اگر به ادبيات سه قرن پيشِ زبان پارسى بازگرديم و برادران خوانسارى را با اقران ايشان بسنجيم، به اين امتياز برمى خوريم؛ گرچه برخى آثار آنها بر پاره اى از ترجمه هاى امروزىِ كتب حديث نيز برترى دارد.
به هر روى، تلاش خوانسارى ها در برگردان احاديث به زبان فارسى، از جهت كمّى و كيفى، درخور تحسين و تقدير است و ترجمه هاى آنها را مى توان از نمونه هاى برتر اين دوره از تاريخ ترجمه حديث ، به شمار آورد.
پس از اين دوره، ترجمه حديث، رونق بيشترى يافت. چنان كه شيخ آقا بزرگ تهرانى ، از بيش از يكصد و سى ترجمه متون حديثى ياد مى كند كه در دوره پس از خوانسارى ها تا زمان تأليف الذريعة پديد آمده اند. ۱ پس از آن نيز شاهد ترجمه هاى فراوان ديگرى از كتب حديث بوده ايم، چون ترجمه هاى فراوان نهج البلاغه، الكافى، و ... .
سخن پايانى
آنچه در پايان بايد بدان اشاره كرد (تا در مجالى ديگر به تفصيل بدان پرداخته شود)، آشفتگى و سستى بيشتر ترجمه هايى است كه از احاديثْ صورت مى گيرد. نقد و بررسى ترجمه هاى موجود و نشان دادن كاستى هاى آنها مى تواند در حركت به سوى اتقانِ برگردان ها و دستيابى به اصول و قواعد ترجمه متون دينى، مؤثّر افتد. چنان كه نظارت يك هيئت علمى بر ترجمه هاى احاديث (مانند ترجمه هاى قرآن) نيز مى تواند در تقليل لغزش ها مفيد باشد.
در اين جا همه دانشوران را به توجّه و اهتمام به اين امر، فرا مى خوانيم و ناگفته نگذاريم كه در اين باره، به نقد و بررسى ترجمه هاى كتب حديث و نيز تدوين اصول و قواعد ترجمه حديث از سوى دانشوران، اميد بسته ايم .
فهرست