««بَلْ كَذَّبُواْ بِمَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِى . ۱ » ؛
بلكه آن چه را كه به دانشِ آن نرسيدند ، دروغ پنداشتند» .
آرى ؛ اينان آن چه را كه در قلمرو دانش خود نمى يابند ، انكار مى كنند ، حال آن كه اگر اندكى مى انديشيدند ، درمى يافتند كه عقل روا نمى دارد آن چه را نمى دانند و نمى شناسند انكار كنند .
در نيافتنِ تأثير متقابل ارزش هاى معنوى يا ضدّ ارزش ها بر روند توسعه اقتصادى ، نمى تواند دليل عدم تأثير آن باشد ؛ زيرا دانش نداشتن به چيزى دليلِ انكار آن نيست . بدين ترتيب ، انكار كردن نقش ارزش ها در توسعه ، نه پايه عقلى دارد و نه اساس علمى ؛ و فقط از جهل انكار كننده سرچشمه مى گيرد . در پرتو جهان بينى اسلامى ، همه پديده ها به سرچشمه علّت ها و آفريننده حقيقى ، يعنى خداوند سبحان ، باز مى گردند ، بى آن كه ميان عوامل مادّى و معنوى تفاوتى باشد . در چهارچوب اين ديدگاه ، معنويّت مى تواند از دل مادّيّت سر برآورَد و نيز مادّيّت از درون معنويّت سرچشمه گيرد ، چنان كه پيش تر توضيح داديم . ۲
به سخن ديگر ، از ديد جهان بينى اسلامى و در بستر واقعيّت ، ارزش هاى انسانى همان گونه كه سبب توسعه سياسى و فرهنگى و اجتماعى مى شوند ، يكى از مجراهاى امداد غيبى خداوند كه پديده توسعه اقتصادى را پشتوانه اند و با ايجاد زمينه هاى رشد و شكوفايى ، آن را بالنده مى كنند .
صحنه هاى زندگى ، گستره هاى اين حقيقتِ فراگسترند ؛ و هر كه خواهد ، تواند آن را بيازمايد . ۳ اين صحنه گاه تاريخ است كه سرشار از رويدادها و
1.يونس: ۳۹.
2.بنگريد : ص۲۷ (نقش ارزش هاى معنوى در توسعه).
3.مى توانم از تجربه شخصى خويش در اجراى طرح توسعه حرم حضرت عبدالعظيم حسنى عليه السلام مثالى بياورم. اين طرح با آن كه از طرح هاى بزرگ ملّى در ايران به شمار مى رود؛ با موفّقيّت به پايان رسيد ، آن هم با امكاناتى نه چندان قابل توجّه. با فضل خداوند سبحان و به مدد توكّل بر او ، و با يارى جستن از روح حضرت عبدالعظيم عليه السلام ، و نيز با برنامه ريزى و مديريّت صحيح ، اين مهم به انجام رسيد ، چنان كه ان شاء اللّه در خاطره نامه من از توليت آن حرم شريف به تفصيل خواهد آمد.