579
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم

۲۱۴۸.سنن ابن ماجةـ به نقل از ابن مسعود ـ: مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و در حالى كه بدنش مى لرزيد ، با ايشان به صحبت پرداخت . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «آرام باش . من كه پادشاه نيستم . من ، فرزند زنى هستم كه گوشت خشكيده نمك سود مى خورْد» .

ك ـ توكّل كننده

۲۱۴۹.امام صادق عليه السلام :در جنگ ذات الرقاع ، پيامبر خدا در كنار درّه اى زير درختى توقّف كرد . در همين هنگام ، سيلى آمد و ميان ايشان و اصحاب فاصله انداخت .
مردى از مشركان متوجّه شد كه ياران پيامبر صلى الله عليه و آله از او دور افتاده اند و منتظر بند آمدن سيل هستند . به همرزمان خود گفت : من ، محمّد را مى كُشم . آمد و به روى پيامبر خدا شمشير كشيد و گفت : اى محمّد! كيست كه تو را از دست من نجات دهد؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «آن كه پروردگار من و توست» .
در اين هنگام ، جبرئيل ، آن مرد را از اسبش پرت كرد و او به پشت ، روى زمين افتاد . پيامبر خدا ، برخاست و شمشير را برداشت و روى سينه او نشست و فرمود : «اى غورث! كيست كه تو را از دست من نجات دهد؟» .
گفت : بخشندگى و آقايى تو ، اى محمّد!
پيامبر صلى الله عليه و آله او را رها كرد . مرد از جا برخاست ، در حالى كه مى گفت : به خدا سوگند كه تو از من ، بهتر و بزرگوارترى .

۲۱۵۰.صحيح مسلمـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ: با پيامبر خدا براى شركت در جنگى به طرف نجد ، حركت كرديم . پيامبر صلى الله عليه و آله در يك وادىِ پر از درختان خاردار ، به ما رسيد و زير درختى پياده شد و شمشيرش را به يكى از شاخه هاى آن آويخت . مسلمانان براى پناه گرفتن در سايه درختان ، در وادى پراكنده شدند .
پيامبر خدا فرمود : «من خوابيده بودم كه مردى آمد و شمشير را برداشت . از خواب ، بيدار شدم . ديدم او بالاى سرم ايستاده است . همين قدر فهميدم كه شمشير در دست هاى او مى درخشد . آن مرد به من گفت : كيست كه تو را از دست من بِرَهاند؟
گفتم : خدا .
دوباره گفت : كيست كه تو را از دست من برهاند؟
من گفتم : خدا .
آن مرد شمشير را غلاف كرد و نشست» .
و پيامبر خدا هم متعرّض او نشد .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
578

۲۱۴۸.سنن ابن ماجة عن ابن مسعود :أتى النَّبيَّ صلى الله عليه و آله رجُلٌ فكَلَّمَهُ، فجَعَلَ تَرعُدُ فَرائصُهُ ، فقالَ لَهُ : هَوِّن علَيكَ فإنّي لَستُ بمَلِكٍ ، إنّما أنا ابنُ امرأةٍ تأكُلُ القَديدَ . ۱

ك ـ متوكل

۲۱۴۹.الإمام الصّادق عليه السلام :نَزَلَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله في غَزوَةِ ذاتِ الرِّقاعِ تَحتَ شَجَرَةٍ على شَفيرِ وادٍ ، فأقبَلَ سَيلٌ فحالَ بَينَهُ وبَينَ أصحابِهِ فرآهُ رجُلٌ مِن المُشرِكينَ والمُسلِمونَ قِيامٌ على شَفيرِ الوادي يَنتَظِرونَ مَتى يَنقَطِعُ السَّيلُ ، فقالَ رجُلٌ مَن المُشرِكينَ لقَومِهِ : أنا أقتُلُ محمّدا ، فجاءَ وشَدَّ على رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله بالسَّيفِ ، ثُمّ قالَ : مَن يُنْجِيكَ مِنّي يا محمّدُ ؟! فقالَ : رَبِّي ورَبُّكَ ، فنَسَفَهُ جَبرئيلُ عليه السلام عن فَرَسِهِ فسَقَطَ على ظَهرِهِ ، فقامَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وأخذَ السَّيفَ وجَلَسَ على صَدرِهِ وقالَ : مَن يُنْجِيكَ مِنّي يا غورثُ ؟! فقالَ : جُودُكَ وكَرمُكَ يا محمّدُ ، فتَرَكَهُ فقامَ وهُو يقولُ : واللّهِ، لَأنتَ خَيرٌ مِنّي وأكرَمُ . ۲

۲۱۵۰.صحيح مسلم عن جابر بن عبد اللّه :غَزَونا معَ رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله غَزوَةً قِبَلَ نَجدٍ ، فأدرَكْنا رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله في وادٍ كَثيرِ العَضاهِ ۳ ، فنَزَلَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله تَحتَ شَجَرَةٍ فعَلَّقَ سَيفَهُ بغُصنٍ مِن أغصانِها . قالَ : وتَفَرَّقَ النّاسُ في الوادي يَستَظِلُّونَ بالشَّجَرِ . قالَ : فقالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : إنّ رجُلاً أتاني وأنا نائمٌ ، فأخَذَ السَّيفَ فاستَيقَظتُ وهو قائمٌ على رأسي ، فلَم أشعُرْ إلّا والسَّيفُ صَلْتا في يَدِهِ ، فقالَ لي : مَن يَمنَعُكَ مِنّي ؟! قالَ : قُلتُ : اللّهُ . ثُمّ قالَ في الثّانِيَةِ : مَن يَمنَعُكَ مِنّي ؟! قالَ : قُلتُ : اللّهُ، فشامَ السَّيفَ فها هُو ذا جالِسٌ . ثُمّ لَم يَعرِضْ لَهُ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله . ۴

1.سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۱۱۰۱ ح ۳۳۱۲ .

2.الكافي : ج ۸ ص ۱۲۷ ح ۹۷ عن أبي بصير ، بحار الأنوار : ج ۲۰ ص ۱۷۹ ح ۶ .

3.العضاه : كلّ شجر عظيم له شوك (النهاية : ج ۳ ص ۲۵۵) .

4.صحيح مسلم : ج ۴ ص ۱۷۸۶ ح ۱۳ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7503
صفحه از 643
پرینت  ارسال به