17
حديث پژوهي

ردّه، فإن لم يكن هذا العمل مستحيلاً فلا يخلو أن يكون أمراً فى غاية الصعوبة ؛ ۱
ما تلاش محدّثان را در اين زمينه ارج مى نهيم، ليكن اين تلاش ها از توثيق و تضعيف راويانْ فراتر نرفت، با آن كه سال ها پس از فوت اين راويان ، تحقيق درباره آنان آغاز شد . سپس همين پژوهش ها مبناى ردّ و قبول قرار گرفت. چنين امرى ، اگر محال نباشد، در نهايت دشوارى است.
و نيز گفته است:
والمعيار السليم لقبولها هو أن ينظر إلى المروى بمنظار القرآن، فما وافقه أخذناه، و ما لم يوافقه نبذناه ؛ ۲
ميزان درست براى پذيرش رواياتْ آن است كه روايات ، با قرآن سنجيده شوند . هر آنچه با قرآنْ موافق بود ، مى پذيريم و آنچه موافق نبود ، طرد مى كنيم .
در كنار سيد احمد خان ، بايد از ديدگاه هاى يكى از پيروان وى ، به نام چراغ على (۱۸۴۴ ـ ۱۸۹۷م) ، ياد كرد . ۳
او مى گويد :
إنّ القرآن كامل من كلّ الوجوه، و يواكب سير الحضارة و تطوّرها، و يرفع متبعه إلى أعلى درجات الرقى و التمدّن، فإن أحسنّا تفسيره و تعبيره سلك بنا هذا المسلك، و أن قيدناه بآراء المفسّرين و منهجهم و حصرناه فى الروايات فإنّ الوضع ينقلب رأساً على عقب. فنسير نحو الهبوط والهاوية بدلاً من التقدّم و مسايرة الركب، لأنّ الروايات لم يصح منها إلاّ القليل، بل جلّها فرضيات و أوهام للعلماء، أو أنّها دلائل قياسية و إجماعية، وهذا المسلك هو ما يسير عليه قانون الشريعة والفقه، و لا شكّ أن مثل هذا المسلك يحجز عن الرقى والتقدّم و مسايرة ظروف الحياة ؛ ۴

1.همان، ص ۲۰۵.

2.همان جا.

3.ر . ك : همان، ص ۱۰۶ ـ ۱۱۱.

4.همان، ص ۱۰۹ ـ ۱۱۰.


حديث پژوهي
16

گزارش كرده است. ۱
در مورد اين كه ايشان چه گروهى از مسلمانان بودند، اختلاف است. برخى آنان را از معتزله پنداشته اند ، ولى خادم حسين الهى بخش ، در كتاب القرآنيون و شبهاتهم حول السنّة ، آنها را طايفه اى از خوارج مى داند و شواهدى نيز بر اين امر ، اقامه كرده است ، مانند اين كه بغدادى گفته است كه : خوارج ، احكامى را كه در قرآن نباشد ، حجّت نمى دانند و شهرستانى مى گويد كه : خوارج ، رجم را از زانى برداشته اند؛ چون در قرآن نيست.
تا اين كه اين نظريه، مجدداً در قرن سيزدهم هجرى ، مطرح شد و رونق گرفت. ۲
مودودى ، زادگاه جديد اين نظريه را عراق مى داند و خادم حسين الهى بخش، مصر. به نظر مى رسد كه هيچ كدام از اين دو نظريه ، صائب نباشد؛ بلكه اين نظريه، نخست در شبه قاره هند پيدا شد.
در شبه قاره هند ، [سِر] سيّد احمدخان (۱۸۱۷ ـ ۱۸۹۷م) ، اوّلين كسى بود كه اين ديدگاه را ارائه نمود. وى علاوه بر انكار مضمون برخى روايات، در نسبت روايت ها به پيامبر ، تشكيك كرد و براى پذيرش روايات ، شروطى نهاد كه فقط در متواتر لفظى ، يافت مى شود و قبول آنها تنها به انكار سنّت ـ كه اكثر آن ، خبر واحد يا متواتر معنوى است ـ ختم مى شود. ۳ وى همچنين بر عدم توجّه به نقد محتوايى احاديث ايراد گرفته، مى گويد:
و إنّا نشكر للمحدّثين جهودهم المبذولة فى هذا الشأن غير أن جل مساعيهم، بل كلّها لم تتجاوز توثيق الرواة و عدمه، بينما اولئك الرواة كان قد مضى على وفاتهم زمن طويل، ثمّ أعقب ذلك دور التحقيق عنهم، بحيث يكون هو العمدة فى قبول الحديث و

1.الاُمّ ، ج ۷ ، ص ۲۷۳ .

2.القرآنيون و شبهاتهم حول السنّة ، ص ۹۵ ـ ۹۸.

3.ر . ك : همان، ص ۱۰۰ ـ ۱۰۶.

  • نام منبع :
    حديث پژوهي
    سایر پدیدآورندگان :
    مهدی مهریزی
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6031
صفحه از 400
پرینت  ارسال به