281
حديث پژوهي

اين «امرء» در مقابل «امرأه» نيست ، بلكه فرهنگ محاوره اين است كه از انسان به عنوان مرد ياد شود ، نه به عنوان مرد در مقابل زن . ۱
در اين جا ذات اقدس اله مى خواهد به ما بفهماند من كه به صورت مذكر تعبير مى كنم ، براساس فرهنگ محاوره است ، نه اين كه كار مخصوص مرد باشد . بنابراين ، نبايد به زحمت افتاد كه چرا پيامبر اسلام فرمود : طَلَبُ الْعِلْمِ فَريضَةٌ عَلى كُلِّ مُسْلِمٍ و نفرمود «مسلمة» ، تا به زحمت جواب داده شود كه در برخى نسخ «مسلمة» دارد يا در برخى از روايات «مسلمة» هم اضافه شده است ، يا اين كه بعضى از محدثانْ «مسلمة» را هم نقل كرده اند . اصلاً زحمت سؤال را نبايد تحمل كرد تا نوبت به زحمت جواب برسد . قرآن كريم در عين حال كه ما را به عظمت آن معنا آشنا مى كند ، ما را به خصوصيت فرهنگ محاوره هم راهنمايى مى كند . مى فرمايد : اگر سخن از مذكر است ، نه براى آن است كه اين وصف ، وصف مذكرهاست ، بلكه براى اين است كه در مقام لفظ ، اين چنين تعبير مى شود . ۲

۶ . تاريخ صدور حديث

تاريخ هر حادثه و پديده ، از چگونگى وقوع آن خبر مى دهد ، و به شناسنامه اى مى ماند كه آيندگان را از هويت آن باخبر مى سازد .
سنّت (گفتار و كردار و تقرير معصوم) نيز گاه تاريخ بردار است . هر حديث از پسِ نيازى و در پاسخ پرسشى و در مقام تبيين حقيقتى و گاه براى وضعيت ويژه اى صادر شده است . و به تعبير ديگر ، شأن نزولى دارد كه دانستنش براى فهم بهتر حديث ، سودمند است . نخستين فقيهى كه بدين مسئله توجه جدّى ورزيد و در روش استنباط و شيوه تدريس بدان التزام داشت ، آية اللّه حاج آقا حسين طباطبايى بروجردى بود . وى معتقد بود :

1.زن در آيينه جلال و جمال ، ص ۷۹ ـ ۷۸ .

2.همان ، ص ۸۱ .


حديث پژوهي
280

محاوره ، در همه تركيب ها و جمله ها جنسيتْ ملحوظ نمى شود ، بلكه از تغليبْ سود مى جويند ؛ يعنى اگر سخن از دو گروه زن و مرد در ميان باشد ، غالبا تعابير به صورت مذكر آورده مى شود .
حال با توجه به قاعده اشتراك و ويژگى زبان عرب ، در تفسير نصوص دينى ـ كه در قالب زبان عربى ارائه شده اند ـ نبايد از قاعده تغليب در اداى سخن غفلت شود . به تعبير ديگر ، در متون دينى بسيارى معارف و قوانين با ساختار مذكر ادا شده و نمى توان اين را امرى اختصاصى تلقى كرد ، بلكه قاعده اول ، اشتراك است ، و اختصاصْ دليل مى خواهد .
محقق بَحرانى مى نويسد :
روشن است كه بيشتر احكام ، در عبادات و معاملات وغير اينها ، مختص مردان است . پرسش ها نيز به مردان اختصاص دارد ، ولى هيچ اختلافى نيست كه زنان داخل در احكام هستند ، مگر خصوصيت براى مردان ثابت شود . اين امر براى كسى كه در تمام روايات مربوط به احكام تدبر كند ، روشن مى شود . دليلش آن است كه آنچه در اخبار و احاديث آمده ، بر سبيل تمثيل است ، و با تنقيح مناط قطعى ، حكم به ديگر افراد ، سرايت مى كند . ۱
و در جايى ديگر نوشته است :
اين روايات (روايات حج پسربچه) اختصاص به پسربچه ها دارد ، ولى فقيهان ، ميان دختربچه و پسربچه در احكام فرق نگذاشته اند ؛ زيرا احكام در ابواب فقهى با عنوان مردان آمده ، با اين كه قطعاً در مورد زنان نيز جريان دارد . ۲
استاد جوادى آملى در بحثى با عنوانِ «لسان قرآن ، لسان فرهنگ محاوره» نوشته است :
گرچه ذات اقدس اله درباره كيفر اعمال مى فرمايد : كُلُّ امْرِءٍ بِما كَسَبَ رَهينٌ ، ۳ اما

1.بحرانى ، يوسف بن احمد ، الحدائق الناضرة ، ج ۵ ، ص ۴۴۲ .

2.همان ، ج ۱۴ ، ص۶۵ .

3.طور ، آيه ۲۱ .

  • نام منبع :
    حديث پژوهي
    سایر پدیدآورندگان :
    مهدی مهریزی
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1381
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6367
صفحه از 462
پرینت  ارسال به