207
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دوّم

دليل عقلى معتقدان به امكان رؤيت

هر چند قائلان به امكان ديدار خدا با چشم ، گفته اند كه ما بر مدّعاى خود ، هم دليل عقلى داريم و هم دليل نقلى ؛ امّا بطلان دليل عقلى آنان ، به قدرى واضح است كه نيازى به بررسى ندارد ، مانند اين كه «صِرف وجود اشيا ، مقتضى امكان رؤيت آنهاست» ۱ يا آنچه ابن تيميّه گفته است كه :
رؤيت ، وجود محض است و تنها به موجودْ متعلَّق مى شود، نه معدوم. پس هر چه وجودش كامل تر است، بلكه وجودش واجب باشد، بدان سزاوارتر است از آنچه عدم، لازمه آن است . ۲
پاسخ اين سخنان ، اين است كه :
اوّلاً اثبات اين ادّعا كه «صِرف وجود ، مقتضى امكان رؤيت است» يا «هر چه وجودْ كامل تر باشد ، سزاوارتر است كه ديده شود» ، دليل مى خواهد .
ثانيا تجربه نشان مى دهد كه خيلى چيزهاست كه قابل رؤيت حسّى نيستند . مگر كسى توانسته تاكنون نيروى تفكّر را با چشم ببيند؟!
ثالثا همان طور كه در احاديث اهل بيت عليهم السلام ملاحظه شد ، چشم ، تنها چيزى را مى تواند ببيند كه داراى رنگ و كيفيت باشد و چنين چيزى نمى تواند نامحدود و آفريدگار باشد .

دليل نقلى معتقدان به امكان رؤيت

امّا دليل نقلى قائلان به امكان رؤيت خداوند ـ كه به گفته قاضى ايجى ، دليل اصلى آنها براى اثبات امكانِ رؤيت است ـ احاديثى است كه ذيلاً به شمارى از آنها اشاره مى كنيم :
۱ . در آيه ۲۲ و ۲۳ سوره قيامت ، آمده است :
«وُجُوهٌ يَوْمَـئِذٍ نَّاضِرَةٌ إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ . ۳
آن روز، چهره هايى خرّم اند و به خداى خود مى نگرند» .
از ابن عمر ، نقل شده كه پيامبر خدا در تفسير اين آيات فرمود :
مِنَ البَهاءِ وَ الحُسنِ ، ناظِرَةٌ فى وَجهِ اللّه ِ تَعالى . ۴
از روشنايى و زيبايى[، خُرّم اند و] به سيماى خداى متعال مى نگرند.
۲ . در حديثى ديگر از پيامبر خدا روايت شده است :
إنَّ أدنى أهلِ الجَنَّةِ مَنزِلَةً لَمَن يَرى فى مُلكِهِ ألفَى سَنَةٍ ، و إنَّ أفضَلَهُم مَنزِلَةً لَمَن يَنظُرُ فى وَجهِ اللّه ِ تَعالى كُلُّ يَومٍ مَرَّتَينِ ، ثُمَّ تَلا : «وُجُوهٌ يَوْمَئذٍ نَّاضِرَةٌ ... » قالَ : البَياضُ وَ الصَّفا «إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ» قالَ : يَنظُرُ كُلَّ يَومٍ فى وَجهِ اللّه ِ عز و جل . ۵
كم منزلت ترين فرد بهشتى، دو هزار سال طول مى كشد تا به مملكت خود بنگرد و والاترين آنان، هر روز دوبار به وجه خدا مى نگرند . سپس تلاوت كرد: «آن روز، چهره هايى خرّم اند» ؛ يعنى سپيدرو و باصفا ، «به پروردگار خود مى نگرند» ؛ يعنى هر روز به وجه خدا مى نگرند .
۳ . در صحيح مسلم از پيامبر خدا نقل شده است :
إذا دَخَلَ أهلُ الجَنَّةِ الجَنَّةَ ، قالَ : يَقولُ اللّه ُ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ : تُريدونَ شَيئا أزيدُكُم؟ فَيَقولونَ : أ لَم تُبَيِّض وُجوهَنا؟ أ لَم تُدخِلنَا الجَنَّةَ و تُنَجِّنا مِنَ النّارِ؟ قالَ : فَيَكشِفُ الحِجابَ ، فَما اُعطوا شَيئا أحَبَّ إلَيهِم مِنَ النَّظَرِ إلى رَبِّهِم عز و جل . ۶
چون بهشتيان به بهشت درآيند ، خداى ـ تبارك و تعالى ـ به آنان مى فرمايد: «مى خواهيد چيزى برايتان بيفزايم؟». مى گويند: آيا سيمايمان را سپيد نكردى؟ آيا ما را به بهشت در نياوردى و از آتش ، رهايمان نساختى؟ پس حجاب، كنار مى رود و چيزى به آنها عطا نمى شود كه برايشان دوست داشتنى تر از نگريستن به وجه خداوند عز و جل باشد.
پاسخ اين است كه بر فرض ، ادّعاى اهل حديث را مبنى بر صحّت احاديث ياد شده بپذيريم ، اوّلاً رؤيت در اين روايات ، قابليتِ انطباق با «رؤيت قلبى» با تفسير صحيحى كه از آن خواهد آمد ، دارند .
ثانيا با توجّه به اين كه قرآن و برهان ، امكان رؤيت حسّى را رد كرده اند ، اگر روايتى قابل توجيه نباشد ، قطعا قابل قبول نيست . لذا امام رضا عليه السلام در پاسخ ابو قرّه كه از ايشان پرسيد : «آيا روايات [مبنى بر رؤيت خدا] را دروغ مى دانى؟» ، فرمود :
إذا كانَتِ الرِّواياتُ مُخالِفَةً لِلقُرآنِ كَذَّبتُ بِها . ۷
هنگامى كه روايات با قرآنْ مخالف باشند ، تكذيبشان مى كنم.
همچنين استدلال به آيه : «وُجُوهٌ يَوْمَئذٍ نَّاضِرَةٌ إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ» ، بر امكان رؤيت حسّى صحيح نيست ؛ زيرا جمع ميان اين آيه و ساير آياتى كه دلالت بر عدم امكان رؤيت حسّى دارند، مانند : «لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَـرُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَـرَ» ، ۸ گوياى آن است كه رؤيت حسّى مقصود نيست .

1. . اللّمع ، اشعرى : ص ۳۲ ، شرح المقاصد ، تفتازانى : ج ۴ ص ۱۸۹ .

2. . الردّ على المنطقيين : ص ۲۳۸ .

3. . قيامت : آيه ۲۲ و ۲۳ .

4. . الفردوس : ج ۴ ص ۴۰۹ ح ۷۱۹۰ .

5. . المستدرك على الصحيحين : ج ۲ ص ۵۵۳ ح ۳۸۸۰ .

6. . صحيح مسلم : ج ۱ ص ۱۶۳ ح ۲۹۷ .

7. التوحيد : ص۱۱۱ .

8. . انعام : آيه ۱۰۳ .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دوّم
206

سخنى در بطلان عقيده به امكان رؤيت خدا با چشم

پيروان مكتب اهل بيت عليهم السلام بر پايه آموزه هاى قرآن و سنّت و حكم قطعى عقل و برهان ، بر اين باورند كه ديدار حسّى خداوند متعال ، ممتنع است .
پيروان مكتب معتزله از اهل سنّت نيز مانند اماميه ، معتقد به عدم امكان رؤيت حسّى خداوند متعال هستند ؛ امّا اشاعره و گروهى از اهل حديث كه «مُشبّهه» و يا «حشويّه» ناميده مى شوند ، قائل به امكان رؤيت حسّى هستند ، با اين تفاوت كه حشويه ، قائل به جسم بودن خدا هستند ؛ امّا اشاعره به گفته قاضى ايجى ، معتقدند كه خداوند ، جسم نيست و در جهتى قرار ندارد و از اين رو ، شرايطى مانند : مواجهه و تأثّر حَدَقه و . . . ، محال است . با اين حال ، مى تواند مثل ماه شب چهارده ، بر بندگانش منكشف شود و به ديده در آيد ، چنان كه در احاديث ، وارد شده است . ۱
تفاوت ديگر عقيده اَشاعِره و حَشويه ، اين است كه حشويه مى گويند كه خداوند در دنيا و آخرت ، قابل رؤيت است ؛ ۲ امّا اشاعره مى گويند كه خداوند ، تنها در آخرت با چشم ديده مى شود ؛ امّا لازمه رؤيت او جسم بودن او و تشبيه خالق به مخلوق نيست .

1. . شرح المواقف : ج ۸ ص ۱۱۵ و ۱۱۶ .

2. . الملل والنحل ، شهرستانى : ج ۱ ص ۱۵۰ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 4300
صفحه از 566
پرینت  ارسال به