سدههای میانی در کاربرد اصطلاحاتِ قیاس و استدلال تا حدی آزادی عمل وجود داشته است. در ذیل، بخشی از تفسیرِ طبرِسی بر آیه هفتم سوره بقره را ترجمه کردهام، تا [[چگونگی]] دخل و تصرف در متن برای دور ماندن از مشکلات کلامی را نشان دهم، و مثالهایی از انواع منابعی که برای تعیین معنای آیات استفاده میشود، ارائه کنم.
آیه ۷ سوره ۲ (بقره) چالشی در برابر آموزه اختیار انسان، که طَبرِسی و همفکران معاصرش بدان قائل بودند، برمیانگیزد: ”خداوند بر دلهاى آنان، و بر شنوايى ايشان مُهر نهاده و بر ديدگانشان پردهاى است، و عذابى بزرگ در انتظارشان است" (خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ). از معنای ظاهری این آیه چنین برمیآید که خدا مانع آن میشود که افراد خاصی حقیقت را بپذیرند؛ بنابراین عقیده آنها به انتخاب خودشان نیست، بلکه خدا آن را تعیین کرده است. کسانی مانند طَبرِسی، که در جایگاه عالمان امامی قرن دوازدهم میلادی [[پنجم هجری]] قائل به گونهای اختیار برای انسان بودند، برای توضیح این آیه به گونهای که با باورهای کلامیشان هماهنگ باشد، بسیار به زحمت افتادهاند.
طَبرِسی به قرائتهای محتمل ( قرائات)، کاوش در تعریفهای اصولی و کاربردهای واژگان آیه، و ارائه توضیحی درباره احتمالات نحوی میپردازد. هنگامی که وی به آخرین مقوله، «معنا»، میرسد، تعدادی از طرق محتمل برای فهم «مُهر» ( الختم، اسم فعلِ خَتَمَ که در آیه آمده) را ارائه میکند.
معنای ( المعنی) آیه هفتم سوره ۲ (بقره)
این آیه دارای چند جنبه (وجوه) است:
۱. مراد از «مُهر» نشانه است ( المراد بالختم العلامة). وقتى کفر کافر به درجهای برسد كه براى خدا معلوم شود که او ديگر ايمان نخواهد آورد، نشانهای بر قلبش مینهد. گفته شده است که آن نشانه نقطه سیاهی است که ملائكه میتوانند آن را تشخیص دهند، که او دیگر بعد از آن ايمان نخواهد آورد، و آنها او را سرزنش و نفرين میکنند. به همین ترتیب، خدا بر قلب مؤمنان مؤمن مینویسد الایمان تا نشانهای باشد که ملائكه تشخیص دهند که او مؤمن است و برای او حمد و