۲۱۳۴.امام صادق عليه السلام :جبرئيل عليه السلام نزد پيامبر خدا آمد و او را [ميان قبول پادشاهى و خزاين دنيا و ترك آنها ]مخيّر كرد و از روى خيرخواهى به ايشان اشاره كرد كه براى خداى متعال ، فروتنى كند [و دنيا را رد كند] . پس ، پيامبر خدا براى فروتنى در برابر خداوند ـ تبارك و تعالى ـ ، چون بردگان ، غذا مى خورد و مانند بردگان [روى زمين ]مى نشست .
۲۱۳۵.امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا ، روى زمين نشسته بود و غذا مى خورد . زنِ تندزبانى از كنار ايشان رد شد و گفت : اى محمّد! به خدا سوگند كه تو مانند بندگان ، غذا مى خورى و مانند بندگان مى نشينى .
پيامبر خدا به او فرمود : «واى بر تو! كدام بنده ، بنده تر از من است؟» .
زن گفت : لقمه اى از غذايت به من بده .
پيامبر خدا ، لقمه اى به او داد . زن گفت : نه به خدا ، بايد لقمه اى را كه در دهانت هست ، به من بدهى !
پيامبر صلى الله عليه و آله لقمه را از دهانش در آورد و به او داد و زن ، آن را خورد .
۲۱۳۶.المعجم الكبيرـ به نقل از ابن عمر : ـاز پيامبر خدا شنيدم كه مى فرمود : «جبرئيل ، نزد من بود كه فرشته اى از آسمان بر من فرود آمد . اين فرشته كه بر هيچ پيامبرى پيش از من فرود نيامده بود و بعد از من نيز بر هيچ كس فرود نخواهد آمد ، اسرافيل بود . او گفت : سلام بر تو ، اى محمّد! و سپس گفت : من ، فرستاده پروردگارت به سوى تو هستم . به من فرمان داده است تو را مخيّر سازم كه اگر مى خواهى ، پيامبرى و بندگى را برگزين و اگر مى خواهى ، پيامبرى و پادشاهى را .
من به جبرئيل نگاه كردم . او به من اشاره كرد كه فروتنى كن . پس گفتم : پيامبرى و بندگى را انتخاب كردم» .
۲۱۳۷.الطبقات الكبرىـ به نقل از يحيى بن ابى كثير ـ: پيامبر خدا فرمود : «من ، همان گونه غذا مى خورم كه بندگان مى خورند و همان طور مى نشينم كه بندگان مى نشينند ؛ زيرا من در حقيقت ، بنده هستم» .
پيامبر صلى الله عليه و آله همواره دو زانو مى نشست .
۲۱۳۸.كنز العمّالـ به نقل از ابو اُمامه ـ: [روزى] پيامبر صلى الله عليه و آله به طرف بقيع ره سپار شد . اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله در پى ايشان به راه افتادند . پيامبر صلى الله عليه و آله ايستاد و به آنها دستور داد جلو بروند و آن گاه خود در پى آنها حركت كرد . علّت را پرسيدند . فرمود : «من ، صداى كفش هاى شما را شنيدم و ترسيدم چيزى از تكبّر ، به وجودم راه يابد» . ۱