299
تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی

طَبرِسی در تفسیر

ابتدا باید گفت بارزترین ویژگی مجمع البیان تقسیم مطالب ذیل مجموعه‌‌ای از عناوینِ معین است که عبارت‌‌اند از: قرائت ( القِرائَة) و برهان [برای قرائت درست] ( الحُجَّة)، واژگان ( اللُّغَة)، دستور زبان ( الاعراب۱)، معنا ( المعنی). در برخی مواقع او سبب‌‌های نزول ([ اسباب] النزول)، و گاهی النظم، ترتیب یا ترکیب، را نیز می‌‌آورد.۲ این شیوه پیش از او توسط شیخ طوسی و نیز حاکم جِشُمی (د. ۴۹۴/۱۱۰۱)، که ظاهرا تفسیر التهذیب فی التفسیر او (که اصل آن باقی است، اما هنوز انتشار نیافته) از دیگر منابع اصلی طَبرِسی بوده، به کار گرفته شده است (در فصل پنجم به این تفسیر خواهم پرداخت). مجمع البیان حاوی مقدمه‌‌ای پیرامون جنبه‌‌های مختلف تفسیر قرآن است که در ابتدای متن تفسیرش قرار گرفته، و در آن طَبرِسی در میان «هنرهای» علوم قرآنی بخشی می‌‌آورد با این عنوان: «در باب تفسیر، تأویل و معنی ( المعنی)».۳ او در این مقدمه به طور مختصر تعریف‌‌هایی ارائه می‌‌کند، و احادیثی درباره تلاش برای فهم و تفسیر سخن خدا می‌‌آورد. اینکه تفسیر باید «روشن‌‌سازی» ( بَیان) یا «پرده‌‌برداری» ( کَشف) تعریف شود، دور از انتظار نیست؛ آنچه در اینجا برای ما مهم است، چیزی است که آشکار می‌‌شود. ما [[این تعریف‌‌ها را از تفسیر]] داریم: ”پرده‌‌برداری از امری مخفی ( کَشف المُغَطّی)" و ”پرده‌‌برداری از [[معنای]] مورد نظر از سخن بغرنج ( کَشف المُراد عن اللَّفظ المُشکِل)."۴ پس از این تعریف، احادیث نبوی در باب ضرورت اقدام به تفسیر فقط بر مبنای اخبار قابل اعتماد از منابع معتبر رسمی، و احادیثی در باب خطا بودن تفسیر کردن بر اساس دیدگاه شخصی (رأي) می‌‌آید: ”هرکس قرآن را با نظر شخصی تفسیر کند (فَسَّرَ)، [حتی اگر] بر حق باشد، به خطا رفته است". ولی به‌‌هرحال مراد جدی آیات قرآن، که تفسیر وظیفه آشکار کردن آن را دارد، معیاری است که همه معانی دیگر

1.literally, “desinential inflection”

2.. در مواردی هم عنوانِ «داستان» ( القصة) به چشم می‌خورد.

3.. از ذکر تفاوت میان تفسیر و تأویل صرف‌نظر می‌کنم، چراکه تأثیری در بحث ما ندارد، و درهرحال اصلا طَبرِسی اصطلاح «تأویل» را به ندرت در مجمع البیان به کار می‌برد.

4.. مجمع البیان، ج۱، ص۸۰ . این تعریف کاملا رایج است؛ برای مثال نگاه کنید به: ابن منظور، لسان العرب (بیروت: دار صادر، ۲۰۰۵)، ج۱۱، ص۱۸۰. تعاریف مشابه و گسترده‌تر را می‌توان در این منبع دید: السیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، تص. مصطفی دیب بُغا (دمشق: دار ابن کثیر، ۱۹۹۳)، ج۲، ص۱۱۸۹-۱۱۹۱ (نوع ۷۷).


تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
298

مفاهیم و تصوراتِ رایج در سده‌‌های میانی از ماهیت زبان، علم، و منطق، موضوع بیشترین بحث‌‌ها در فضاهای مَدرَسی بوده‌‌اند، اما در اثری چون مجمع البیان به طور مستقیم به چنین موضوعاتی پرداخته نمی‌‌شود، و اگر هم بشود، بسیار مختصر است. بااین‌‌حال، این مباحث اندیشه‌‌های رایج آن زمان بوده که، به نظر من، تأثیر آن در مجمع البیان حائز اهمیت است. شاید نظریه روشنی در باب قراردادگراییِ زبانی در مجمع البیان یافت نشود، اما شواهدی وجود دارد که اندیشه طَبرِسی در مورد وجود رابطه بین لفظ و معنا بر پایه برداشت‌‌های رایج از قراردادگرایی بوده است. تا آنجایی که طَبرِسی این اندیشه‌‌های زیربنایی را به‌‌صراحت بیان نکرده است، این نظر من [[درباره تأثیرپذیری طبرسی از نظریه قراردادگرایی]] را باید برداشتی ذهنی از مجمع البیان دانست، اما من فکر نمی‌‌کنم که فرضیاتِ [[حاکی از]] تأثیر، متهورانه یا چالش‌‌برانگیز باشند.

مطالبی که در ادامه به آن خواهم پرداخت بدین روش است: با رجوع به مقدمه مجمع البیان روشن خواهم ساخت که تعریف تفسیر از چه جهت با تعاریف دانش (عِلم) همانند است، و [[همچنین]] از این بحث خواهم کرد که طَبرِسی مشکلات موجود در تعیین معانی دیریابِ قصدشده در آیات یا فقرات [[قرآنی]] را تشخیص داده است. برخی از راهکارهای برون‌‌رفت از این مشکلات را که طَبرِسی در تفسیرش بر آیه هفت سوره ۲ (بقره): ”خدا مهری بر دل‌‌هایشان نهاده..." [[خَتَمَ اللَّهُ عَلىَ‏ قُلُوبِهِم...]] ذکر کرده، بررسی خواهیم کرد. اظهارنظرهای تفسیری درباره این آیه، در سبک معیار و متداول تفسیر، عمدتاً ناظر به مشکلات متنی، و به طور خاص مشکلات ناشی از مسئله کلامیِ برخاسته از معنای تحت‌‌اللفظی این آیه، هستند. در ادامه این فصل تلاش شده روالی برای پرداختن به تمامی عبارات ـ و نه صرفاً عبارات مبهم یا پرمسئله ــ ترسیم شود؛ همچنین روالی برای توضیحِ دیگر اطلاعاتِ بیان‌‌شده توسط طَبرِسی، همچون: تلفظ، قرائت، واژه‌‌نگاری، نحو و غیرهم. در اینجاست که تصورات درباره زبان جنبه محوری دارند، و این تصورات برای اولین بار در تفسیر آیه ۳۱ سوره ۲ (بقره)، ”و او [[خدا]] به آدم نام‌‌ها، همه آنها، را آموخت..."، [[وَعَلَّمَ ءَادَمَ الْأَسماءَ كُلَّهَا...]] به اقتضای بحث توضیح داده می‌شوند. نهایتاً، تفسیر حروف مرموز [[=مقطعه]] در آیه نخست بقره، ”الف لام میم"، نمونه خوبی است که اهمیت خودِ فرایند تفسیری را، حتی در جایی که خبری از رابطه زبانیِ قراردادی بین سخن و معنا نیست، روشن می‌‌کند.

  • نام منبع :
    تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
    سایر پدیدآورندگان :
    به کوشش محمدعلی طباطبایی و جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 18779
صفحه از 416
پرینت  ارسال به