301
تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی

این توضیح مختصر کارکردهای متعددی دارد. یکی به رسمیت شناختن انواع گوناگون تفسیر، و دیگری تعیین شرایط خاص برای عمل تفسیر است (مثل [[اعطای حق تفسیر به]] عالمان، کسانی که دانش زبان عربی را در اختیار دارند). اما در اینجا شاید بتوان در اظهارنظرهای طَبرِسی دلالت‌‌های عمیق‌‌تری هم کاوید. او در تلاش است تا [[ابتدا]] «معانی» قرآن را معیّن و طبقه‌‌بندی کند تا [[آن گاه بتواند]] آنها را آشکار سازد؛ او در همین جا می‌تواند مشخص کند که نتایج عمل تفسیر، یعنی اهداف تفسیر، چه چیزهایی هستند. این بیشتر کاری در توصیف کُراسه [[=قرآن]] است تا کاری در حوزه تفسیرگری. این موضوع ما را دوباره به تعریفِ تفسیر در عبارت بالا برمی‌‌گرداند: «کشف» یا «پرده‌‌برداری» از مجموعه‌‌‌‌ای از اطلاعاتِ ازپیش‌‌موجود. در این فضا تصوری که از «معنا» وجود دارد بیشتر با مراد اصلی خداوند در پس کلمات سروکار دارد تا با چگونگی فهمیدن متن توسط خواننده یا شنونده. معنا مقدم بر عمل تفسیر است و ازاین‌رو تفسیر، طبق تعریف‌‌های طَبرِسی، فرایند است نه فراورده. این تعریف شبیه به همان رویکردهای مسلمانان قرون میانه به دانش (علم) است.

عِلم علی‌‌رغم مرکزیتش در فرهنگ فکری مسلمانان، مفهومی ذات‌‌باورانه داشته است.۱ به این معنا که علم را موضوع یا حقیقتی ثابت و قابل تشخیص (اگرچه نامشخص) انگاشته‌‌اند. فرانتس رُزِنتال در کتابی که درباره مفهوم علم نگاشته، شماری از تعاریف علم را جمع آوری کرده و آنها را بر اساس آنچه عناصر ذاتی‌‌شان می‌‌دانسته، سازمان‌‌دهی کرده است (با اعتراف به اینکه این فهرست غیرتاریخی است و لزوماً مطابق با دسته‌‌بندی‌‌هایی که خود دانشمندان مسلمان در قرون میانی به کار می‌‌بردند، نیست). در میان این تعاریف، موارد زیر را می‌یابیم:

علم عبارت است از فرآیند دانستن، و با عالِم و معلوم برابر است.

۱. علم چیزی است که انسان از طریق آن می‌‌داند.

۲. علم چیزی است که در آن جوهره دانستن باشد.

۳. علم چیزی است که عالِم از طریق آن می‌‌داند.

۴. علم چیزی است که اگر در شخصی باشد، باید او را عالم نامید.

1.. درست است که در برخی بافت‌ها تمایزی میان عِلم و معرفة قائل شده‌ و معرفت را حاکی از دانش شناختی یا تجربی دانسته‌اند، اما این تمایز فراگیر نیست.


تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
300

باید با آن سنجیده شود. طَبرِسی حدیثی نقل می‌کند که ”پیامبر گفت: اگر از جانب من حدیثی بر شما عرضه شد، آن را به کتاب خدا عرضه کنید و اگر موافق بود، بپذیرید، و در صورت مخالفت، آن را بر دیوار بکوبید."۱

طَبرِسی می‌‌نویسد: ”کتاب [[=قرآن]] دلیلی معتبر، و معیاری است که هر چیزی بدان عرضه می‌‌شود ( الکِتاب حُجَّة وَمَعروض عَلَیهِ). بنابراین چطور می‌شود از قرآن به مثابه محک و معیار استفاده کرد، ولی معنای آن قابل فهم نباشد؟"۲ طَبرِسی در اینجا به این نکته توجه می‌دهد که معنا ممکن است همیشه واضح یا تحت‌‌اللفظی و حقیقی نباشد، اما این همه مطلب نیست. این در واقع اظهارنظری درباره پیچیدگی‌‌های تفسیر است، و اذعان به این نکته که هشدار حدیث نبوی درباره به‌‌کارگیری نظر شخصی (که در بالا نقل شد) باید کمی تلطیف شود. در اینجا طَبرِسی به روایاتی منتسب به ابن عباس استناد می‌‌کند که حاکی از وجود چهار گونه تفسیر هستند: تفسیری که هیچ کس عذری بر ندانستن آن ندارد؛۳ تفسیری که عرب‌‌ها به خاطر علمشان به زبان از آن آگاهی دارند؛ تفسیری که عالمان ( العُلَماء) بدان علم دارند؛ و تفسیری که تنها خدا می‌داند.۴

طَبرِسی سپس حاشیه‌هایی بر این روایت ابن عباس می‌زند (در این حاشیه‌های او عناصری معتزلی هم دیده می‌‌شود که درباره آنها در فصل پنجم بحث می‌‌کنیم). دسته نخست [[از چهار دسته بالا]] شاملِ اعمال دینی (شَرائع) در قرآن و همچنین مجموع براهین عقلی بر یگانگی خدا است؛ دسته دوم متشکل از معانی تحت‌‌اللفظی و نهادهای اصلی سخن (حقائق اللغة وموضوع الکلام) است؛ دسته سوم شامل تفسیر آیات مبهم و فروعِ مختلفِ نظراتِ تفسیری ( تأویل المتشابهات و فروع الکلام) است؛ و دسته چهارم دربرگیرنده اموری همچون امور غیبی و دررسیدنِ ساعت [روز دادرسی] است (ما یجري مجری الغیوب وقیام الساعة).

1.. مشابه این حدیث در این منبع یافت می‌شود: الطوسی، التبیان (تص. احمد شوقی الامین و احمد حبیب قُصَیر العاملی، نجف: مکتبة الامین، بی‌تا)، ج۱، ص۵.

2.. الطبرسی، مجمع البیان (بیروت: دار المعارف، بی‌تا)، ج۱، ص۸۱.

3.به دیگر سخن، تفسیری که همه آن را فهمیده و درک می‌کنند. (م.)

4.. همچنین ن.ک: الطبری، جامع البیان عن تأویل آی القرآن، تص. صدقی جمال العطار، ۱۴۱۰/۱۹۹۵، ج۱، جزء اول، ص۵۳. دربارۀ این حدیث و احادیث مشابه ن.ک:
Cl. Gilliot, Exégèse,langue, et théologie en Islam: L’exégèse coranique de Tabari (m. ۳۱۱/۹۲۳), (Paris: J. Vrin,۱۹۹۰), ۱۱۱–۳۴.

  • نام منبع :
    تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
    سایر پدیدآورندگان :
    به کوشش محمدعلی طباطبایی و جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 18772
صفحه از 416
پرینت  ارسال به