885
توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث ج2

۱۶۵۲.صحيح مسلم از احنف بن قيس :همراه تنى چند از قريش بودم كه ابوذر از كنار ما عبور كرد ، در حالى كه مى گفت: «بيم ده زراندوزان را از داغى كه بر پشتشان نهاده مى شود و از پهلوشان بيرون مى آيد ؛ و نيز به داغى كه بر پسِ گردنشان نهاده مى شود و از پيشانى شان خارج مى گردد» . سپس دور شد و در گوشه اى نشست . گفتم: «او كيست؟» گفتند: «او ابوذر است» . برخاستم و نزد او رفتم و گفتم: «اين سخن چه بود كه اندكى قبل گفتى؟» پاسخ داد: «چيزى نگفتم جز آن چه را از پيامبر اين مردم شنيده ام» . گفتم: «درباره سهم فرد از بيت المال نظرت چيست؟» گفت : «آن را بپذير ؛ كه امروز مددرسان تو است ؛ اما اگر به بهاى دين فروشى بود ، آن را رها كن» .

۱۶۵۳.صحيح مسلم از احنف بن قيس :همراه گروهى از قريش نشسته بودم كه مردى با موى و جامه و ظاهر زمخت آمد و نزد آن گروه ايستاد و سلام داد و گفت: «زراندوزان را به سنگ داغ زنى مژده ده كه بر آتش جهنم گداخته گردد و بر نوك سينه هر يك از آنان نهاده شود و از بالاى شانه اش بيرون آيد ؛ و ديگر بار بر بالاى شانه اش گذاشته شود و از نوك سينه اش خارج گردد ؛ در حالى كه وى [از درد ، بر خويش ]مى لرزد» . سپس روى گرداند و رفت و كنار دكلى چوبى نشست . من كه او را نمى شناختم ، به دنبالش روان شدم و كنارش نشستم و گفتم: «اين مردم از سخنت ناخشنود گشتند!» گفت: «آنان چيزى نمى فهمند . دوست محبوبم ـ پرسيدم: دوست محبوبت كيست؟ گفت: پيامبر ـ فرمود: اى ابوذر! آيا اُحُد را مى بينى؟ من به گمان اين كه پيامبر مرا به دنبال كارى خواهد فرستاد ، به خورشيد نگريستم تا ببينم چه مقدار از روز باقى مانده است . گفتم: آرى . فرمود: من دوست نمى دارم كه همانند اُحُد مرا زر باشد و همه را انفاق كنم و آن گاه سه دينار برايم بماند . اين مردم نمى فهمند و تنها مال دنيا را گرد مى آورند . من نيز به خدا سوگند ، ديگر نه دنياشان را مى پرسم و نه دينشان را ؛ تا آن گاه كه خدا را ديدار كنم .


توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث ج2
884

۱۶۵۲.صحيح المسلم عن الأحنف بن قيس :كُنتُ في نَفَرٍ مِن قُرَيشَ ، فَمَرَّ أبو ذَرٍّ وهُوَ يَقولُ : بَشِّرِ الكانِزينَ بِكَيٍّ في ظُهورِهِم يَخرُجُ مِن جُنوبِهِم ، وبِكَيٍّ مِن قِبَلِ أقفائِهِم يَخرُجُ مِن جِباهِهِم ! ثُمَّ تَنَحّى فَقَعَدَ . قُلتُ : مَن هذا ؟ قالوا : هذا أبو ذَرٍّ . فَقُمتُ إلَيهِ فَقُلتُ : ما شَيءٌ سَمِعتُكَ تَقولُ قُبَيلُ ؟ قالَ : ما قُلتُ إلاّ شَيئا قَد سَمِعتُهُ مِن نَبِيِّهِم صلى الله عليه و آله . قُلتُ : ما تَقولُ في هذَا العَطاءِ ؟ قالَ : خُذهُ فَإِنَّ فيهِ اليَومَ مَعونَةً ، فَإِذا كانَ ثَمَنا لِدينِكَ فَدَعهُ . ۱

۱۶۵۳.عنه :جَلَستُ إلى مَلَأٍ مِن قُرَيشَ ، فَجاءَ رَجُلٌ خَشِنُ الشَّعرِ وَالثِّيابِ وَالهَيئَةِ ، حَتّى قامَ عَلَيهِم فَسَلَّمَ ، ثُمَّ قالَ : بَشِّرِ الكانِزينَ بِرَضفٍ يُحمى عَلَيهِ في نارِ جَهَنَّمَ ، ثُمَّ يوضَعُ عَلى حَلَمَةِ ثَديِ أحَدِهِم حَتّى يَخرُجَ مِن نُغضِ كَتِفِهِ ، ويوضَعُ عَلى نُغضِ كَتِفِهِ حَتّى يَخرُجَ مِن حَلَمَةِ ثَديِهِ ،يَتَزَلزَلُ . ثُمَّ وَلّى فَجَلَسَ إلى سارِيَةٍ ، وتَبِعتُهُ وجَلَستُ إلَيهِ ، وأنا لا أدري مَن هُوَ ، فَقُلتُ لَهُ : لا أرَى القَومَ إلاّ قَد كَرِهُوا الَّذي قُلتَ ؟ قالَ : إنَّهُم لا يَعقِلونَ شَيئا ؛ قالَ لي خَليلي ـ قالَ : قُلتُ : مَن خَليلُكَ ؟قالَ : النَّبِيُّ صلى الله عليه و آلهـ : يا أبا ذَرٍّ ، أتُبصِرُ اُحُدا ؟ قالَ : فَنَظَرتُ إلَى الشَّمسِ ما بَقِيَ مِنَ النَّهارِ ، وأنا أرَى أنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُرسِلُني في حاجَةٍ لَهُ ، قُلتُ : نَعَم . قالَ : «ما اُحِبُّ أنَّ لي مِثلَ اُحُدٍ ذَهَبا اُنفِقُهُ كُلَّهُ إلاّ ثَلاثَةَ دَنانيرَ» . وإنَّ هؤُلاءِ لا يَعقِلونَ ، إنَّما يَجمَعونَ الدُّنيا ، لا وَاللّهِ لا أسأَلُهُم دُنيا ولا أستَفتيهِم عَن دينٍ ، حَتّى ألقَى اللّهَ . ۲

1.صحيح مسلم : ۲ / ۶۹۰ / ۳۵ ، السنن الكبرى : ۶ / ۵۸۴ / ۱۳۰۴۰ وراجع إصلاح المال : ۱۱۴ .

2.صحيح البخاري : ۲ / ۵۱۰ / ۱۳۴۲ ، صحيح مسلم : ۲ / ۶۸۹ / ۳۴ نحوه .

  • نام منبع :
    توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: سیدرضا حسینی
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1382
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 92490
صفحه از 1151
پرینت  ارسال به