341
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دوّم

۳ / ۸

باسط ، قابض

واژه شناسى «باسط» و «قابض»

صفت «باسط (گستراننده) » ، اسم فاعل از مادّه «بسط» به معناى «امتداد يافتن شى ء» است و بِساط ، چيزى است كه گسترانده مى شود و «بسط» در هر چيز ، گسترش آن است . «بسط اللّه الرزق» ، يعنى : «خداوند ، روزى را فراوان كرد و گسترش داد» .
واژه «قابض (گيرنده) » ، اسم فاعل از مادّه «قبض» است كه بر چيزِ گرفته شده ، و جمع شدن در يك چيز ، دلالت دارد . «آن چيز ، در قبضه اوست» يعنى در مالكيت اوست و «خداوند ، روزى را تنگ گرفت (دريغ كرد) » ، به معناى مخالف بسط (گسترش دادن) است .

باسط و قابض ، در قرآن و حديث

در قرآن كريم ، برگرفته ها از مادّه «بسط» ، يازده مرتبه به خداوند نسبت داده شده و برگرفته ها از مادّه «قبض» ، چهار مرتبه آمده اند ؛ امّا صفت هاى «باسط» و «قابض» در آن به كار نرفته اند . در قرآن ، باسط بودن خداوند ، يك مورد درباره بادها و در بقيّه موارد ، درباره روزى ، به كار رفته است . قابض بودن خداوندنيز در دو مورد به كار رفته است : يك بار در مورد سايه و ديگر بار در مورد زمين .
در احاديث ، باسط بودن خداوند ، براى امور گوناگونى (مانند : نيكى و رحمت ، ابر ، روزى ، عدل و حق) به كار رفته و قابض بودن خداوند ، به امورى چون : سايه ، روح ها و روزى ها تعلّق يافته است ۱ و در همه اين موارد ، تنها به خداوند ، منحصر گشته است . پس خداوند ، بسط دهنده و قبض كننده همه اشيا ومخلوقات است .
در احاديث ، «بسط» به معناى اعطا كردن و گسترش دادن آمده و در تفسير «قبض» ، معانىِ : منع ، ضيق ، اَخذ ، قبول و مُلك ، ذكر شده اند ، كه همان معانى لغوى آن هستند . در مورد معناى مُلك ، اين توضيح ، ضرورى است كه مُلك ، با اَخذ (گرفتن) و منع (باز داشتن) مناسبت دارد ؛ زيرا مالك يك چيز ، از اين جهت كه مالك آن است ، آن شى ء را اخذ مى كند و ديگران را از مالكيت آن ، منع مى كند .

1. گفتنى است كه خوانندگان گرامى براى آشنايى با احاديث اهل بيت عليهم السلام در اين مورد و ساير اسما و صفات الهى ـ كه پس از اين خواهد آمد ـ مى توانند به دانش نامه عقايد اسلامى (ج ۵ ـ ۷) مراجعه فرمايند .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دوّم
340

۳ / ۸

الباسِطُ ، القابِضُ

الباسط و القابض لغةً

إِنّ «الباسط» اسم فاعل من مادّة «بسط» وهو امتداد الشيء ، فالبساط : ما يُبسط والبسطة في كلّ شيء : السَعَة ، بسط اللّه الرزق : كثّره ووسّعه . ۱
إِنَّ «القابض» اسم فاعل من مادّة «قبض» وهي تدلّ على شيء مأخوذ ، وتجمّع في شيء . وهو في قبضته ، أَي : في ملكه . وقبض اللّه الرزق ، خلاف بَسَطَه ووَسَعه . ۲

الباسط و القابض في القرآن والحديث

لقد نُسبت مشتقّات مادّة «بسط» إِلى اللّه تعالى إِحدى عشرة مرّةً في القرآن الكريم ۳ ، ومشتقّات مادّة «قبض» أَربع مرّات ۴ ، بيد أَنّ صفتَي الباسط والقابض لم تردا فيه .
وقد استُعملت صفة البسط للّه في معظم مواضع القرآن في مجال الرزق ، ووردت في الرياح في موضع واحد ۵ ، كما أَنّ صفة القبض وردت في موضعين ، أَحدهما بشأن الظّلّ ۶ ، والآخر بشأن الأَرض ۷ ، أَمّا البسط في الأَحاديث فيدور حول أُمور مختلفة كالخير والرحمة ، والسّحاب ، والرزق ، والعدل والحقّ . والقبض فيها يحوم حول أُمور كالظلّ ، والأَرواح ، والأَرزاق ، كما انحصرت هاتان الصفتان في اللّه عز و جلفهو الباسط والقابض لجميع الأَشياء والمخلوقات .
لقد جاء البسط في الأَحاديث بمعنى الإعطاء والتوسيع ، وذكرت في تفسير القبض معاني هي المنع والضيق ، والأَخذ والقبول ، والملك ، وهذه المعاني هي المعاني اللغويّة نفسها ، غير أَنّ الحريّ بالتوضيح في معنى الملك هو أَنّ الملك يناسب الأَخذ والمنع ؛ لأَنّ مالك الشيء من حيث ملكيّته للشيء يأخذ ذلك الشيء ، ويمنع الآخرين من تملّكه .

1. معجم مقاييس اللغة : ج ۱ ص ۲۴۷ ، المصباح المنير : ص ۴۸ .

2. معجم مقاييس اللغة : ج ۵ ص ۵۰ ، المصباح المنير : ص ۴۸۷ .

3. البقرة : ۲۴۵ ، الرعد : ۲۶ ، الإسراء : ۳۰ ، القصص : ۸۲ ، العنكبوت : ۶۲ ، الروم : ۳۷ ، ۴۸ ، سبأ : ۳۶ ، ۳۹ ، الزمر : ۵۲ ، الشورى : ۱۲ .

4. الفرقان : ۴۶ ، البقرة : ۲۴۵ ، الزمر : ۶۷ .

5. الروم : ۴۸ .

6. الفرقان : ۴۶ .

7. الزمر : ۶۷ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 4876
صفحه از 566
پرینت  ارسال به