297
تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی

است. جنبه اول مفهوم ماهیت زبان است، مفهومی که در دانش‌پژوهی اسلامیِ سده‌‌های میانه غالب بوده است، و در آن معانی به طور دلبخواهی به الگوهای آوایی (واژگان) نسبت داده می‌‌شوند، و احتمالات مختلف برای حمل کردن آنها بر معانی مختلف به‌‌خوبی توجیه و تعلیل می‌‌شود. همان طور که خواهیم دید، این مشخصه بارز در مجمع البیان است. جنبه دوم دیریابیِ دانش است (در این مورد آگاهیِ تمام‌‌عیار از کلامِ خدا). تعاریفِ رسمی از علم و تفسیر در این سنت چنین است: فرایندی برای کشف و آشکارسازیِ یک دسته اطلاعاتِ ازپیش‌‌موجود یا توضیح آنها. علم به طور کلی، و علم به معنای اراده‌‌شده توسط خدا در قرآن، با تلاش‌‌های بشری ایجاد نمی‌‌شود، بلکه ماهیتی اکتشافی دارد. این دو جنبه یا دو مضمون نخست را به‌‌تفصیل توضیح خواهم داد، اما باید گفت که میان این دو موضوع پیوند و اتصالی وجود دارد. بر طبق نظر رُی متحده، یکی از مضامینِ پرتکرار در انتقال دانش اسلامی عبارت است از: ”تنش بین ذات‌‌گراییِ [[نهفته در]] بسیاری از تعاریف علم، و نظریه زبان‌‌شناختیِ قراردادگرایی که بسیاری از دانشمندان اسلامی در خاور میانه آن را پذیرفته بودند، یعنی این نظریه که واژه‌ها صداهایی هستند که به طور دلبخواهی برای اشاره به معانی معیّنی در نظر گرفته شده‌‌اند."۱ این «تنش» در ادامه بررسی خواهد شد.

جنبه سوم که تمایل دارم در این فصل بر آن تأکید کنم، نوع استدلال در مجمع البیان است. آراء تفسیری چگونه صادر می‌شوند؟ آنها هم، چنان‌‌که در سنت مَدرَسیِ اسلامی غالب است، بیشتر برآمده از «استدلال قیاسی»۲ هستند، اصطلاحی که من آن را در بنیادی‌‌ترین معنای استنباطِ امرِ جزئی و خاص از امرِ کلی، یا از نامعلوم به معلوم، به کار می‌‌برم. قرآن، به عنوان کلام خدا که بی‌‌واسطه به زبان عربی نازل شده، نقشی محوری در زندگی و دانش اسلامی دارد، اما به رغم اینکه این منبع خود بالاترین منبع اعتبار است، فهم آن بدون توسل به دیگر شواهد، اصول و یا دیدگاه‌‌ها ممکن نیست. ازاین‌‌رو شناسایی این مبانی برای آراء تفسیری بخش مهمی از این فصل را به خود اختصاص می‌‌دهد.

1.. Roy Mottahedeh, "The Transmission of Learning: The Role of the Islamic Northeast,” in Nicole Grandin and Marc Gaborieau (eds), Madrasa: La transmission du savoir dans le monde musulman (Paris: Éditions Arguments, ۱۹۹۷), ۶۴.

2.deductive


تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
296

است. شاید این نوع مطالعه تطبیقی جالب توجه باشد، ولی تنها بخش کمی از اثرِ انتخاب‌‌شده را آشکار می‌‌کند. دلایل خوبی برای این رویکرد قابل ذکر است: حجم داده در هر یک از آثار مورد نظر بسیار زیاد است، با این رویکرد می‌‌توان به کل ژانرهای علوم اسلامی پرداخت،‌‌ و این رویکرد، تا حدی، مطابق همان روشی است که مسلمانان به طور سنتی به این ژانر پرداخته‌‌اند. [[اما]] تلفیق این مواد خام و قابل فهم کردن آنها کاری به غایت دشوار است.

فصل حاضر کوششی برای بررسی یک اثر تفسیری با معیارهای همین ژانر، و نه معیارهای رشته‌‌های دیگری چون فقه و کلام، است. ماهیت ژانر تفسیر این گونه است که این رشته‌‌های دیگر هم در آن وارد بحث می‌‌شوند، ولی وجه تمایز اثر حاضر این است که موضوعات غیرتفسیری نقطه آغازین مباحث را تشکیل نمی‌‌دهند. به‌‌علاوه، هرچند مقایسه دیدگاه‌‌های تفسیریِ گوناگون کار سودمندی است، اما «مقایسه، اساساً، به هیچ وجه این‌‌همانی نیست».۱ ازاین‌‌رو، به جای اینکه تک آیات را بر اساس موضوعی خاص انتخاب و سپس با [[دیدگاه‌های]] دیگر مفسران مقایسه کنم، به دنبال یک روش و ساختاری جامع در کل این اثر بوده‌‌ام. من دیباچه (مقدمة) طَبرِسی و بخشی از تفسیرهای او بر دومین سوره قرآن (تا آیه ۳۲) را برگرفته و تلاش کرده‌‌ام تا محتوا و مجموعه روش‌‌های آن را توصیف کنم. مسلّم است که نمونه‌‌های من تنها به تجزیه و تحلیل دقیق آیاتِ مشخصی اختصاص دارد، اما تلاش کرده‌ام که توجهم نسبت به کل کار از دست نرود. من در اینجا به منابع مجمع البیان و چگونگی تألیف و ترکیب آنها در این اثر کاری ندارم؛ بلکه آن را به عنوان اثری مستقل و مجزاء بررسی می‌‌کنم.۲

سه جنبه یا مضمون در مجمع البیان ارائه شده که در این فصل می‌‌کوشم آنها را توضیح دهم. این موارد منحصر به مجمع البیان یا حتی ژانر تفسیر نیست، بلکه در دانش‌پژوهی اسلامی، یا حداقل در سنت مَدرَسی‌‌ای که طَبرِسی در آن سنت می‌‌نگارد، تا حدودی رایج

1.. J. Z. Smith, Imagining Religion: From Babylon to Jonestown (Chicago: University of Chicago Press, ۱۹۸۲) ۳۵.

2.. در فصل پنجم به بررسی ماهیت ترکیب مطالب در مجمع البیان و منشاء محتویات آن، مخصوصاً ارتباطش با معتزله، می پردازم.

  • نام منبع :
    تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
    سایر پدیدآورندگان :
    به کوشش محمدعلی طباطبایی و جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 18781
صفحه از 416
پرینت  ارسال به