۴۱۱۶.امام رضا عليه السلامـ آن گاه كه سخنى در تشبيه (همانندانگارى خدا با آفريدگان) شنيد و به سجده افتاد ـ: منزّهى تو! چون تو را نشناختند و يگانه ندانستند ، تو را وصف كردند . منزّهى تو! اگر تو را مى شناختند، تو را به آنچه خود را به آن وصف كرده اى، وصف مى كردند.
۴۱۱۷.تفسير العيّاشىـ به نقل از ذو الرياستين ـ: به امام رضا عليه السلام گفتم : فدايت گردم! مرا از رؤيت [ خدا ] كه مردمان در آن اختلاف كرده اند، آگاه كن . برخى از آنان گفته اند : خدا ديده نمى شود .
فرمود : «اى ابو العبّاس! هر كه خدا را به خلاف آنچه خود را بِدان وصف نموده، توصيف نمايد ، بى گمان ، دروغ بزرگى بر خدا بسته است. خدا فرمود : «ديده ها او را در نمى يابند و او ديده ها را درمى يابد و اوست باريك بين آگاه» . اين ديده ها، ديدگان سر نيستند؛ بلكه ديده دل اند كه در قلب اند . [ خداوند ] به تصوّر نمى آيد و چگونگىِ او درك نمى شود».
۴۱۱۸.امام جواد عليه السلام :مردى به سوى [امام] رضا عليه السلام رفت و به ايشان گفت : اى پسر پيامبر خدا! خداوندگارت را براى ما وصف كن؛ چرا كه كسانى كه در نزد ما هستند ، با ما اختلاف دارند.
[ امام ] رضا عليه السلام فرمود : «هر كس خداوندگار خود را از طريق سنجش [ با مخلوقات ]وصف كند، هماره بر خطاست، از راه روشن منحرف گشته است و رونده در كژتابى، گم راه از راه، و باورمند به غير [خداى] جميل (/ گوينده سخنى نازيبا) است . او (خداوند) را بدون رؤيت ، به آنچه خود را شناسانده ، مى شناسم و او را بدون صورت، به آنچه خود را بدان وصف كرده، وصف مى نمايم. او با حواس ادراك نمى گردد، با مردمان سنجيده نمى شود و بى تشبيه (همانندسازى) ، شناخته شده است» .