353
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دوّم

بدى ء و بديع ، در قرآن و حديث

در قرآن كريم ، برگرفته ها از مادّه «بدأ» در ارتباط با خداوند پاك ، دوازده بار ، و صفت «بديع» دو بار با تعبير : «نوآورِ آسمان ها و زمين است» ، به كار رفته است .
در احاديث ، دو ويژگى اساسى براى اين دو نام از نام هاى خداوند عز و جل شمرده شده است : يكى «از هيچ بودن» و ديگرى «بدون نمونه بودن» ، چنان كه گفته مى شود : «اشيا را از هيچ آغاز كرد» ، «آفرينش را آغاز كردى ، نه از چيزى كه از ريشه اى باشد كه فعل تو بِدان نسبت داده شود» ، «نوآور اشيا از هيچ است» ،«آفريدگان را پديد آورد ، بدون آن كه از نمونه اى الگوبردارى كند» .
در توضيح اين دو ويژگى ، بايد گفت كه معناى لغوى «بدى ء» و «بديع» ، آغاز كردن يك شى ء و پديد آوردن ابتدايى آن بدون پيشينه است و پيشينه داشتن يك چيز (ابتدايى نبودن آن) ، يا از جهت مادّه است و يا از جهت صورت . به عبارت ديگر ، وجود پيشينه براى يك چيز ، يا به اين است كه مادّه اوّليه آن ، از پيش موجود باشد و سازنده ، شى ء را از آن بسازد و يا به اين است كه صورت آن ، از پيش موجود باشد .
اين دو گونه از پيشينه ، در كار خيّاطى كه «پارچه» را بر اساس «الگوى از پيش موجود» ، مى بُرند و آن را مى دوزند و لباسى به شكل الگو به وجود مى آورند ، به روشنى قابل ملاحظه است . احاديث ، هر دو گونه پيشينه را در پديد آوردن و ايجاد اشيا به وسيله خداوند ، نفى كرده اند .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دوّم
352

البديء والبديع في القرآن والحديث

وردت مشتقّات مادّة «بدأَ» اثنتي عشرة مرّةً في القرآن الكريم فيما يتعلّق باللّه سبحانه، وورد اسم «البديع» مرّتين بلفظ «بَدِيعُ السَّمَـوَ تِ وَ الْأَرْضِ» ۱ ، ونسبت الأَحاديث مزيّتين أَساسيتين لهذين الاسمين من أَسماء الجلالة ، إِحداهما كونه «لا مِن شيءٍ» ، والأُخرى كونه «عَلى غَيرِ مِثالٍ» . على سبيل المثال : «اِبتَدَأَ الأَشياءَ لا مِن شَيءٍ» ۲ ؛ «اِبتَدَأتَ الخَلقَ لا مِن شَيءٍ كانَ مِن أصلٍ يُضافُ إلَيهِ فِعلُكَ» ۳ ؛ «المُبتَدِع لِلأَشياءِ مِن غَيرِ شَيءٍ» ۴ ؛ «اِبتَدَعَ الخَلقَ عَلى غَيرِ مِثالٍ امتَثَلَهُ» . ۵
وحريّ بالقول في توضيح هاتين المزيّتين أنّ المعنى اللغوي للبديء والبديع افتتاح الشيء ، والإنشاء والإحداث الابتدائيّ بلا سابقة ، وسابقة الشيء وعدم ابتدائيّته إِمّا من جهة المادّة ، أَو من جهة الصورة .
بعبارة أُخرى: وجود سابقة للشيء إِمّا يتمثّل في أَنّ المادّة الأَوّليّة لذلك الشيء كانت موجودة سابقا وأَنشأَ الصانع الشيء منها ، أَو يتمثّل في وجود صورة الشيء من قبل ، وهذان النوعان من السابقة يلاحظان بوضوح في عمل الخيّاط الذي يقصّ القماش على أَساس عيّنةٍ موجودة سابقا ويخيطه فيصير لباسا كان قد صُوِّر في تلك العيّنة ۶ ، في حين نفت الأَحاديث كلا النوعين من السابقة للّه في إِحداث الأَشياء وإِنشائها .

1. البقرة : ۱۱۷ .

2. راجع : علل الشرائع : ص ۴۹۰ ح ۱ ، مختصر بصائر الدرجات : ص ۲۲۳ ، بحارالأنوار : ج ۵ ص ۲۴۷ ح ۳۶ .

3. راجع : المزار الكبير : ص ۱۰۰ .

4. راجع : بحارالأنوار : ج ۹۳ ص ۹۱ .

5. راجع : نهج البلاغة : الخطبة ۹۱ ، التوحيد : ص ۵۰ ح ۱۳ ، بحارالأنوار : ج ۴ ص ۲۷۵ ح ۱۶ .

6. راجع : ص ۳۳۸ هامش رقم ۴ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5037
صفحه از 566
پرینت  ارسال به