نصوص اسلامى دو كاربرد دارد: يكى جوهر وحقيقت علم، وديگر، پوسته وظاهر دانش. در كاربرد اوّل، عقل و علم تلازم دارند، همان گونه كه اميرالمؤمنين فرموده است:
العقل و العلم مقرونان في قرن لا يفترقان ولايتباينان . ۱
خرد و دانش همراه اند ، نه از يكديگر جدا شوند و نه با يكديگر ستيز كنند .
و بر اين مبنا فرقى ميان عالم و عاقل نيست. عاقل، عالم است و عالم، عاقل. خداوند نيز فرموده است :
تلك الأمثال نضربها للناس و ما يعقلها إلاّ العالمون . ۲
و اين مَثَلها را براى مردم مى زنيم؛ و[لى] جز دانشوران آنها را در نيابند .
امّا در كاربرد دوم، عاقل و عالم متفاوت اند و علم، به عقل نيازمند؛ چرا كه ممكن است كسى عالم باشد، ولى عاقل نباشد. اگر علم همراه عقل شد، براى عالِم و عالَم سودمند است، و اگر از عقل جدا شود، نه تنها سودمند نيست، بلكه زيانبار و خطرناك است.
خطر علمِ بدون عقل
به فرموده امام على عليه السلام :
العقل لم يجن على صاحبه قطّ والعلم من غير عقل يجنى على صاحبه ۳ .
خرد، هرگز، بر صاحبش جنايت نورزد؛ امّا دانشِ بدون خرد ، بر صاحب خويش جفا كند .
در جهان امروز، علم رشد كرده؛ ولى عقل كاهش يافته جامعه كنونى، مصداق اين فرمايش آن امامِ بزرگ است كه مى فرمايد:
من زاد علمه على عقله كان وبالاً عليه . ۴