583
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم

۲۱۵۶.تاريخ دمشقـ به نقل از مُنيب ـ: در جاهليّت ، پيامبر خدا را ديدم كه مى فرمود : «اى مردم! بگوييد : هيچ خدايى جز اللّه نيست تا رستگار شويد» ؛ امّا بعضى به صورت او ، آب دهان مى انداختند و بعضى به رويش خاك مى پاشيدند و بعضى دشنامش مى دادند . در اين هنگام ، دختركى قدح آبى آورد و پيامبر صلى الله عليه و آله صورت و دست هاى خود را شست و فرمود : «دختركم! شكيبا باش و براى مغلوبيّت و خوارى پدرت ، اندوهگين مباش» .
من پرسيدم : اين دخترك كيست؟
گفتند : زينب ، دختر پيامبر خداست و او دختركى نوجوان بود .

۲۱۵۷.صحيح البخارىـ به نقل از ابن مسعود ـ: انگار پيامبر خدا را مى بينم كه داستان پيامبرى از پيامبران را به نمايش مى گذارد كه قومش او را زدند و خونين كردند و او خون از چهره اش پاك مى كرد و مى گفت : «بار خدايا! قوم مرا بيامرز ؛ چرا كه آنان نادان اند» .

م ـ پايدار

قرآن

«پس همچنان كه دستور يافته اى ، پايدارى كن و هر كه با تو توبه كرده [نيز چنين كند] ، و سركشى مكنيد ، كه او به آنچه انجام مى دهيد ، بيناست» .

حديث

۲۱۵۸.تفسير القمّى :آيه : «و شگفتى مى كردند كه هشداردهنده اى از خودشان براى آنان آمده است» در مكّه نازل شد . وقتى پيامبر خدا دعوت خود را در مكّه آشكار ساخت ، قريش نزد ابو طالب رفتند و گفتند : اى ابو طالب! برادرزاده تو ، ما را نابخرد مى خواند و به خدايانمان بد مى گويد و جوانانمان را فاسد مى سازد و اتّحاد ما را از هم مى پاشد . اگر نادارى ، او را وا مى دارد كه چنين سخنانى را مطرح كند ، ما حاضريم برايش پولى جمع كنيم ، به طورى كه ثروتمندترين مرد قريش شود و او را فرمان رواى خود ، قرار مى دهيم .
ابو طالب ، اين سخن قريش را به اطّلاع پيامبر صلى الله عليه و آله رسانيد . ايشان فرمود : «اگر خورشيد را در دست راست من و ماه را در دست چپم بگذارند ، چنين چيزى را نمى خواهم ؛ بلكه يك كلمه به من بدهند تا به وسيله آن بر عرب پادشاهى كنند و غير عرب در برابرشان سر فرود آورند و شهريارانِ بهشت باشند» .
ابو طالب ، اين سخن را به اطّلاع قريش رسانيد .
آنها گفتند : حاضريم ده كلمه به او بگوييم . پيامبر خدا به آنان فرمود : «گواهى دهيد كه : هيچ خدايى جز اللّه نيست و من ، فرستاده خدا هستم» .
آنان گفتند : ما سيصد و شصت خدا را بگذاريم و يك خدا را بپرستيم؟!
در اين هنگام ، خداوند سبحان ، اين آيه را فرو فرستاد : «وَ عَجِبُواْ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ وَ قَالَ الْكَـفِرُونَ هَـذَا سَـحِرٌ كَذَّابٌ» ـ تا آيه ـ «اخْتِلَـقٌ» . اختلاق ، به معناى دروغ بافى است .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
582

۲۱۵۶.تاريخ دمشق عن منيب :رَأيتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فِي الجَاهِليَّةِ وهُوَ يَقولُ : أيُّها النَّاسُ ، قولوا : لا إلهَ إلَا اللّهُ تُفلِحوا ، فَمِنهُم مَن تَفَلَ في وَجهِهِ ، ومِنهُم مَن حَثا عَلَيهِ التُّرابَ ، ومِنهُم مَن سَبَّهُ ، فَأقبَلَت جارِيَةٌ بِعُسٍّ مِن ماءٍ فَغَسَلَ وَجهَهُ ويَدَيهِ وقالَ : يا بُنَيَّةُ ، اصبِري ولا تَحزَني ولا تخافي عَلى أبيكِ غَلَبَةً ولا ذُلّاً .
فَقُلتُ : مَن هذهِ ؟ فَقالوا : زَينَبُ بِنتُ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهِيَ جارِيَةٌ وَصيفٌ . ۱

۲۱۵۷.صحيح البخاري عن ابن مسعود :كَأنِّي أنظُرُ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله يَحكي نَبِيَّا مِنَ الأنبِياءِ ضَربَهُ قَومُهُ فَأدمَوهُ ، وهُوَ يَمسَحُ الدَّمَ عَن وَجهِهِ ويَقولُ : اللَّهُمَّ اغفِر لِقَومي فَإنَّهُم لا يَعلَمونَ . ۲

م ـ صامد

الكتاب

«فَاسْتَقِمْ كَمَآ أُمِرْتَ وَ مَن تَابَ مَعَكَ وَ لَا تَطْغَوْاْ إِنَّهُ و بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ» . ۳

الحديث

۲۱۵۸.تفسير القُمّي : «وعَجِبوا أنْ جاءَهُم مُنْذِرٌ مِنْهُم» ۴ قال : نَزَلَت بمَكّةَ ، لَمّا أظهَرَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله الدَّعوَةَ بمَكّةَ اجتَمَعَت قُرَيشٌ إلى أبي طالِبٍ فقالوا : يا أبا طالِبٍ ، إنّ ابنَ أخيكَ قد سَفّهَ أحلامَنا ، وسَبَّ آلِهَتَنا وأفسَدَ شَبابَنا ، وفَرَّقَ جَماعَتَنا ، فإن كانَ الّذي يَحمِلُهُ على ذلكَ العُدمُ جَمَعْنا لَهُ مالاً حتّى يكونَ أغنى رجُلٍ في قُرَيشٍ ونُمَلِّكَهُ علَينا . فأخبَرَ أبو طالِبٍ رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله بذلكَ ، فقالَ : لَو وَضَعوا الشَّمسَ في يَميني والقَمَرَ في يَساري ما أرَدتُهُ ، ولكنْ يُعطوني كَلِمَةً يَملِكونَ بها العَرَبَ ، ويَدينُ لَهُم بها العَجَمُ ، ويكونونَ مُلوكا في الجَنَّةِ ، فقالَ لَهُم أبو طالبٍ ذلكَ ، فقالوا : نَعَم وعَشرَ كَلِماتٍ ، فقالَ لَهُم رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله تَشهَدون أن لا إلهَ إلّا اللّهُ ، وأ نّي رَسولُ اللّهِ ، فقالوا : نَدَعُ ثلاثَ مِائةٍ وسِتِّينَ إلها ونَعبُدُ إلها واحِدا ؟ ! فأنزَلَ اللّهُ سبحانَهُ : «وعَجِبوا أنْ جاءَهُم مُنْذِرٌ مِنْهُم وقالَ الكافِرونَ هذا ساحِرٌ كَذّابٌ ـ إلى قولهِ ـ إلّا اختِلاقٌ» أي تَخليطٌ . ۵

1.تاريخ دمشق : ج ۵۷ ص ۱۸۸ .

2.صحيح البخاري : ج ۳ ص ۱۲۸۲ ح ۳۲۹۰ .

3.هود : ۱۱۲ .

4.ص : ۴ .

5.تفسير القمي : ج ۲ ص ۲۲۸ ، بحار الأنوار : ج ۱۸ ص ۱۸۲ ح ۱۲ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6855
صفحه از 643
پرینت  ارسال به