درآمدى بر مطالعات حديثى خاورشناسان ۱
۱. پديده «خاورشناسى» يا «استشراق» ، به مجموعه مطالعات غربيان نسبت به شرق اطلاق مى گردد، خواه اين مطالعات ، به ملّيت ها و اقوام برگردد يا به اديان و آيين ها ؛ يعنى مطالعات ايران شناسى، عرب شناسى، هندشناسى، چين شناسى و تُرك شناسى ، و نيز اسلام شناسى، يا مطالعه اديان و آيين هاى كهن شرقى چون زرتشتى گرى ، بوديسم و... ، همه در اين مقوله مى گنجند.
ادوارد سعيد ، در تعريف شرق شناسى مى نويسد :
شرق شناسى ، به رشته اى اطلاق مى شود كه درباره شرق ، گفتگو مى كند، مى نويسد و مى آموزد. به عبارت ديگر، شرق شناسى ، رشته فعاليت كسى است كه در خصوص شرقْ مطالعه مى كند و يافته هاى خود را در اختيار ديگران مى گذارد، يا بهتر بگوييم: شرق شناسى ، علمى است كه درباره شرقْ قضاوت كرده ، واقعيت هاى آن را بررسى و تفسير مى كند. ۲
شروع اين گونه مطالعات از سوى غربيان ، دقيقاً شناخته شده نيست ؛ ولى مى توان گفت كه به صورت حقيقى، در قرن شانزدهم در اروپا شكل گرفت و در قرن هفدهم ، با اختصاص كرسى هايى به آموزش زبان عربى در فرانسه، انگليس، آلمان، هلند،