به طور عام ، ارتباط با خداى سبحان ، توجّه به معنويات و انس با فضاى آن ، دورى گزيدن از صفات ناپسند مغاير با ارزش هاى اخلاقى و عملى ، آراسته شدن به خصوصيّت پشتكار و درست انجام دادن كارها ، برخوردارى از ويژگى امانتدارى و درستكارى ، همگى عناصرى هستند كه همبستگى اجتماعى را در سازندگى اجتماع تقويت مى كنند و در ايجاد فضايى مناسب براى برقرارى امنيّت و آرامش و عدالت در جامعه سهم دارند ؛ و اين ها ، خود ، از شروط مهمّ توسعه و شكوفايى اقتصادى ، در همه صورت هاى آن ، هستند . ۱
۲. تقدير و توسعه
خداوند روزى دهنده انسان و همه آفريدگان و جنبندگان در گسترده پهناور هستى است . اين همان حقيقتى است كه شواهد فصل اوّل از بخش سوم (اصول توسعه) كه به زودى خواهد آمد ، به آن گواهى مى دهند . هيچ جنبنده اى نيست مگر آن كه خداوند روزى اش را تقدير فرموده و به مقتضاى حكمت خويش و براى آزمودن انسان ، آن را گسترده يا تنگ گرفته است . پس نه آزمندىِ انسان حريص سبب مى شود كه بيش از روزىِ مقدّر حاصل شود و نه كراهت ورزيدن فردِ ناخوش دارنده آن را مى كاهد . و البتّه انسان مى تواند با رعايت تقواى خداوند و توكّل بر او ، از رهگذرِ سبب هاى غير طبيعى و به شكلى درنيافتنى و ندانستنى ؛ روزى يابد .
اكنون اين پرسش پيش مى آيد كه اعتقاد به چنين اصول و پايه هايى چه هدفى را دنبال مى كند ؛ و آيا اين باورها خاستگاه توسعه اند يا مانع و آفتِ آن به