487
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دوّم

«خداوند ، كسى است كه هيچ معبودى جز او نيست. به يقين، در روز رستاخيز ـ كه هيچ شكّى در آن نيست ـ شما را گرد خواهد آورد ؛ و راستگوتر از خدا در سخن كيست؟» .

حديث

۱۳۳۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوندا! من از تو درخواست مى كنم به نامت . . . اى حاكم ترينِ حاكمان ، اى دادگرترينِ دادگران ، اى راستگوترينِ راستگويان!

۳ / ۳۸

صمد

واژه شناسى «صمد»

واژه «صمد (بى نياز كننده / بى نياز) » ، صفت مشبّهه از مادّه «صمد» است كه دو معنا دارد : يكى «قصد» و ديگرى «استوارى در كار» . اطلاق نام «صمد» بر خداى سبحان ، در پرتو معناى نخست ، بدان باز مى گردد كه خدا همان سروَرى است كه در نيازها ، آهنگ او مى كنند ، و در پرتو معناى دوم ، به اين بر مى گردد كه خدا كسى است كه ميانْ تهى نيست و منظور از «ميانْ تهى نبودن» ، عارى بودن از نقص (نياز) است .
پس صمد بودن خداى متعال ، به اين معناست كه او وجود مطلق است و هيچ نقصى در ذات مقدّس او راه ندارد . بنا بر اين ، اشكال مرحوم كلينى (كه : لازمه تفسير دوم ، تشبيه خالق به مخلوق است) ، وارد نيست . ۱

صمد ، در قرآن و حديث

در قرآن كريم ، صفت «صمد» ، يك بار به كار رفته است و احاديث ، اين صفت را به هر دو معناى ياد شده در بحث لغوى ، تفسير كرده اند . برخى تعبيرها چون «سَرورِ قصد شده در ريز و درشت» ، به معناى نخست اشاره دارند و برخى به معناى دوم اشاره دارند ؛ مانند : «صمد ، كسى است كه ميانْ تهى نيست» . ۲
نكته درخور توجّه در احاديث ، آن است كه گاه در تفسير صمد ، صفات سلبى متعدّدى مطرح مى شود . اين گونه تفسير ، از لوازم معناى دوم صمد است ؛ زيرا مقتضاى كمال مطلق خدا اين است كه همه كاستى ها را از او سلب كنيم .

1. مترجم به معادل دقيقى براى «صمد» در فارسى دست نيافت . از اين رو ، در ترجمه حاضر ، در بسيارى از موارد ، برابر نام «صمد» ، خودِ همين واژه به كار برده شده است.

2. يا : «از هيچ چيزى خالى نيست» ، يا : «هيچ نيازى در او نيست» ، يا : «توپُر است» .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دوّم
486

«اللَّهُ لَا إِلَـهَ إِلَا هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَـمَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا» . ۱

الحديث

۱۳۳۰.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :اللّهُمَّ إِنّي أَسأَ لُكَ بِاسمِكَ... يا أَحكَمَ الحاكِمينَ، يا أَعدَلَ العادِلينَ، يا أَصدَقَ الصّادِقينَ. ۲

۳ / ۳۸

الصَّمَدُ

الصَّمد لغةً

«الصَّمد» صفة مشبهة من مادّة «صمد» . وله معنيان : أَحدهما: القصد ، والآخر : الصلابة في الشيء . ۳
إِنّ إِطلاق اسم «الصَّمد» على اللّه سبحانه في ضوء المعنى الأَوّل يعود إِلى أَنّ اللّه هو السيّد المصمود إِليه في الحوائج ، وفي ضوء المعنى الثاني يعود إِلى أَنّ اللّه هو الذي لا جوف له ، والقصد من «لا جوف له» خلوّه من النقص ، ومن هنا فصمديّته تعالى تعني أَنّه الوجود المطلق ، ولا سبيل للنقص إِلى ذاته المقدّسة ، وعلى هذا الأَساس ، لا يصحّ إِشكال المرحوم الكلينيّ الذي يستلزم تفسيره الثاني ، أَي فيه تشبيه الخالق بالمخلوق . ۴

الصَّمد في القرآن والحديث

لقد وردت صفة «الصَّمد» مرّةً واحدةً في القرآن الكريم ۵ ، وقد فَسّرت الأَحاديث صفة «الصَّمد» بكلا المعنيين المذكورين في البحث اللغويّ. وتشير بعض التعابير مثل «السَّيِّدُ المَصمودُ إِلَيهِ فِي القَليلِ وَالكَثيرِ» ۶ إِلى المعنى الأَوّل ، وبعضها يشير إِلى المعنى الثاني نحو: «الصَّمَدُ الَّذي لا جَوفَ لَهُ» ۷ ، والملاحظة اللافتة للنظر في الأَحاديث هي أَنّ صفات سلبيّة عديدة قد تُطرح في تفسير الصَّمد أَحيانا ، وهذا اللون من التفسير هو من لوازم المعنى الثاني للصَّمد ؛ ذلك أَنّ الكمال المطلق للّه يقتضي أَن نسلب منه جميع النقائص .

1. النساء : ۸۷ .

2. المصباح للكفعمي : ص ۳۳۸ ، بحار الأنوار : ج ۹۴ ص ۳۸۷ .

3. معجم مقاييس اللغة : ج ۳ ص ۳۰۹ .

4. راجع : الكافي : ج ۱ ص ۱۲۴ .

5. راجع : الإخلاص : ۲ .

6. راجع : الكافي : ج ۱ ص ۱۲۳ ح ۱ ، التوحيد : ص ۹۴ ح ۱۰ ، بحارالأنوار : ج ۳ ص ۲۲۰ ح ۸ .

7. راجع : المعجم الكبير : ج ۲ ص ۲۲ ح ۱۱۶۲ ؛ معاني الأخبار : ص ۶ ح ۱ ، بحارالأنوار : ج ۳ ص ۲۲۰ ح ۷ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 4338
صفحه از 566
پرینت  ارسال به