325
حديث پژوهي

اين مرتبه را از حقيقت، صوفيه موحّده «جمع الجمع» خوانند:

اگر در خلق، حق را درنيابىبيابى خانه ، امّا در نيابى.
و جمع الجمع ، شهود حق است با خلق به وجهى كه كثرت تعيّنات ، قادح در وحدت ذاتىِ او نباشد؛ يعنى يكى باشد او را از خلق و حق ، دو نام شرابى از دو جام ، رويى در صد آينه و شعاعى بر هزار آبگينه. اوحدى مى گويد:

اى مردم كور ، اين چه بهار است ببينيدگلبن نه و گل هاش به بار است ببينيد
فردا همه يك رنگ شود طالب و مطلوبامروز ، يكى را كه هزار است ببينيد. ۱
كميل گفت: «زِدْنِى بَيانا»؛ مرا زياده از اين كه فرموده در شرح حقيقت ، بيانى بگوى.
حضرت فرمود: «اَطْفِ السِّراجَ فَقَدْ طَلَعَ الصُّبْحُ»؛ چراغ ، باز كش كه صبح ، طالع شد؛ يعنى سخن در پايه حقيقتْ ثمر شد.
بيان به پايان رسيد و قصّه از بيان و گفتار ، به عيان و ديدار انجاميد.
بيت:

شمع بنشان كه آفتاب برآمدرخ معشوقت از نقاب برآمد.
بيت:

زهى نادان كه آن خورشيد تابانبه نور شمع ، جويد در بيابان. ۲
بيت:

روشن تر از اين نمى توان گفتپيداتر از اين نمى توان گفت.

1.ديوان اوحدى مراغى، ص ۲۱۸، غزل ۳۷۱ .

2.شيخ محمود شبسترى .


حديث پژوهي
324

آن است كه مظاهر نورِ توحيدند و شايد كه مراد حضرت امير از هياكل، صُوَر جزئيّه ممكنات باشد و تعيّنات اشيا . سيّد نعمت اللّه مى فرمايد:

هر ذرّه كه مى بينى ، خورشيدْ در او پيداستدر ديده ما بيند ، چشمى كه به حق بيناست. ۱
و سيّد قاسم مى گويد:

چو عكسِ مشرق صبحِ ازل ، هويدا شدجمال دوست ، ز ذرّات كونْ پيدا شد. ۲
و شيخ عراقى مى گويد:

آفتابى در هزارانْ آبگينه ، تافتهپس به رنگ هر يكى تا بى عيانْ انداخته
جمله ، يك نور است ، امّا رنگ هاى مختلفاختلافى در ميان اين و آن انداخته. ۳
و شيخ سعدى مى فرمايد:

به جهان خرّم از آنم كه جهان خرّم از اوستعاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست. ۴
و حافظ مى گويد:

هر دو عالم ، يك فروغِ روى اوستگفتمش پيدا و پنهان نيز هم. ۵
و داعى مى گويد:

روى تو در جلوه اللّه ، نورديده ما از تو چرا مانده دور
ديده ما باز نشد سوى توور نه نهان نيست ز كس ، روى تو.

1.ديوان شاه نعمت اللّه ولى، غزل شماره ۱۹۲، ص ۱۰۸ .

2.ديوان شاه قاسم انوار، ص ۱۱۹ .

3.مجموعه آثار فخرالدين عراقى، ص ۳۱۹، بيت ۳۷۹۴ ـ ۳۷۹۵ .

4.كليات سعدى، نسخه محمّد على فروغى، بخش مواعظ، ص ۸۸۷ .

5.ديوان حافظ، غزل ۳۵۵، بيت ۴ .

  • نام منبع :
    حديث پژوهي
    سایر پدیدآورندگان :
    مهدی مهریزی
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5839
صفحه از 400
پرینت  ارسال به