279
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دوّم

ب ـ خطر تعمّق

دسته دوم ، احاديثى اند كه مطلق «تعمّق» را خطرناك توصيف مى كنند ؛ مانند آنچه از امام على عليه السلام نقل شده است كه از تعمّق به عنوان يكى از پايه هاى كفر نام مى برد :
الكُفرُ عَلى أَربَعِ دَعائِمَ: عَلَى التَّعَمُّقِ ... فَمَن تَعَمَّقَ لَم يُنِب إِلَى الحَقِّ . ۱
كفر، بر چهار ستون استوار است: بر زياده روى... پس هر كس زياده رود، به حق باز نمى گردد.

ج ـ هشدار درباره تعمّق در دين

دسته سوم ، احاديثى كه نسبت به افراطگرى در مسائل فرعى دينى، هشدار داده اند ؛ مانند آنچه از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده است كه :
إِيّاكُم وَ التَّعَمُّقَ فِى الدّينِ ! فَإِنَّ اللّه َ تَعالى قَد جَعَلَهُ سَهلاً ، فَخُذوا مِنهُ ما تُطيقونَ ... . ۲
مبادا كه در دين، تندروى كنيد؛ چرا كه خدا آن را آسان قرار داده است. پس ، از دين ، به قدرى كه توانش را داريد، برگيريد.
حديثى هم از امام كاظم عليه السلام نقل شده است كه مى فرمايد :
لا تَعَمُّقَ فِى الوُضوءِ . ۳
در وضو، زياده روى صحيح نيست .
علّامه مجلسى رحمه الله در شرح اين روايت مى گويد :
يعنى ريختن آب فراوان و يا سخت گرفتن در رساندن آب بيشتر از حدّ كامل وضو گرفتن . ۴

1. ر . ك : دانش نامه عقايد اسلامى : خداشناسى / ح ۳۸۴۴ .

2. كنز العمّال : ج ۳ ص ۳۵ ح ۵۳۴۸ .

3. ر . ك : وسائل الشيعة : ج ۱ ص ۳۳۴ (باب «استحباب صفق الوجه بالماء قليلاً عند الوضوء ، وكراهة المبالغة فى الضرب ، والتعمّق فى الوضوء») .

4. بحار الأنوار : ج ۸۰ ص ۲۵۸ .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دوّم
278

يك . تعمّق ، در لغت

خليل بن احمد فراهيدى نوشته است :
متعمّق، كسى است كه در خواسته خود، مبالغه مى كند و تا پايان، آن را مى جويد. ۱
همانند اين معنا را ابن منظور، در لسان العرب آورده است :
متعمّق ، كسى است كه در خواسته خود، مبالغه و سختگيرى مى كند و تا پايان، آن را مى جويد. ۲
بنا بر اين ، نهايت تلاش براى رسيدن به عمق و نهايت چيزى ، در لغت، «تعمّق» ناميده مى شود .

دو . احاديثى كه واژه «تعمُّق» در آنها به كار رفته

با كاوش در موارد استعمال واژه «تعمّق» در احاديث اسلامىِ منقول در منابع فريقين ، براى پژوهشگر، ترديدى باقى نمى ماند كه مقصود از اين واژه در فرهنگ اسلامى : افراط ، تندروى و خارج شدن از مرز اعتدال است. اين احاديث را به چهار دسته مى توان تقسيم كرد :

الف ـ ستايش تعمّق نكردن در صفات خدا

دسته اوّل ، احاديثى است كه در توصيف راسخان در علم ، ترك تعمّقِ آنان در صفات خدا، بلكه در همه مسائل غيبى را مى ستايند ، مانند :
فَمَدَحَ اللّه ُ تَعالَى اعتِرافَهُم بِالعَجزِ عَن تَناوُلِ ما لَم يُحيطوا بِهِ عِلما ، و سَمّى تَركَهُمُ التَّعَمُّقَ فيما لَم يُكَلِّفهُمُ البَحثَ عَن كُنهِهِ رُسوخا . ۳
و خداوند ، اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آنچه احاطه علمى بدان ندارند، ستوده و فرو نرفتن آنان را در آنچه مكلّف به كاوش از نهانش نيستند ، «رسوخ» ناميده است.
اين احاديث، با عنايت به اين كه هماهنگ با قرآن اند، اهمّيت ويژه اى در اين مبحث دارند .

1. كتاب العين : ص ۵۷۹ «عمق» .

2. لسان العرب : ج ۱۰ ص ۲۷۱ «عمق» ، النهاية : ج ۳ ص ۲۹۹ «عمق» .

3. ر . ك : دانش نامه عقايد اسلامى : خداشناسى / ح ۳۸۴۳ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 4522
صفحه از 566
پرینت  ارسال به