که به خاطر این مُهر، فهم اندکی از آنچه می‌‌شنود دارد. ازاین‌‌رو خدا می‌‌گوید: ”نه، بلكه خداوند به سزاى كفرشان بر دل‌‌هاشان مُهر نهاده و ازاين‌‌رو جز اندكى ايمان نمی‌آورند" [[بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيها بِكُفْرِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلا]] (نساء۴: ۱۵۵) و می‌‌گوید: ”و بر دل‌‌هاشان مهر نهاده شده، پس درنمی‌یابند" [[وَطُبِعَ عَلىَ‏ قُلُوبهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُون]] (توبه۹: ۸۷). و این مطلب با این آیه روشن می‌‌شود: ”بگو: چه می‌‌اندیشید؟ اگر خدا شنوايى و بينايى شما را بستاند و بر دل‌‌هاى شما مُهری بزند" [[قُلْ أَرَءَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللَّهُ سَمعَكُمْ وَ أَبْصَارَكُمْ وَ خَتَمَ عَلىَ‏ قُلُوبِكُم]] (انعام۶: ۴۶). بنابراین مهر کردن دل‌‌ها برابر با ستاندن سمع و بصر است، و این نشان از آن دارد که مهر کردن دل بدان معنی است که آن [[دل]] به حالتی (وصف) برگردانده شده که در موقعِ نیاز سودمند نیست، کما

1.*] اصم عمّا ساءه سمیع.

2.. لقد اَسمعتَ لو نادیت حیّاً / و لکن لاحیاة لمن تُنادي


تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
314

استغفار كنند.۱ درست همان گونه که خدا قلب کافران را مهر و موم می‌‌کند، بر قلب مؤمنان نیز علامتی می‌‌نهد (وَسَم) که فرشتگان از طریق آن ایشان را تشخیص دهند. این همان طور تفسیر شده که دادن نامه به دست راست یا چپ (مناولة الکتاب بالیمین والشمال) تفسیر شده، از آن حیث که هرکس [نامه عملش را۲] با دست راست بگیرد اهل بهشت است و هرکه با دست چپ بگیرد، اهل جهنم است. همچنين می‌‌توان آيه ”بلكه خدا به خاطر كفرشان بر دلهايشان مُهر زده" (طَبَعَ عَلیها) (نساء۴: ۱۵۵)[۳] را دو گونه تفسیر کرد (یَحتَمِلُ اَمرَین). یک احتمال همين است كه خدا به خاطر كفرشان آنها را با مهر زدن به قلبشان مجازات می‌‌کند، و احتمال ديگر اينكه خداوند علامت بی‌‌ایمانی را بر قلب آنها مهر کرده است، همان طور که می‌گویی: ”با گِل آن را مهر کرد (طَبَع عَلَیهِ)" یا ”آن را مهروموم کرد (خَتَمَ علیه)‌"‌.

۲. مراد از مُهر کردنِ قلب این است که خدا ضد آنها شهادت داده و حکم کرده است که آنها حق را نپذیرفته‌‌اند. همان طور که کسی می‌گوید: ”می‌بینم هر آنچه فلانى می‌گويد، تو بر آن مهر می‌زنی" یعنی بر آن شهادت می‌دهی و آن را باور داری، یا: ”تو پیروز نمی‌شوی، این خط و این نشان" یعنی من شهادت می‌‌دهم که تو پیروز نمی‌شوی (وقد خَتَمتُ عَلَیکَ بِاَنَّکَ لا تُفلح، اَي شَهدتُ).۴ این نوعی سخن استعاری ( استعارة) است.۵

1.. چنان‌که در سورۀ ۵۸ (مجادله) آیۀ ۲۲ آمده است: أُولئِكَ كَتَبَ في‏ قُلُوبِهِمُ الْإيمان. [[در متن انگلیسی اشتباها به جای سورۀ ۵۸، سورۀ ۴۹ تایپ شده است]].

2.. دفتر یا گزارش اعمال فرد در زمین، همان طور که در سورۀ الحاقة، آیات ۱۹ تا ۳۷ ذکر شده است.

3.*] بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ.

4.. این دو مثال احتمالاً دو معنای مختلف از کاربردهای خَتَم عَلی را نشان می‌دهند. اولی مفهومی مثبت، و دومی ــ هرچند کاملاً برای من واضح نیست ــ ظاهرا مفهومی منفی دارد. عبارتی تقریبا همسان با همین در تبیان شیخ طوسی آمده است، فقط طوسی به جای عبارت بأنَّکَ لا تُفلِح، آورده است: بأنَّکَ لا تَعلَم.

5.. استعاره معمولاً به معنای"metaphor” [[کاربرد واژه‌ای در معنای واژه‌ای دیگر به جهت مشابهتی میان مدلول دو واژه]] است، اما در اینجا بنا بر نظر وُلفهارت هاینریکس (Wolfhart Heinrichs): «ازآنجاکه جانشین‌سازی در اینجا بر اساس تشابه (مهر کردن مثل گواهی دادن) صورت نگرفته، بلکه بر اساس مجاورت (مهر کردنِ «نشانِ» گواهی) است، در اینجا کنایه (metonymy) داریم، نه استعاره». به نظر می‌رسد طَبرِسی «از اصطلاحات ابن قتیبه استفاده کرده است؛ زیرا نزد او استعاره به معنای سخن مجازی به طور عام است». (مکاتبۀ شخصی [[با هاینریکس]]، اول ماه مِی ۲۰۰۳).

  • نام منبع :
    تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
    سایر پدیدآورندگان :
    به کوشش محمدعلی طباطبایی و جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 18689
صفحه از 416
پرینت  ارسال به