73
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم

۳ / ۶۷

مُنتقِم

واژه شناسى «مُنتقِم»

صفت «مُنتقِم (سخت كيفر)» ، اسم فاعل از «اِنْتَقَمَ ، يَنْتَقِمُ» ، از ريشه «نقم» است كه بر ناپسند دانستن و سرزنش چيزى دلالت مى كند . «نقمتُ عليه ، أنْقَمُ» يعنى : به خاطر بدى كارش ، آن را ناپسند دانستم و او را سرزنش كردم و از او ، به شديدترين شكلى ، نفرت پيدا كردم ، و نقمت ، از قبيل عذاب و كيفر (مجازات) سخت است . پس «اِنتَقَمَ» به اين معناست كه كار كسى را ناپسند دانست و او را كيفر داد .
ابن اثير مى گويد : مُنتقِم ، در نام هاى خداى متعال ، به معناى كسى است كه كيفر را بر هر كه بخواهد ، سخت مى گردانَد .

مُنتقِم، در قرآن و حديث

در قرآن كريم ، برگرفته ها از ريشه «نقم» ، سيزده بار به خدا نسبت داده شده اند . تعبير «شكست ناپذير و داراى كيفر سخت» ، چهار بار و صفت «سختْ كيفران» ، سه بار در مورد خدا به كار رفته است .
در اين آيات ، كيفر سخت خدا ، شامل حال كافران ، دروغ انگاران ، بدكاران و نافرمانان ، دانسته شده است .
با توجّه به معناى واژگانى ريشه «نقم» و «انتقام» ، دو نكته به نظر مى رسد :
نخست ، اين كه «انتقامْ» صدق نمى كند ، مگر آن كه جرمِ انجام شده ، بزرگ و كيفرش سنگين باشد . از اين رو ، در حديثى آمده است : «[ خداوند ] كسى را كه نافرمانى كرده ، با عذاب دردناك ، سختْ كيفر دهنده است» .
دوم ، اين كه : سخت كيفر دادنِ يك گناه ، به معناى كيفر دادن و عذاب كردنِ تنها نيست ؛ بلكه كيفر دادن و عذاب كردن همراه با نفرت و ناپسند دانستن آن گناه است .
اين دو نكته ، تفاوت صفت «منتقم» وصفات مشابه ، همچون : «مُعذِّب (عذاب دهنده)» ، «مُخزى (خوار كننده)» ، و «مُهلك (هلاك كننده)» را روشن مى كند .
از مباحث بالا روشن مى شود كه كيفر سخت الهى ، به معناى كيفر گناه بزرگ ، همراه با ناپسند دانستن آن است و اين معنا ، بر اساس «عدل الهى» تحقّق مى يابد . در همين جاست كه تفاوت انتقام خدا با انتقام رايج در ميان انسان ها ـ كه به جهت آرام شدن دل و معمولاً همراه با ستم و دشمنى است ـ مشخّص مى گردد .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
72

۳ / ۶۷

المنتقم

المُنتقِم لغةً

«المنتقم» اسم فاعل من انتقم ، ينتقم ، من مادّة «نقم» ، وهو يدلّ على إِنكار شيء وعَيبه ، نقمتُ عليه ، أَنقم : أَنكرتُ عليه فعله وعِبتهُ وكرهته أَشدّ الكراهة لسوء فعله ، والنقمة من العذاب والانتقام ، كأنّه أَنكر عليه فعاقبه . ۱
قال ابن الأَثير: في أَسماء اللّه تعالى «المنتقم» هو المبالغ في العقوبة لمن يشاء . ۲

المنتقم في القرآن والحديث

لقد نُسبت مشتقّات مادّة «نقم» إِلى اللّه تعالى ثلاث عشرة مرّةً في القرآن الكريم . ووردت عبارة «عزيز ذوانتقام» في اللّه عز و جل أَربع مرّات ۳ ، وصفة «منتقمون» ثلاث مرّات ۴ .
إِنّ انتقام اللّه في هذه الآيات يشمل الكفّار ، والمكذّبين ، والمجرمين ، والعاصين ، وبالنظر إِلى المعنى اللغويّ لمادّة «نقم» و«انتقام» فإنّ ملاحظتين جديرتان بالاهتمام :
الأُولى : لا يَصدُق الانتقام إِلّا إِذا كان الجُرم المرتكب كبيرا ، ومن ثمّ تكون عقوبته ثقيلةً أَيضا ، لذا جاء في الحديث : «المُنتَقِمُ مِمَّن عَصاهُ بِأَليمِ العَذابِ» ۵ .
والثانية : إِنّ الانتقام لا يعني العقوبة والعذاب فحسب ، بل هما مع الإنكار ؛ لأنَّ كراهة اللّه سبحانه بمعنى إنكاره ، وهاتان الملاحظتان تبيّنان التفاوت بين صفة المنتقم والصفات المماثلة كالمعذّب ، والمخزي ، والمهلك .
إِنّ النقطة الأَخيرة هي انّه استبان من المباحث المذكورة أَنّ الانتقام الإلهيّ يعني العقوبة على الجرم الكبير مصحوبةً بالإنكار ، وهذا المعنى يتحققّ على أَساس العدل الإلهيّ ، من هنا يتباين انتقام اللّه والانتقام المألوف بين النَّاس الذي يجري تشفّيا للقلب وقد يرافقه الظلم والعدوان عادةً .

1.معجم مقاييس اللغة : ج ۵ ص ۴۶۴ ، المصباح المنير : ص ۶۲۳ .

2.النهاية : ج ۵ ص ۱۱۰ .

3.آل عمران : ۴ ، المائدة : ۹۵ ، إبراهيم : ۴۷ ، الزمر : ۳۷ .

4.السجدة : ۲۲ ، الزخرف : ۴۱ ، الدخان : ۱۶ .

5.راجع : البلد الأمين : ص ۱۱۳ ، بحارالأنوار : ج ۹۰ ص ۱۷۱ ح ۱۹ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6938
صفحه از 643
پرینت  ارسال به