هى معناها و تبيّنها بياناً، فتصير الآية المتشابهة عند ذلك محكمة بواسطة الآية المحكمة ؛ ۱
اين همه ، دلالت دارد كه مراد از متشابه در آيات ، اين است كه به صِرف شنيدن آيه توسّط مخاطب ، مراد خداوند ، روشن نشود، بلكه ميان چند معنا مردّد شود تا به محكمات كتاب خداوند رجوع كند و آيات محكمِ آن را روشن سازد . با اين رجوع ، آيه متشابه ، محكم خواهد شد.
چنان كه از سخن علّامه آشكار است، وى مدّعى نيست كه هر آيه قرآنْ به تنهايى ، قابل درك است ؛ بلكه معتقد است كه فهم آيات و پى بردن به مراد آيات ، از مجموع قرآن بيرون نيست و اين ، يك قاعده عُقلايى است . اگر سخنرانى در يك مراسم ، سخن بگويد يا در يك كتاب ، مطلبى بنويسد، فصاحت و بلاغت ، اقتضا مى كند كه براى فهم مراد ، به مجموع سخنرانى و كتاب ، نظر افكنده شود، وگرنه ، احتمال لغزش و خطا طبيعى خواهد بود.
برخى از محقّقان ، سخنان علّامه را مورد نقّادى قرار داده ، به سه دليل ، اوّل از كلام علّامه پاسخ داده اند . در پاسخ به دليل اوّل كه مى گويد : «قرآن ، نور و تبيان است و نيازمند به غير نيست»، مى نويسد:
اولاً ، علّامه ، خود ، تفاصيل احكام را استثنا كرده و آن را به پيامبر صلى الله عليه و آله ارجاع داده است و اگر نور است، استثنا برنمى دارد.
ثانياً ، نور بودن ، وصف كلّى قرآن است و اين مسئله ، با آن كه آيات متشابه ، در فهم و تفسير ، نيازمند روايات معصومان عليهم السلام باشد ، منافاتى ندارد .
در پاسخ به دليل دوم علّامه ـ كه تدبّر در قرآن باشد ـ مى فرمايد:
اگر بخش مهمّى از آيات ، قابل فهم و تفسير باشد، دستور به تدبّر و تأمّل در آيات ، صحيح است. معناى ارجاع و امر به تدبّر، تفسيرپذيرى مستقلِ تمامى آيات نيست .