چنان كه ملاحظه مى شود ، در اين تطوّر ، هنوز به تعريف روشنى بر نمى خوريم ؛ گرچه اغراض و اهداف اين دانش ها به خوبى شناسانده شده و بررسى آنچه به متن و سندْ بر مى گردد ، بُن مايه همه اين دانش هاست .
در اين جا بايد يادآورى شود كه مرحله دوم از تاريخ علوم حديث كه از قرن چهارم آغاز شد و تا قرن دهم ادامه يافت ، در حوزه آثار فراگير (جامع) و نظرى ، مختصّ اهل سنّت است ؛ امّا در دانش هاى تطبيقى علوم حديث ، يعنى پرداختن به : رجال ، مختلف الحديث ، و . . . شيعه و اهل سنّت ، هر دو ، تلاش هاى دوره اوّل را ادامه داده اند . ۱ در مَثَل مى توان در بين آثار شيعه ، از كتاب الإستبصار فى مختلَف الأخبار در علم مختلف الحديث و نيز كتاب هاى الرجال و الفهرست شيخ طوسى ، الفهرست نجاشى ، الرجال علاّمه حلّى و . . . در زمينه علم رجالْ ياد كرد .
ويژگى هاى دوره دوم را چنين مى توان خلاصه
كرد :
۱ . آثار تطبيقى علوم حديث در ميان اهل سنّت و شيعه رواج دارد ؛
۲ . آثار نظرى يا فراگير در ميان اهل سنّتْ شكل مى گيرد ؛
۳ . تعريف دقيق و روشنى از علوم حديث به دست نمى آيد .
مرحله سوم : حد و رسم علوم حديث
مرحله سوم از تطوّرات علوم حديث ، از قرن دهم آغاز مى شود و تا دوره معاصر ادامه مى يابد . در اين دوره ، عالمان شيعه به تدوين كتاب هاى نظرى و فراگير در علوم حديث مى پردازند . البته در ميان اهل سنّت نيز كارهاى دوره قبل ، تداوم مى يابد ؛ گرچه نوعى ركود در اين مرحله در ميان اهل سنّت به چشم مى خورد و چنان كه