457
دانش نامه عقايد اسلامي ج6

الف ـ قيام به خود

منظور از قيام به خود، قائم بودن خدا به ذات خويش و بدون نياز به ديگر موجودات است. به اين لحاظ، قيام خدا، به اين معناست كه بر ديگرى تكيه نمى كند و وابسته به كسى و يا چيزى نيست و خواب و غفلت و فراموشى، او را فرا نمى گيرد.
تعابيرى چون «خدا استوار پايدار است. و هر آنچه جز اوست، نوپديد و دگرگون شونده و از ميان رونده است» و «استوارى كه دگرگونى نمى پذيرد»، ناظر به اين معناى قيام است .

ب ـ قيام به امور موجودات

قيام خدا نسبت به اشياى ديگر، اِخبار از نگاهبانى خداست، همان گونه كه در حديث منقول از امام رضا عليه السلام درباره خداوند آمده است : «قائم است، خبر مى دهد كه او نگاهبان است».
پس قيام او به امور موجودات، به اين معناست كه او نگاهبان بقاى آنها و سرپرست امور آنهاست. همان گونه كه در لغت هم «قوام الشى ء»، به معناى «ستونِ آن است كه به آن برپاست»، آمده و هر گاه گفته مى شود : «فلان كس ، قوام اهل خانه و قيام آنان است»، يعنى او كسى است كه سرپرست ايشان است. بنا بر اين، مى توان گفت : قائم بودن و قيّوم بودن خدا نسبت به ديگر موجودات، به اين معناست كه او هستى بخش، نگاهبان و تدبير كننده آنهاست و موجودات، از هر جهت، وابسته به خدا هستند ، مانند اين تعابير : «أَفَمَنْ هُوَ قَائِمٌ عَلَى كُلِّ نَفْسِ بِمَا كَسَبَتْ؛ آيا آن كه بر هر نفسى در آنچه به دست آورده، نگاهبان است [همانند كسى است كه چنين نيست] ؟» و «قَائِمَا بِالْقِسْطِ ؛ استوار به دادگرى» و «يا من كلّ شى ء قائم به؛ اى كسى كه همه چيز به او استوار است» را مى توان ناظر به معناى دوم قيام دانست.


دانش نامه عقايد اسلامي ج6
456

أ ـ القيام في ذاته

إِنّ القصد من القيام في نفسه قائميّة اللّه بذاته وبغضّ النظر عن سائر الموجودات ، لذا فقيام اللّه بمعنى أَنّه لا يعتمد على غيره ، ولا يتبع أَحدا ، ولا يأخذه نوم وغفلة وسهو ، ويمكن أَن تشير إِلى المعنى الأَوّل للقيام أَلفاظ مثل «إِنَّ اللّهَ قائِمٌ باقٍ ، وما دونَهُ حَدَثٌ حائِلٌ زائِلٌ» ۱ و «القائِم الَّذي لا يَتَغَيَّرُ» ۲ .

ب ـ القيام بشؤون غيره

قيام اللّه بالنسبة إِلى الأَشياء الأُخرى إِخبار عن كَونه حافظا ، كما ورد في حديث الإمام الرضا عليه السلام: «قائِم يُخبرُ أَنَّهُ حافِظٌ» فقيامه بأُمور الموجودات بمعنى أنّه حافظ بقاءها ومتولٍّ أُمورها ، كما جاء «قوام الشيء» في اللغة بمعنى «عماده الذي يقوم به» ۳ ، وحينما يقال: «فلان قوام أَهل بيته وقيامهم» فإنّه يعني «هو الذي يقيم شأنهم» ۴ ، لذلك يتسنّى لنا أَن نقول إِنّ قائميّة اللّه وقيّوميّته بلا نسبة إِلى سائر الموجودات بمعنى أَنّه مُوجدها وحافظها ومدبّرها ، وهي قائمة به سبحانه من جميع الجهات ، ويمكن أَن تشير إِلى المعنى الثاني للقيام تعابير مثل: «أَفَمَنْ هُوَ قَائِمٌ عَلَى كُلِّ نَفْسِ بِمَا كَسَبَتْ» ۵ و «قَائِمَا بِالْقِسْطِ» ۶ و «يامَن كُلُّ شَيءٍ قائِمٌ بِهِ» ۷ .

1.راجع : ص ۴۶۰ ح ۴۹۹۸ .

2.راجع : ص ۴۶۰ ح ۵۰۰۱ .

3.النهاية : ج ۴ ص ۱۲۴ ، المصباح المنير : ص ۵۲۰ ، الصحاح : ج ۵ ص ۲۰۱۷ .

4.تاج العروس : ج ۱۷ ص ۵۹۴ .

5.الرعد : ۳۳ .

6.آل عمران : ۱۸ .

7.راجع : ص ۴۵۸ ح ۴۹۹۴ .

  • نام منبع :
    دانش نامه عقايد اسلامي ج6
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: رضا برنجكار، ترجمه: عبدالهادى مسعودى، مهدى مهریزى، على نقى خدایارى، محمّد مرادی و جعفر آریانی
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1385
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 43468
صفحه از 593
پرینت  ارسال به