وظيفه عقل عملى، اجراى مدرَكات عقلى نظرى است.
نخستين كسى كه اين نظريه را در برابر مشهور اختيار كرده، ابن سينا و پس از وى، قطب الدين رازى، صاحب محاكمات و اخيرا محقّق نراقى، صاحب جامع السعادات است. ۱
به نظر مى رسد كه نظريه نخست، به مفهوم كلمه عقل، نزديك تر است وصحيح تر آن است كه عقل عملى، به مبدأ ادراك و تحريك تفسير شود؛ زيرا شعورى كه بايدها و نبايدهاى اخلاقى و عملى را هدف قرار مى دهد، هم مبدأ ادراك است و هم مبدأ تحريك، و اين نيروى ادراكى، همان است كه قبلاً وجدان اخلاقى ناميده شد و در نصوص اسلامى در باره آن آمده: «عقل طبع نام كما سنوضّحه» .
عقل طبع و عقل تجربه
در متون اسلامى به جاى تقسيم عقل به نظرى و عملى، تقسيم بندى ديگرى وجود دارد و آن، تقسيم عقل به «عقل طبع» و «عقل تجربه» يا «عقل مطبوع» و «عقل مسموع» است. امام على عليه السلام مى فرمايد:
العقل عقلان: عقل الطبع و عقل التجربة، و كلاهما يؤدى المنفعة.
عقل دو گونه است: طبيعى و تجربى، و هر دو سودآور است .
و نيز فرموده است:
رأيت العقل عقلينفمطبوع و مسموع،
ولا ينفع مسموعإذا لم يك مطبوع،
كما لا ينفع الشمسوضوء العين ممنوع.
عقل را دو گونه يافتم، طبيعى و شنيدنى. عقل شنيدنى، بدون عقل طبيعى، سودمند نيست؛ چنانكه با فقدان نور چشم، خورشيد، سودى ندارد ۲ .
جالب توجّه است كه همين تقسيم، درباره علم از آن حضرت روايت شده است:
العلم علمان: مطبوع و مسموع و لاينفع المسموع اذا لم يكن المطبوع. ۳