یک ویژگی قابل توجه دیگر در تفسیر عسکری تمایل این اثر برای ارائه تحریرهای مختلف از یک گزارش، با انتساب هر تحریر به یک امام است (که در اغلب موارد به فاطمه[[س]] نیز منتسب میشود).۱ این واقعیت که تفسیر عسکری ناقص و غیرنظاممند به نظر میرسد، از اهمیت آن نمیکاهد؛ بلکه برعکس، این تفسیر گنجینهای از احادیث را تشکیل میدهد که برای آشنایی با شیعه امامی نخستین ضروری است.
پژوهش حاضر، تا جایی که من مطلع هستم، اولین تلاش برای معرفی این اثر است که تا همین اواخر دور از توجه محققان حوزه تشیع مانده بود.۲ من بر این عقیده نیستم که تمام پرسشهای برخاسته از این اثر را بررسی و تحلیل کردهام. علاوه بر این، ازآنجاکه تفسیر عسکری درباره مسائل زیادی بحث میکند، موضع واحدی را نشان نمیدهد و رویکردش نسبتا شبیه به دیگر آثار قبل و بعد از خودش است، انجام چنان بررسی و نقدی به نظر من ضروری نمیآید. من ترجیح میدهم در اینجا بیشتر روی موضوعات معینی تمرکز کنم که به نظر میرسد از ویژگیهای خاص این تألیفاند؛ چه در موضع محوریِ اتخاذشده در این مسائل، و چه در دیدگاه منحصربهفردی که از این موضوعات برمیآید. بااینحال، پیش از آنکه من به بحث درباره این موضوعات بپردازم، باید با کمی تفصیل درباره ساختار این کتاب و انتساب آن به امام عسکری[[ع]] توضیح دهم.
1.. برای مثال ن.ک: صص۳۰۷-۳۱۰: احادیث مختلف ــ در ارتباط با تعریف درست شیعه [ في بیان معنی الشیعة] ــ به نقل از علی، فاطمه، حسن، حسین، علی زین العابدین و محمد باقر[[ع]]؛ صص۳۲۹-۳۳۳: اظهارات مختلف ــ به نقل از محمد[[ص]]، علی، فاطمه، و همۀ دیگر امامان به جز امام دوازدهم[[ع]] ــ که نکتۀ مشترکشان این است که محمد[[ص]] و علی[[ع]] پدران همۀ مؤمنان شیعی هستند؛ صص۳۳۳-۳۳۸: مجموعهای از اقوال منسوب به فاطمه[[س]]، و بیشتر امامان در تأکید بر این دیدگاه که نزدیکی به امامان نسبت به قرابت خویشی ارجح است.
2.. گلتسیهر در مقالۀ «اصل تقیه در اسلام» ("Das Prinzip der Takiyya im Islam,” ZDMG ۶۰ [۱۹۰۶]: ۲۱۹ff) چندین بار از این تألیف به صورت اتفاقی یاد میکند، اما جداگانه به بحث دربارۀ آن نمیپردازد. او بعدا در کتاب گرایشهای تفسیری در میان مسلمانان (Die Richtungen der islamischen Koranauslegung, pp.۲۷۸-۲۷۹) بهاختصار اشاراتی به این کتاب دارد. همچنین ن.ک: مدخل مفصل آغابزرگ بر این تفسیر در: آغابزرگ الطهرانی، الذریعة إلی تصانیف الشیعة، تهران ۱۹۶۰هـ ، ج۴، صص۲۸۳-۲۹۳. او (صص۲۸۳-۲۸۵) تفسیر دیگری را نیز با عنوان تفسیر العسکری یاد میکند که به نظر او منسوب به امام دهم، علی الهادی (د. ۲۵۴/۸۶۸) است، هرچند با نسبتِ العسکری شناخته میشود.