۱۲۰۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خدايا! تو اوّل هستى و پيش از تو چيزى نيست . تو آخِر هستى و پس از تو چيزى نيست .
۱۲۰۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :نزديك است كه دل هاى مردمان ، چنان از بدى آكَنده شود كه بدى ، ۱ در ميان مردم به فزونى روان شود و دلى را نيابد كه بتواند بر آن در آيد! و مردم پيوسته درباره هر چيزى مى پرسند ، تا اين كه مى گويند : «خداوند ، پيش از همه چيز بوده است . پس ، چه چيزى پيش از خدا بوده است؟» . هر گاه به شما چنين گفتند ، بگوييد : خداوند ، پيش از هر چيز بوده است و پيش ۲ از او چيزى نيست و او آخِرِ پس از هر چيز است و پس از او چيزى نيست .
۱۲۰۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :مردمان ، پيوسته درباره هر چيزى سؤال مى كنند تا اين كه مى گويند : «خداوند ، پيش از هر چيزى بوده است . پس ، چه چيزى پيش از او بوده است؟» . اگر به شما چنين گفتند : بگوييد : اوست اوّلِ پيش از هر چيز و پس از او چيزى نيست ، و اوست ظاهرِ فراتر از هر چيز ، و باطنِ نزديك هرچيز ، و او به هر چيزى داناست .
۱۲۰۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بار خدايا! من از تو درخواست مى كنم . . . به ذاتت كه پس از نابودى همه چيز ، پايدار است .
۳ / ۷
بارئ
واژه شناسى «بارئ»
صفت «بارئ (آفريننده) » ، اسم فاعل از مادّه «برأ» است كه دو معنا دارد : يكى آفريدن ، و ديگرى دور شدن و جدا شدن از يك چيز . در معناى نخست گفته مى شود : «برأ اللّه الخلق ، يبرؤهم ، بَرْءا ؛ خداوند آنان را آفريد» و «هو البارئ ؛ او آفريننده است» .