175
تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی

یک ویژگی قابل توجه دیگر در تفسیر عسکری تمایل این اثر برای ارائه تحریرهای مختلف از یک گزارش، با انتساب هر تحریر به یک امام است (که در اغلب موارد به فاطمه[[س]] نیز منتسب می‌‌شود).۱ این واقعیت که تفسیر عسکری ناقص و غیرنظام‌‌مند به نظر می‌‌رسد، از اهمیت آن نمی‌کاهد؛ بلکه برعکس، این تفسیر گنجینه‌‌‌‌ای از احادیث را تشکیل می‌دهد که برای آشنایی با شیعه امامی نخستین ضروری است.

پژوهش حاضر، تا جایی که من مطلع هستم، اولین تلاش برای معرفی این اثر است که تا همین اواخر دور از توجه محققان حوزه تشیع مانده بود.۲ من بر این عقیده نیستم که تمام پرسش‌‌های برخاسته از این اثر را بررسی و تحلیل کرده‌ام. علاوه بر این، ازآنجاکه تفسیر عسکری درباره مسائل زیادی بحث می‌کند، موضع واحدی را نشان نمی‌‌دهد و رویکردش نسبتا شبیه به دیگر آثار قبل و بعد از خودش است، انجام چنان بررسی و نقدی به نظر من ضروری نمی‌آید. من ترجیح می‌‌دهم در اینجا بیشتر روی موضوعات معینی تمرکز کنم که به نظر می‌‌رسد از ویژگی‌‌های خاص این تألیف‌‌اند؛ چه در موضع محوریِ اتخاذشده در این مسائل، و چه در دیدگاه منحصربه‌‌فردی که از این موضوعات برمی‌‌آید. بااین‌‌حال، پیش از آنکه من به بحث درباره این موضوعات بپردازم، باید با کمی تفصیل درباره ساختار این کتاب و انتساب آن به امام عسکری[[ع]] توضیح دهم.

1.. برای مثال ن.ک: صص۳۰۷-۳۱۰: احادیث مختلف ــ در ارتباط با تعریف درست شیعه [ في بیان معنی الشیعة] ــ به نقل از علی، فاطمه، حسن، حسین، علی زین العابدین و محمد باقر[[ع]]؛ صص۳۲۹-۳۳۳: اظهارات مختلف ــ به نقل از محمد[[ص]]، علی، فاطمه، و همۀ دیگر امامان به جز امام دوازدهم[[ع]] ــ که نکتۀ مشترکشان این است که محمد[[ص]] و علی[[ع]] پدران همۀ مؤمنان شیعی هستند؛ صص۳۳۳-۳۳۸: مجموعه‌ای از اقوال منسوب به فاطمه[[س]]، و بیشتر امامان در تأکید بر این دیدگاه که نزدیکی به امامان نسبت به قرابت خویشی ارجح است.

2.. گلتسیهر در مقالۀ «اصل تقیه در اسلام» ("Das Prinzip der Takiyya im Islam,” ZDMG ۶۰ [۱۹۰۶]: ۲۱۹ff) چندین بار از این تألیف به صورت اتفاقی یاد می‌کند، اما جداگانه به بحث دربارۀ آن نمی‌پردازد. او بعدا در کتاب گرایش‌های تفسیری در میان مسلمانان (Die Richtungen der islamischen Koranauslegung, pp.۲۷۸-۲۷۹) به‌اختصار اشاراتی به این کتاب دارد. همچنین ن.ک: مدخل مفصل آغابزرگ بر این تفسیر در: آغابزرگ الطهرانی، الذریعة إلی تصانیف الشیعة، تهران ۱۹۶۰هـ ، ج۴، صص۲۸۳-۲۹۳. او (صص۲۸۳-۲۸۵) تفسیر دیگری را نیز با عنوان تفسیر العسکری یاد می‌کند که به نظر او منسوب به امام دهم، علی الهادی (د. ۲۵۴/۸۶۸) است، هرچند با نسبتِ العسکری شناخته می‌شود.


تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
174

از احادیثی شامل توهین به سه خلیفه نخست، و دیگر دشمنان نامشخص شیعه۱، وظیفه گسست از آنها (برائة)۲ و عمل به پنهان‌‌کاریِ احتیاطی (تقیة)۳ در حضور آنان است.

1.. افزون بر ارجاعات مذکور در پانوشت پیشین، همچنین ن.ک:
الف) [[تفسیر العکسری]] صص۱۷-۱۸: گزارشی که در آن عمر از پیامبر[[ص]] می‌خواهد که به او اجازه دهد [[روزنه‌ای از خانه‌اش به مسجد بگشاید]] تا پیامبر را در هنگام رفتن به مسجد برای نماز [در مدینه] بنگرد. پیامبر[[ص]] این درخواست او را رد می‌کند و می‌گوید: «خدای بلندمرتبه این را رد می‌کند» ( أبی الله عز وجل ذلک). پیامبر[[ص]] سپس می‌افزاید: «هیچ کسی از مؤمنان به خدا و روز قیامت حق ندارد که در این مسجد شب را در حالت ناپاکی سپری کند، مگر محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین و خانوادۀ برگزیدۀ او [=پیامبر] و پاکان اخلافش» ( لا ینبغي لأحد یؤمن بالله والیوم الآخر ان یبیت في هذا المسجد جنبا إلا محمد وعلي وفاطمة والحسن والحسین والمنتجبون من أهلهم الطیبون من أولادهم). دربارۀ امتیاز ویژۀ پیامبر[[ص]] و خاندانش برای ماندن در مسجد در حالت ناپاکی، ن.ک: محمد باقر المجلسی، بحار الانوار، چاپ جدید، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، ج۳۸، ص۲۴۲ و ج۴۷، ص۳۹۷.
ب) ص۸۶: مکالمه‌ای میان محمد[[ص]] و علی[[ع]] دربارۀ سلسلۀ شروری که پس از فوت پیامبر[[ص]] بر سر کار خواهد آمد. هرچند مشخص نشده که در اینجا منظور کدام سلسله است، به نظر می‌رسد که این حدیث ناظر به بنو امیه باشد.

2.. این آموزه معمولا همراه با ولایة می‌آید. ن.ک: بخش مربوط به ولایة در همین مقاله، تیتر ۴-۳.

3.. آموزۀ تقیة از گزارش‌های فراوانی در تفسیر عسکری برمی‌آید. برای مثال ن.ک: ص۷۰ (گفته می‌شود که سلمان مطابق این آموزه عمل نمی‌کرده است، با این توضیح که عمل تقیة برای مؤمنان اختیاری (رخصة) است، نه تکلیفی دینی)؛ صص۱۷۵-۱۷۶ (عبارتی برای آموزش و توضیح شرایطی که در آنها باید عمل تقیه را انجام داد)؛ صص۱۸۸-۱۹۰ (دعای پیامبر[[ص]] برای شیعه به خاطر رنج‌هایشان به سبب عمل تقیة)، صص۳۲۰-۳۲۴ (بیانی از قول پیامبر[[ص]] که در پی آن مجموعه‌ای از اظهارات منسوب به امامان مختلف دربارۀ فضیلت تقیة آمده است)؛ ص۵۷۴ ( تقیة مهم‌ترین باورداشت پس از آموزۀ ولایة معرفی می‌شود)، صص۵۸۶-۵۸۸ (حکایتی دربارۀ دو تا از اصحاب علی[[ع]] [رجلان من أصحابه] که هر دو آسیب دیده بودند ــ یکی مارگزیده و دیگری عقرب‌زده. وقتی از علی[[ع]] دربارۀ دلیل این امر پرسیدند، او به آنها گفت که این مجازات آنهاست: اولی در جایی تقیه کرده که در خطر نبوده است؛ دیگری، در مقابل، وفاداری‌اش به علی[[ع]] را در شرایط خطرناکی اظهار کرده است). دربارۀ تقیة در آموزه‌های شیعی، ن.ک:
E. Kohlberg, "Some Imāmī Shīʿī Views on Taqiyya,” JAOS ۹۵ (۱۹۷۵): ۳۰۵-۴۰۲, reprinted in Belief and Law in Imāmī Shīʿism, chap.۳; idem., "Taqiyya in Shīʿī Theology and Religion,” in Secrecy and Concealment: Studies in the History of Mediterranean and Near Eastern Religions, edited by H. G. Kippenberg and Stroumsa, Leiden ۱۹۹۵, pp. ۳۴۵-۳۸۰.

  • نام منبع :
    تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
    سایر پدیدآورندگان :
    به کوشش محمدعلی طباطبایی و جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 19029
صفحه از 416
پرینت  ارسال به