۵۲۸.سنن ابن ماجةـ به نقل از اَنَس بن مالك ـ: گفتند : اى پيامبر خدا ! آيا حج ، در هر سال بر ما واجب است؟
فرمود : «اگر مى گفتم آرى ، بى گمان ، واجب مى شد و اگر واجب مى شد ، از عهده اش بر نمى آمديد و اگر بدان نمى پرداختيد ، عذاب مى شديد» .
۵۲۹.مسند ابن حنبلـ به نقل از ابن عبّاس ـ: پيامبر خدا براى ما خطبه خواند و فرمود : «اى مردم! حج بر شما مقرّر شده است» .
اقرع بن حابس برخاست و گفت : اى پيامبر خدا ! آيا در هر سال؟
فرمود : «اگر مى گفتم [ آرى] ، واجب مى شد و اگر واجب مى شد ، بدان عمل نمى كرديد و نمى توانستيد عمل كنيد . حج ، يك بار واجب است . هر كه بيشتر به جا آورد ، مستحب است» .
۵۳۰.مسند ابن حنبلـ به نقل از ابن عبّاس ـ: مردى گفت : اى پيامبر خدا ! حج در هر سال است؟
فرمود : «بر هر انسان ، يك حج [ واجب] است و اگر گفته بودم : آرى ، در هر سال است ، در هر سال ، واجب مى شد» .
۵۳۱.صحيح البخارىـ به نقل از اَنَس ـ: پيامبر خدا خطبه اى خواند كه هرگز نظيرش را نشنيده بودم . فرمود : «اگر آنچه را من مى دانستم ، مى دانستيد ، كم مى خنديديد و فراوان مى گريستيد» .
ياران پيامبر صلى الله عليه و آله چهره هايشان را پوشاندند و آرام گريستند . مردى گفت : پدر من كيست؟
فرمود : «فلانى» .
آن گاه ، اين آيه نازل شد : «از چيزهايى مپرسيد كه اگر آشكار شود ، ناراحتتان مى كند» .