19
حديث پژوهي

التنازل عن صلاحية الإسلام لكلّ زمان و مكان، فبمثابة الخيانة لرسالة الإسلام الخالدة ؛ ۱
سنن ابو داوود، نسايى و مسلم را بر زبان آوردن و احاديث ناسازگار با قرآن آنها را تكرار كردن ، يا سبب تفسير نادرستى از قرآن مى شود ، يا به جهل به روح و مقصود قرآن مى انجامد و يا كوتاه آمدن از اين كه اسلام ، براى هر زمان و مكانْ صلاحيت دارد، و هر يك از اينها خيانت به رسالت جاودانه اسلام است.
از ديگر كسانى كه در اين زمينه قلم زده اند ، مى توان از نام دكتر اسماعيل ادهم ، در كتاب مصادر التاريخ الإسلامى و محمّد أبو زيد الدمنهورى ، در كتاب تفسير القرآن بالقرآن ، ياد كرد. ۲
همچنين بايد از احمد افندى صفوت نام برد كه در سال ۱۹۱۷م ، طى سخنرانى خود در جمع حقوقدانان و قُضات در اسكندريه گفت:
... و بهذه المناسبة أعيد القول أن ليس لأىّ حكم لم يرد فى الكتاب حكم الفرض الواجب العمل به، و ما زاد عن الكتاب من سنّة أو إجماع حكمه الجواز إذا شاء قام به الفرد، و أن لم ير مصلحة فى ذلك فله العدول عنه ؛ ۳
مناسب است كه در اين جا سخن خود را تكرار كنم : هر آنچه در قرآن نيست ، خواه سنّت باشد يا اجماع، واجب الهى نيست و فرد مى تواند بدان عمل كند يا از آن ، عدول نمايد.
در كتاب القرآنيون و ردّ شبهاتهم حول السنّة ، ادّله صاحبان اين نظريه ، به خوبى استقصا شده كه به اجمال ، از آن نقل مى گردد. نويسنده ، هشت دليل از آنان مى آورد:
۱. قرآن ، حاوى همه نيازمندى هاى انسان است و با وجود آن ، نيازى به سنّت نيست.
۲. سنّت، وحى الهى نيست ؛ بلكه اقوالى است كه آن را به پيامبر نسبت داده اند.

1.همان ، ص ۱۷۷ (به نقل از: ثورة الإسلام، ص ۱۷).

2.همان، ص ۱۸۰ ـ ۱۸۱.

3.همان، ص ۱۸۳.


حديث پژوهي
18

قرآن ، از تمامى جنبه ها كامل است و با تمدّن و پيشرفت سازگار. پيروانش را به بالاترين مرحله تمدّن مى رساند. اگر آن را درست تفسير كنيم، ما را بدان جا رهنمون مى شود . اگر آن را در ميان آراى مفسّرانْ مقيّد سازيم و در حصر احاديث قرار دهيم، اوضاع دگرگون مى شود. به جاى حركت به سوى تمدّن و ترقّى ، به سوى سقوط و هلاكت مى رود ؛ زيرا از روايات ، جز مقدارى اندك ، صحيح نيستند ، بلكه تمامى آنها حدسيات و اوهام عالمان و سازگار با دلايل قياسى و اجماعى است. اين ، همان راهى است كه فقه و شريعت مى پيمايد و از پيشرفت و ترقّى ، باز مى دارد.
مصر ، دومين جايگاه اين نظريه در دوره معاصر است. نخست بايد از محمّد توفيق صدقى ياد كرد. وى در مقاله اى كه در مجله المنار (۱۹۰۶م/ ۱۳۲۴ق) ، با عنوان «الإسلام هو القرآن وحده» به چاپ رسيد و نيز مقاله ديگرى با همان عنوان ـ كه در پاسخ به نقدهاى وارده بود ـ ، بر نفى سنّت تأكيد كرد. ۱
همچنين بايد از ابوشادى احمد زكى (۱۸۹۲ ـ ۱۹۵۵م) نام برد كه در كتاب ثورة الإسلام مى نويسد:
و هذه سنن إبن ماجة و البخارى و جميع كتب الحديث والسنّة طافحة بأحاديث و أخبار لا يمكن أن يقبل صحّتها العقل و لا نرضى نسبتها إلى رسول اللّه صلى الله عليه و آله و أغلبها يدعو إلى السخرية بالإسلام والمسلمين و بالنبى الأعظم ؛ ۲
سنن ابن ماجة و بخارى و تمامى كتاب هاى روايى كه از اخبار و احاديثى كه عقلْ آن را نمى پذيرد، پُر است و نمى توان آنها را به پيامبر نسبت داد و بسيارى از آنها سبب استهزاى اسلام، مسلمانان و پيامبر بزرگ است.
و نيز مى نويسد:
و أمّا التغنى بأبى داوود والنسائى و مسلم و ترديد الأحاديث الملفقة الّتى لا تسنجم و تعاليم القرآن، و أمّا سوء تفسير آيات الكتاب العزيز و أمّا الجهل بروح القرآن، و أمّا

1.المنار، جلد ۹، ص ۵۱۷ و ۹۰۶.

2.القرآنيون و شبهاتهم حول السنّة، ص ۱۷۶ (به نقل از: ثورة الإسلام، ص ۲۵).

  • نام منبع :
    حديث پژوهي
    سایر پدیدآورندگان :
    مهدی مهریزی
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5678
صفحه از 400
پرینت  ارسال به