587
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم

۲۱۶۲.امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا ، در حالى از دنيا رفت كه بدهكار بود .

۲۱۶۳.صحيح مسلمـ به نقل از عمر ـ: خدمت پيامبر خدا رسيدم و ايشان ، روى حصيرى نشسته بود . من هم نشستم . ديدم جز يك اِزار ، چيز ديگرى بر تن ندارد و حصير بر پهلويش رد انداخته است . در گوشه اى از اتاق ، مشتى جو به اندازه يك صاع و مقدارى برگ درخت سَلَم [براى دبّاغى كردن پوست] به چشم مى خورد و يك پوست دباغى نشده اى هم آويزان بود . اشك از چشمانم سرازير شد . پيامبر خدا فرمود : «چرا گريه مى كنى ، پسر خطّاب؟» .
گفتم : اى پيامبر خدا! چرا گريه نكنم ، وقتى مى بينم كه اين حصير بر پهلوى شما رد انداخته و اين هم خزانه شماست ، در حالى كه كسرا و قيصر در باغ هاى پر از ميوه و جويبار زندگى مى كنند و شما كه پيامبر و برگزيده خدا هستى ، اين وضع خزانه تان است؟!
فرمود : «اى پسر خطّاب! آيا نمى پسندى كه آخرت ، از آنِ ما باشد و دنيا از آنِ ايشان؟» .

۲۱۶۴.الترغيب و الترهيبـ به نقل از عمر ـ: از پيامبر خدا ، اجازه ورود خواستم و در اتاقى بر او وارد شدم . او روى بوريايى از برگ درخت خرما دراز كشيده و قسمتى از بدنش روى خاك بود . زير سرش بالشى پُر شده از الياف خرما قرار داشت و بالاى سرش پوستى خيسانده شده در مايع دبّاغى ـ كه بوى بدى از آن به مشام مى رسيد ـ آويزان بود و در گوشه اتاق ، مقدارى برگ درخت سَلَم قرار داشت .
به پيامبر صلى الله عليه و آله سلام كردم و نشستم و گفتم : شما پيامبر و برگزيده خدايى و كسرا و قيصر بر تخت هاى طلا و فرش هاى ديبا و حرير بنشينند؟!
فرمود : «آنان ، كسانى هستند كه نعمت هاى زودگذر در همين دنيا به آنها داده شده و ما مردمى هستيم كه نعمت هايمان در آخرت به ما داده مى شود» .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
586

۲۱۶۲.عنه عليه السلام :ماتَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وعلَيهِ دَينٌ . ۱

۲۱۶۳.صحيح مسلم عن عمر :دَخَلتُ عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهُوَ مُضطَجِعٌ عَلى حَصيرٍ، فَجَلَستُ ، فَأَدنى عَلَيهِ إزارَهُ ، ولَيس عَلَيهِ غَيرُهُ ، وإذَا الحَصيرُ قَد أثَّرَ في جَنبِهِ ، فَنَظَرتُ بِبَصَري في خِزانَةِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَإذا أنا بِقَبضَةٍ مِن شَعيرٍ نَحوِ الصَّاعِ ، ومِثلَها قَرظاً ۲ في ناحِيَةِ الغُرفَةِ ، وإذا أفيقٌ ۳ مُعَلَّقٌ ، قالَ : فَابتَدَرَت عَينايَ ، قالَ : ما يُبكيكَ يَابنَ الخَطَّابِ ؟ قُلتُ : يا نَبيَّ اللّهِ ، وما ليَ لا أبكي وهذا الحَصيرُ قَد أثَّرَ في جَنبِكَ وهذهِ خِزانَتُكَ لا أرى فيها إلَا ما أرى ، وذاكَ قَيصرُ وكِسرى فِي الثِّمارِ وَالأَنهارِ ، وأنتَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وصَفوَتُهُ ، وهذِهِ خِزانَتُكَ ؟! فَقالَ : يَابنَ الخَطَّابِ ، ألا تَرضى أن تَكونَ لَنا الآخِرَةُ ولَهُمُ الدُّنيا ؟ ! ۴

۲۱۶۴.الترغيب والترهيب عن عمر :استَأذَنتُ على رسولِ اللّه صلى الله عليه و آله فدَخَلتُ علَيهِ في مَشرَبَةٍ ۵ وإنّهُ لَمُضطَجِعٌ على خَصَفَةٍ إنّ بَعضَهُ لَعلَى التُّرابِ ، وتَحتَ رأسِهِ وِسادَةٌ مَحشُوَّةٌ لِيفا ، وإنّ فَوقَ رأسِهِ لَاءهابا عَطِنا ، وفي ناحِيَةِ المَشرَبَةِ قَرَظٌ ، فسَلَّمتُ علَيهِ فجَلَستُ ، فقلتُ : أنتَ نَبيُّ اللّهِ وصَفوَتُهُ وكِسرى وقَيصرُ على سُرُرِ الذَّهَبِ وفُرُشِ الدِّيباجِ والحَريرِ ؟ ! فقالَ : اُولئكَ عُجِّلَت لَهُم طَيِّباتُهُم وهِيَ وَشيكَةُ الانقِطاعِ ، وإنّا قَومٌ اُخِّرَت لنا طَيِّباتُنا في آخِرَتِنا . ۶

1.الكافي : ج ۵ ص ۹۳ ح ۲ عن معاوية بن وهب ، بحار الأنوار : ج ۱۶ ص ۲۷۵ ح ۱۱۱ .

2.القَرَظ : ورق السَّلَم يُدبَغُ به (الصحاح : ج ۳ ص ۱۱۷۷ «قرظ») .

3.الأفيق : هو الجلد الذي لم يتمّ دباغه ، وقيل : هو ما دُبِغَ بغير القَرَظ (النهاية : ج ۱ ص ۵۵ «أفق») .

4.صحيح مسلم : ج ۲ ص ۱۱۰۶ ح ۳۰ .

5.المَشْربة ـ بضمّ الراء وفتحها ـ : الغُرفة (النهاية : ج ۲ ص ۴۵۵) .

6.الترغيب والترهيب : ج ۴ ص ۲۰۰ ح ۱۲۰ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7183
صفحه از 643
پرینت  ارسال به