573
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم

۲۱۳۴.امام صادق عليه السلام :جبرئيل عليه السلام نزد پيامبر خدا آمد و او را [ميان قبول پادشاهى و خزاين دنيا و ترك آنها ]مخيّر كرد و از روى خيرخواهى به ايشان اشاره كرد كه براى خداى متعال ، فروتنى كند [و دنيا را رد كند] . پس ، پيامبر خدا براى فروتنى در برابر خداوند ـ تبارك و تعالى ـ ، چون بردگان ، غذا مى خورد و مانند بردگان [روى زمين ]مى نشست .

۲۱۳۵.امام صادق عليه السلام :پيامبر خدا ، روى زمين نشسته بود و غذا مى خورد . زنِ تندزبانى از كنار ايشان رد شد و گفت : اى محمّد! به خدا سوگند كه تو مانند بندگان ، غذا مى خورى و مانند بندگان مى نشينى .
پيامبر خدا به او فرمود : «واى بر تو! كدام بنده ، بنده تر از من است؟» .
زن گفت : لقمه اى از غذايت به من بده .
پيامبر خدا ، لقمه اى به او داد . زن گفت : نه به خدا ، بايد لقمه اى را كه در دهانت هست ، به من بدهى !
پيامبر صلى الله عليه و آله لقمه را از دهانش در آورد و به او داد و زن ، آن را خورد .

۲۱۳۶.المعجم الكبيرـ به نقل از ابن عمر : ـاز پيامبر خدا شنيدم كه مى فرمود : «جبرئيل ، نزد من بود كه فرشته اى از آسمان بر من فرود آمد . اين فرشته كه بر هيچ پيامبرى پيش از من فرود نيامده بود و بعد از من نيز بر هيچ كس فرود نخواهد آمد ، اسرافيل بود . او گفت : سلام بر تو ، اى محمّد! و سپس گفت : من ، فرستاده پروردگارت به سوى تو هستم . به من فرمان داده است تو را مخيّر سازم كه اگر مى خواهى ، پيامبرى و بندگى را برگزين و اگر مى خواهى ، پيامبرى و پادشاهى را .
من به جبرئيل نگاه كردم . او به من اشاره كرد كه فروتنى كن . پس گفتم : پيامبرى و بندگى را انتخاب كردم» .

۲۱۳۷.الطبقات الكبرىـ به نقل از يحيى بن ابى كثير ـ: پيامبر خدا فرمود : «من ، همان گونه غذا مى خورم كه بندگان مى خورند و همان طور مى نشينم كه بندگان مى نشينند ؛ زيرا من در حقيقت ، بنده هستم» .
پيامبر صلى الله عليه و آله همواره دو زانو مى نشست .

۲۱۳۸.كنز العمّالـ به نقل از ابو اُمامه ـ: [روزى] پيامبر صلى الله عليه و آله به طرف بقيع ره سپار شد . اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله در پى ايشان به راه افتادند . پيامبر صلى الله عليه و آله ايستاد و به آنها دستور داد جلو بروند و آن گاه خود در پى آنها حركت كرد . علّت را پرسيدند . فرمود : «من ، صداى كفش هاى شما را شنيدم و ترسيدم چيزى از تكبّر ، به وجودم راه يابد» . ۱

1.گفتنى است كه آنچه در اين احاديث به عنوان نشانه هاى فروتنى آمده، يك قاعده كلّى كه نشانگر نبودن كبر در وجود شخص باشد ، نيست؛ بلكه در اشخاص و زمان ها و موارد مختلف، فرق مى كند؛ چرا كه گفته اند: «عدّه اى از مردم هستند كه به قصد فروتنى پشمينه مى پوشند؛ امّا دل هايشان آكنده از خودپسندى و كبر است».


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
572

۲۱۳۴.الإمام الصّادق عليه السلام :إنَّ جَبرئيلَ عليه السلام أتى رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فخَيَّرَهُ، وأشارَ علَيهِ بالتَّواضُعِ ، وكانَ لَهُ ناصِحا ، فكانَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يأكُلُ إكلَةَ العَبدِ ؛ ويَجلِسُ جِلسَةَ العَبدِ تَواضُعا للّهِ تباركَ وتعالى . ۱

۲۱۳۵.عنه عليه السلام :مَرَّتِ امرَأةٌ بَذِيَّةٌ برسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهُو يأكُلُ وهو جالِسٌ علَى الحَضيضِ ، فقالَت : يا محمّدُ ، واللّهِ إنّكَ لَتأكُلُ أكلَ العَبدِ ، وتَجلِسُ جُلوسَهُ ! فقالَ لَها رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : وَيحَكِ! وأيُّ عَبدٍ أعبَدُ مِنّي ؟! قالَت : فناوِلْني لُقمَةً مِن طَعامِكَ ، فناوَلَها ، فقالَت : لا واللّهِ إلّا الّتي في فِيكَ ! فأخرَجَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله اللُّقمَةَ مِن فَمِهِ فناوَلَها فَأكَلَتها . ۲

۲۱۳۶.المعجم الكبير عن ابن عمر :سَمِعتُ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله يَقولُ : لَقَد هَبَطَ عَليَّ مَلَكٌ مِن السَّماءِ ما هَبَطَ عَلَى نَبِيٍّ قَبلي ولا يَهبِطُ عَلَى أحَدٍ مِن بَعدي وهُوَ إسرافيلُ وعِندهُ جِبريلُ ، فَقالَ : السَّلامُ عَلَيكَ يا مُحَمَّدُ . ثُمَّ قَالَ : أنا رَسولُ رَبِّكَ إلَيكَ أمَرَني أن أخبِرَكَ إن شِئتَ نَبيَّا عَبدَا ، وإن شِئتَ نَبيَّا مَلِكا . فَنَظَرتُ إلى جِبريلَ فَأومى جِبريلُ إلَيَّ أن تَواضَع ، فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله عِندَ ذلِكَ : نَبيَّا عَبدَا . ۳

۲۱۳۷.الطبقات الكبرى عن يحيى بن أبي كثير :قَالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : آكُلُ كَما يأكُلُ العَبدُ ، وأجلِسُ كَما يَجلِسُ العَبدُ ؛ فَإنَّما أنا عَبدٌ . وكانَ النَّبيُّ صلى الله عليه و آله يَجلِسُ مُحتَفِزا . ۴

۲۱۳۸.كنز العمّال عن أبي اُمامة :إنّ النَّبيَّ صلى الله عليه و آله خَرَجَ إلَى البَقيعِ فَتَبِعَهُ أصحابُهُ فَوَقَفَ وأمَرَهُم أن يَتَقَدَّموا، ثُمَّ مَشى خَلفَهُم، فَسُئِلَ عَن ذلِكَ فَقَالَ : إنِّي سَمِعتُ خَفقَ نِعالِكُم ، فَأشفَقتُ أن يَقَعَ في نَفسِي شَيءٌ مِن الكِبرِ ۵ . ۶

1.الكافي : ج ۸ ص ۱۳۱ ح ۱۰۱ عن علي بن المغيرة ، بحار الأنوار : ج ۱۶ ص ۲۷۸ ح ۱۱۷ .

2.المحاسن : ج ۲ ص ۲۴۵ ح ۱۷۶۰ عن الحسن الصيقل ، بحار الأنوار : ج ۶۶ ص ۴۲۰ ح ۳۳ .

3.المعجم الكبير : ج ۱۲ ص ۲۶۷ ح ۱۳۳۰۹ .

4.الطبقات الكبرى : ج ۱ ص ۳۷۱ .

5.كنز العمّال : ج ۳ ص ۸۳۰ ح ۸۸۷۸ نقلاً عن الديلمي .

6.الاُمور المذكورة في الأحاديث ليست قانونا كلّيّا تكشف عن عدم وجود الكبر ، بل تختلف باختلاف الأشخاص والأعصار والموارد، فقد قيل : «إنّ من الناس ناساً يلبسون الصوف إرادة التواضع وقلوبهم مملوءة عُجبا وكِبرا» فتأمّل .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7696
صفحه از 643
پرینت  ارسال به