«خداوند ، كسى است كه هيچ معبودى جز او نيست. به يقين، در روز رستاخيز ـ كه هيچ شكّى در آن نيست ـ شما را گرد خواهد آورد ؛ و راستگوتر از خدا در سخن كيست؟» .
حديث
۱۳۳۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوندا! من از تو درخواست مى كنم به نامت . . . اى حاكم ترينِ حاكمان ، اى دادگرترينِ دادگران ، اى راستگوترينِ راستگويان!
۳ / ۳۸
صمد
واژه شناسى «صمد»
واژه «صمد (بى نياز كننده / بى نياز) » ، صفت مشبّهه از مادّه «صمد» است كه دو معنا دارد : يكى «قصد» و ديگرى «استوارى در كار» . اطلاق نام «صمد» بر خداى سبحان ، در پرتو معناى نخست ، بدان باز مى گردد كه خدا همان سروَرى است كه در نيازها ، آهنگ او مى كنند ، و در پرتو معناى دوم ، به اين بر مى گردد كه خدا كسى است كه ميانْ تهى نيست و منظور از «ميانْ تهى نبودن» ، عارى بودن از نقص (نياز) است .
پس صمد بودن خداى متعال ، به اين معناست كه او وجود مطلق است و هيچ نقصى در ذات مقدّس او راه ندارد . بنا بر اين ، اشكال مرحوم كلينى (كه : لازمه تفسير دوم ، تشبيه خالق به مخلوق است) ، وارد نيست . ۱
صمد ، در قرآن و حديث
در قرآن كريم ، صفت «صمد» ، يك بار به كار رفته است و احاديث ، اين صفت را به هر دو معناى ياد شده در بحث لغوى ، تفسير كرده اند . برخى تعبيرها چون «سَرورِ قصد شده در ريز و درشت» ، به معناى نخست اشاره دارند و برخى به معناى دوم اشاره دارند ؛ مانند : «صمد ، كسى است كه ميانْ تهى نيست» . ۲
نكته درخور توجّه در احاديث ، آن است كه گاه در تفسير صمد ، صفات سلبى متعدّدى مطرح مى شود . اين گونه تفسير ، از لوازم معناى دوم صمد است ؛ زيرا مقتضاى كمال مطلق خدا اين است كه همه كاستى ها را از او سلب كنيم .